آموزش عالی رایگان دانشگاه مجانی
‫اقتصاد و زندگی‬

تحصیلات عالی رایگان: مرثیه‌ای برای یک رویا

رایگان بودن یا نبودن تحصیلات همیشه موضوع بحث بوده است. عده‌ای از تحصیلات عالی رایگان حمایت می‌کنند و هستند کسانی که این شیوه از تحصیل را مناسب نمی‌دانند. در کشور خودمان دیده‌ایم که طبقه متوسط و مرفه مدارس غیرانتفاعی را به مدرسه‌های دولتی ترجیح می‌دهند. در سال‌های اخیر کیفیت مدارس غیرانتفاعی رشد کرده است. از طرف دیگر خلوت شدن مدارس دولتی به کیفیت تحصیلی اقشار ضعیف‌تر کمک می‌کند.

اما در تحصیلات عالی هنوز مشکل بزرگی وجود دارد. بهترین دانشگاه‌های کشور رایگان هستند، ولی برای بهره‌مند شدن از کیفیت آموزش پایین‌تر باید پول پرداخت کنیم. آیا اقتصاد می‌تواند این شیوه را تایید کند؟ پیتزای خوب رایگان است، اما اگر پیتزای بدتر می‌خواهید باید پول را بدهید!

چه کسی پول تحصیل دانشجویان را پرداخت می‌کند؟

تحصیل در دانشگاه سراسری در عمل رایگان نیست. از یک‌سو برای ورود به این دانشگاه رقابت وجود دارد. از سوی دیگر اگر کسی وارد دانشگاه بشود، جا را برای دیگر متقاضیان ورود تنگ می‌کند. صندلی دانشگاه، درست مثل صندلی سینما یک کالای رقابتی و محروم‌کردنی است. چنین کالایی حتما رایگان نیست.

وقتی چیزی نباید رایگان باشد، اما برای استفاده از آن کسی پولی از شما نمی‌گیرد، یعنی دیگران در جایی دیگر پول آن را پرداخته‌اند. درست مثل غذای نذری.

وقتی چیزی نباید رایگان باشد، اما برای استفاده از آن کسی پولی از شما نمی‌گیرد، یعنی دیگران در جایی دیگر پول آن را پرداخته‌اند.

ممکن است فکر کنید دولت دارد پول تحصیل دانشجوها را می‌دهد؛ اما دولت از کجا این پول را تامین می‌کند؟ از مالیات، از پول نفت، از بانک مرکزی و در یک‌کلام از منابع عمومی؛ یعنی تک‌تک مردم دارند هزینه تحصیل در دانشگاه‌های سراسری را پرداخت می‌کنند. در همین لحظه که در حال خواندن این مقاله هستید، دارید پول تحصیل عده‌ای را می‌پردازید.

یک نفر پول ناهار من را بدهد

طبیعی است که دولت پول عموم مردم را برای کالاهای عمومی خرج کند. کالاهای عمومی رقابتی نیستند و هیچ‌کس نمی‌تواند دیگران را از آن‌ها محروم کند. اتوبان، امنیت ملی و بهداشت، کالاهایی عمومی هستند؛ اما مگر تحصیل در دانشگاه شریف کالایی عمومی است که عموم مردم پول آن را بدهند؟ یک نفر می‌خواهد درس بخواند و برای خودش آینده بهتری بسازد. چرا ما باید پولش را بدهیم؟ وقتی فکر می‌کنیم که تعداد زیادی از این فارغ‌التحصیل‌ها کشور را ترک می‌کنند، اوضاع وخیم‌تر می‌شود.

یک مغالطه معروف این است که در نهایت عموم مردم از فواید تحصیل یک دانشجو بهره‌مند می‌شوند. فعالیت‌های یک انسان تحصیل‌کرده آثار جانبی مثبت دارد و برای جامعه اضافه رفاه به همراه می‌آورد.

پرسش اینجا است که آیا کتاب‌خواندن من آثار جانبی مثبت ندارد؟ آیا مردم حاضرند پول خرید کتاب‌های من را بپردازند؟ آیا تولید خودرو، غذا و خبر هیچ سودی به عموم مردم نمی‌رساند؟ چرا از آن‌ها حمایت نمی‌شود؟

آموزش عالی رایگان کتاب پول اوریگامی

آیا باید از هر کاری که آثار جانبی مثبت داشته باشد حمایت کنیم؟

زمانی همه برای استفاده از یک کالا پول می‌دهند که هیچ‌کس حاضر نیست هزینه بهره‌مندی از منافع این کالا را بپردازد، ولی همه می‌خواهند از آن استفاده کنند: کسی برای تمیز کردن کوچه نظافت‌کار استخدام نمی‌کند، اما همه کوچه‌ای تمیز می‌خواهند؛ بنابراین دولت پول نظافت را از همه ‌می‌گیرد.

میان این همه خواهندگان به من چه رسد؟

برخی معتقدند که باید تحصیلات عالی رایگان باشد تا طبقات پایین جامعه هم فرصت داشته باشند به دانشگاه وارد شوند. به‌بیان‌دیگر هدف از تحصیلات عالی رایگان ایجاد یک فرصت برابر آموزشی است؛ اما آیا واقعا فرصتی برابر وجود دارد؟

تقاضا برای هر کالای مطلوبی که ارزان باشد زیاد می‌شود. تعداد کسانی که در آزمون سراسری ثبت‌نام می‌کنند نشان می‌دهد که تقاضا برای ورود به دانشگاه زیاد است. به خاطر این تقاضای بالا، برای ورود به دانشگاه صف تشکیل می‌شود. همین صف باعث می‌شود که رقابت برای ورود به دانشگاه سخت باشد. طبیعتا ثروتمندها راحت‌تر می‌توانند از پس این رقابت سنگین بربیایند.

طبقات ضعیف نمی‌توانند از عده این مخارج بربیایند، اما ‌آن‌ها در تامین مخارج تحصیلی کسانی مشارکت می‌کنند که هیچ نیازی به کمک‌هزینه تحصیلی ندارند.

کلاس کنکور، کتاب کمک‌آموزشی، آزمون آزمایشی، معلم خصوصی و مواردی ازاین‌دست هزینه زیادی دارند که اقشار کم‌درآمد به سادگی از عهده آن‌ها برنمی‌آیند. دانش‌آموزان برای این که از سد رقابت عبور کنند و به دانشگاهی مثل شریف وارد شوند، به محیطی آرام برای مطالعه نیاز دارند. دسترسی به این محیط برای طبقه ضعیف دشوارتر است.

آموزش عالی رایگان هزینه پول کتاب کنکور

قبول شدن در دانشگاه‌های رایگان، هزینه‌های زیادی دارد.

تمام هزینه‌ها به همین‌جا محدود نمی‌شود. کسی که در دانشگاه درس می‌خواند، در طول مدت تحصیلش کار نمی‌کند و فرصت به دست آوردن حقوق این کار را از دست می‌دهد. می‌دانیم که هزینه فرصت هزینه‌ای واقعی است. آیا اقشار کم‌درآمد می‌توانند ۴ سال زندگی بدون حقوق را تحمل کنند؟

طبقات ضعیف نمی‌توانند از عده این مخارج بربیایند، اما ‌آن‌ها در تامین مخارج تحصیلی کسانی مشارکت می‌کنند که هیچ نیازی به کمک‌هزینه تحصیلی ندارند. آیا می‌توانیم ادعا کنیم که تحصیلات عالی رایگان عادلانه است؟

تحصیلات بیش از نیاز جامعه

چه کسی شکلات مجانی نمی‌خواهد؟ حتی اگر دیابت داشته باشیم، می‌توانیم شکلات مجانی را به یکی از دوستانمان هدیه بدهیم. تحصیلات رایگان هم به همین شکل است. به خاطر قیمت پایین برای ورود به دانشگاه مازاد تقاضا وجود دارد. برای همین کسانی که به تحصیلات نیاز ندارند هم از خیر این کالای «مفت و مجانی» نمی‌گذرند.

این افراد حتی ممکن است در رشته‌هایی تحصیل کند که جامعه به آن‌ها نیازمند نیست. آیا ما به این تعداد فارغ‌التحصیل رشته‌های جنگلداری، آمار و زیست‌شناسی جانوری نیاز داریم؟ جالب است بدانید که نیمی‌ از فارغ‌التحصیل‌های محیط‌زیست، ۴۰ درصد از کسانی که علوم کامپیوتر خوانده‌اند و یک‌چهارم آن‌هایی که در رشته حقوق تحصیل‌کرده‌اند، بیکار هستند. بعید است که آن نیمه دیگر فارغ‌التحصیلان جنگلداری در حال مراقبت از جنگل‌های کشور باشند. ریشه این مازاد عرضه نیروی کار در کجا است؟ آیا این آمار و ارقام هیچ معنایی ندارند؟

نیمی‌ از فارغ‌التحصیل‌های محیط‌زیست، ۴۰ درصد از کسانی که علوم کامپیوتر خوانده‌اند و یک‌چهارم آن‌هایی که در رشته حقوق تحصیل‌کرده‌اند، بیکار هستند.

نتیجه این حمایت، جمعیت کثیری از فارغ‌التحصیل است که هیچ استفاده‌ای از مدرک تحصیلی خود نمی‌کنند و فقط برای مدت ۴ تا ۱۰ سال از فعالیت اقتصادی به دور بوده‌اند. حالا بعد از ۱۰ سال باید همه‌چیز را از نو شروع کنند؛ مثلا کسی با مدرک دکترای ذرات بنیادی، به عنوان یک راننده تاکسی بی‌تجربه مشغول به کار می‌شود. آیا این فرد اشتباه کرده‌ که در رشته ذرات بنیادی دکترا گرفته است؟ خیر. هر فرد عاقلی یک کالای مطلوب و مجانی را قبول می‌کند. اشتباه اصلی در مجانی بودن این کالا است. تحصیلات ناعادلانه رایگان، کارآمد هم نیست.

آیا واقعا علم بهتر است از ثروت؟

فرض اساسی برای ارائه تحصیلات عالی رایگان این است که فقرا فرصت ثروتمند شدن را داشته باشند. اگر بپرسند «آیا رابطه‌ای بین تحصیلات و درآمد وجود دارد؟» ممکن است جوابمان مثبت باشد؛ اما اگر بپرسند «آیا بیشتر ثروتمند‌ها تحصیل‌کرده و بیشتر تحصیل‌کرده‌ها ثروتمندند؟» در مورد پاسخ خود تردید می‌کنیم.

تحصیلات عالی رایگان دانشگاه مجانی کوزه‌گری

آیا عموم مردم هزینه یادگیری حرفه‌های مختلف را پرداخت می‌کنند؟

بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که نرخ بیکاری در افراد تحصیل‌کرده بیشتر از بیکاری کل کشور است. از سوی دیگر مقدار پولی که مردان ایرانی در طول عمرشان دریافت می‌کنند با گرفتن مدرک کارشناسی ۱۰ درصد کاهش می‌یابد؛ و نرخ مشارکت مردان ایرانی پنج برابر بیشتر از مشارکت زنان است.

به این دلیل بالارفتن سطح تحصیلات عمومی، باعث بالا رفتن درآمد ملی نخواهد شد. بلکه بخش زیادی از نیروی کار برای مدت ۴ سال از محیط کسب‌وکار دور می‌مانند. اگر هر دانشجو به مدت ۴ سال در خانه می‌خوابید وضع اقتصادی کشور بهتر از این بود.

شغل بدون مدرک، یا مدرک بدون شغل؟

«ما پول خرج می‌کنیم که پول کمتری در بیاوریم.» در سال ۱۳۹۵ دانشگاه تهران ۷ هزار میلیارد، دانشگاه شهید بهشتی ۳ هزار میلیارد، دانشگاه صنعتی شریف ۲٫۵ هزار میلیارد، دانشگاه امیرکبیر ۲٫۲ هزار میلیارد، دانشگاه علامه طباطبایی ۲ هزار میلیارد و دانشگاه علم‌وصنعت ۱٫۸ هزار میلیارد تومان بودجه داشتند. با بودجه این شش دانشگاه می‌شد ۱۰۰ هزار شغل پایدار ایجاد کرد. حدس بزنید این ۶ دانشگاه چند دانشجو دارند؟ کمی بیش از ۱۰۰ هزار دانشجو!

با بودجه شش دانشگاه برتر می‌شود ۱۰۰ هزار شغل پایدار ایجاد کرد. حدس بزنید این ۶ دانشگاه چند دانشجو دارند؟ کمی بیش از ۱۰۰ هزار دانشجو.

می‌گوییم هدف از تحصیلات رایگان حمایت از اقشار کم‌درآمد است؛ اما فکر می‌کنید خود آن‌ها کدام را ترجیح می‌دهند: شغل پایدار بدون مدرک، یا مدرک تحصیلی بدون شغل؟ کدام مورد برای جامعه رفاه بیشتری به همراه می‌آورد؟

تحصیل عالی رایگان و اخلاق

همان‌طور که گفتیم هیچ ایرادی ندارد که همه ما برای استفاده از یک کالای عمومی پول بدهیم. همچنین از نظر اقتصاد هیچ فرقی ندارد که پول را به شما بدهند و بعد آن را پس بگیرند یا از ابتدا سهم شما را نپردازند. این که کسی دلش بخواهد به تحصیل نیازمندان کمک کند، ایرادی ندارد، حتی خوب هم هست؛ اما آیا می‌توانیم مردم را مجبور کنیم که برای نیاز کسی دیگر پول بدهد؟

در تمام طول تحصیلات کارشناسی خود فقط یک دانشجوی نیازمند دیدم. تمام دانشجوهای دیگر از تحصیل رایگان بهره‌مند شده بودند برای این یک نفر. تحصیلات عالی رایگان نه‌تنها اثر مثبتی به همراه ندارد، بلکه مضراتش به مراتب بیشتر از فواید آن است. از منظر اقتصادی، یارانه تحصیلی در نیروهای بازار اختلال ایجاد می‌کند. اختلالی که نه کارآمد است و نه عادلانه. می‌دانیم که در دل این یارانه یک رویا خوابیده است. رویای توسعه و اعتلای علمی و اقتصادی کشور؛ اما نتیجه نهایی چیزی بیشتر از مرثیه‌ای برای این رویا نیست.

فرزاد فخری‌زاده

24 دیدگاه




  1. 29



    12

    دوست عزیز کی به شما گفته تحصیل در دانشگاه دولتی رایگان است؟ شما یا باید معادل یا چند برابر مدت تحصیل رو در کشور کار کنی، یا باید بعد از فارغ التحصیلی مدرکتو بخری از دانشگاه. یک سر هم برو به خوابگاه طرشت همون صنعتی شریف بزن ببین چند درصدشون از قشر متوسط یا ضعیف جامعه هستند (بیش از پنجاه درصد)
    به نظر من مقاله شما سر تا پا مشکل محتوایی داره ولی خوب شما هم حق داری نظر خودتو بگی

    • فرزاد فخری‌زاده



      12



      7

      ممنون از این که برای خوندن این مطلب وقت گذاشتید. همون طور که در ابتدای مقاله گفتیم این نظر مخالف‌های زیادی داره. ممنون که مخالف خودتون رو ابراز کردید. مشکل اصلی نگارنده با اینه که دانشگاه بودجه می‌گیره، به جای این که درآمد داشته باشه و شرافت‌مندانه مالیات بپردازه. طبیعتا ایده‌آل من نادیده گرفتن دانشجوهای بی‌بضاعت نیست (هرچند ممکنه تعریف‌مون از بی‌بضاعت فرق داشته باشه.) اما دو موضوع هنوز مطرحه. یک این که اون دانشجوهای بی‌بضاعت که در خوابگاه‌ها هستن، می‌شد از دانشگاه بورسیه تحصیلی بگیرن. نه این که از طریق مالیات خرج تحصیل دانشچوهای ثروتمند رو هم پرداخت کنن. دوم این که ایجاد شغل می‌تونه برای اون‌ها خیلی مفیدتر باشه تا مدرک تحصیلی‌ای که معادلش کاری وجود نداره. اشاره شما به هزینه پرداخای برای لغو تعهد تخصیل رایگان خیلی به جا بود و واقعا بهش فکر نکرده بودم. اما هنوز فکر می‌کنم هزینه تحصیل خیلی بیشتر از پول لغو تعهده. این که دانشگاه از دولت پول می‌گیره نشون می‌ده که خرجش از دخلش بیشتره. هر دانشجوی دانشگاه تهران معادل ۱۲۷ میلیون در سال بودجه داره. اما موقع آزاد کردن مدرک برای خروج از کشور ۵۰۰ میلیون تومان پرداخت نمی‌کنه. کی این نیم میلیارد رو پرداخت می‌کنه؟ من و شما و دیگران. چرا؟

  2. دانشجوی دکتری دانشگاه تهران



    5



    0

    شما به مشکل مهمی اشاره کردید اما برام عجیبه به این واقعیت توجه ندارید که همین الان تقریبا صندلی های پولی دانشگاه به نسبت صندلی های دولتی چشمگیره. متاسفانه سیستم سیاست گذار اموزش عالی کشور هم در حال حداکثر بهره برداری از بازار ناشی از فرهنگ جاافتاده مدرک گرایی هست و هدف بلند مدت ارتقای خروجی سیستم اموزشی رو به هدف کوتاه مدت کسب درامد از این عطش ترجیح داده. خروجی بی کیفیت هم به نوبه خودش سبب بی اعتبار شدن بیشتر خود نهاد دانشگاه و خروجی هاش میشه و این چرخه معیوب با اثراتی که الانم داره کم کم خودشو نشون میده ادامه پیدا میکنه.

    • فرزاد فخری‌زاده



      5



      7

      ممنون از توجهتون به مقاله. به شخصه باور دارم اگر چیزی به اسم تحصیلات رایگان وجود نداشت، کیفیت آموزش و کارایی سیستم افزایش پیدا می‌کرد. درست اشاره کردید که دانشگاه آزاد نشون می‌ده تقاضا برای تحصیلات پولی، کم نیست. پس هنوز تحصیلات برای مردم ارزنده‌تر از قیمتشه. چرا باید برای کالایی که متقاضی داره بودجه حمایتی در نظر گرفت؟ البته تاکید می‌کنم، کسانی که واقعا به تحصیل نیاز دارن اما نمی‌تونن هزینه‌هاش رو بپردازن، می‌تونن از روش‌های دیگه‌ای تامین مالی کنن. مثلا از شرکتی بورسیه تحصیلی بگیرن. در این صورت چیزی به اسم تحصیلات فرانیاز به‌وجود نمیاد. البته، مدرک‌گرایی دلایل دیگه‌ای (مثل ایراد در قانون کار) داره. کشورهای دیگه‌ای با تحصیل رایگان وجود دارن، اما به اندازه ما تقاضا براشون نیست. تعداد کسانی که در ایران مدرک دانشگاهی دارن، در مقایسه با جهان بی‌اندازه بالاس. اما آیا ما ثروتمندترین و توسعه‌یافته‌ترین کشور جهان شدیم؟ همین گزاره به تنهایی نشون می‌ده که یک جای کار اشتباهه.




  3. 2



    1

    مقاله در خور توجهی است. همانطور که می دانید، قریب به ۶۰% فارغ التحصیلان دوره فوق لیسانس و دکتری فاقد شغل مرتبطند و این نشان میدهه که هزینه های انجام شده برای دانشجویان تلف میشود و به ثمر نمی رسد. پیشنهاد بور شدن که فرمودید راهکار مناسبی است.




  4. 7



    0

    با سلام.ممنون از اینکه نظرتون را تحت عنوان این مقاله به اشتراک گذاشتید ولی یک سوال از خدمتتون داشتم: به نظر شما آیا با آزاد سازی تحصیل(گرفتن هزینه تحصیل) مشکل تربیت نیروهای واقعا متخصص حل میشه و با پولی کردن تحصیل فقط آدمهایی به دنبال تحصیل میروند که بعد از اتمام تحصیلشون به درد جامعه می خورن و به قول شما دیگه مرثیه ای بر این رویا نیست؟ در کشورهایی که دیدگاههای صرفا لیبرالیستی در اونها حاکمه و تقریباهمه چیز با پول و هزینه سنجیده می شه هم حتی برخی خدمات وجود داره که دولت باید بدون دریافت هزینه اونها را به مردمش ارائه کنه مثل خدمات درمان و بهداشت و تحصیل. یک خواهش از جنابعالی و همفکران جنابعالی دارم و اونم اینه که لطفا مروج دیدگاههای صرفا لیبرالیستی نباشید. اقتصاد هر کشور را باید بر اساس شرایط همون کشور براش نسخه تجویز کرد نه اینکه چون برخی از کشورها با استفاده از روشی تونسته ان پیشرفت کنن پس ما هم باید از اونها پیروی کنیم. مهمترین تفاوت ما با بقیه کشورها اینه که کشور ما دارای منابع طبیعی خدادای هست که بصورت عادلانه بین مردم توزیع نمیشه. مطمئنا با پولی کردن تحصیل بازهم افراد ثروتمند می تونن تحصیل کنن. همونطوریکه طرح هدفمندی یارانه ها هم علیرغم اینکه هدفش(در ظاهر) کمک به قشر پایین جامعه بود ولی به نفع طبقه ثروتمند شد.

    • فرزاد فخری‌زاده



      2



      0

      سلام. بسیار متشکرم که برای این مقاله وقت گذاشتید. اول: همون طور که اشاره کردید عموما حمایت‌های عدالت‌‌خواهانه منجر به ضرر قشر ضعیف و ثروتمندتر شدن ثروتمندان می‌شه. به خصوص که طراحی این حمایت‌ها در بیشتر موارد به اندازه کافی فکر شده نیست. دوم: همون‌طور که توضیح دادیم در نهایت این قشر مرفه هستن که از پس هزینه‌های پنهان و هزینه‌های ورود به دانشگاه بر میان. فشر ضعیف‌تر باید هزینه تحصیل اون‌ها رو هم پرداخت کنن (در شکل بودجه.) سوم: در بازار آزاد کسانی که واقعا به تحصیل نیاز دارن می‌تونن از منابعی مثل بروسیه تامین مالی کنن. در این صورت شغلشون هم تضمین شده‌س. چهارم: همه باید از منابع عمومی و نعمات الهی بهره ببرند. بهداشت یک خدمت عمومی‌یه. مثل امنیت ملی. اما آموزش کالای عمومی نیست و فقط به بخشی از مردم تعلق می‌گیره، ولی همه در مخارجش شرکت می‌کنن. این عادلانه نیست. آخر: به شخصه طرفدار هیچ نظام فکری‌ای نیستم. اما باور دارم که باید از نتایج مثبت مکاتب بهره برد. همان طور که ساعت کاری برخاسته از مکاتب سوسیالیستی و خوبه، مالکیت خصوصی و بازار رقابتی از کاپیتالیسم میاد و خوبه. پیشنهاد عملی بنده این بود که اقشار کم درآمدتر به شغل بیشتر نیاز دارن تا به تحصیل. شاید اگر چنین شرایطی فراهم بود و من می‌تونستم بجای گذراندن عمر و کسب دانشِ فرانیاز، با تحصیلات کافی وارد بازار کار بشم وضعیتم بهتر بود و بیشتر به درد جامعه‌م می‌خوردم. باز هم ممنون بابت این گفت‌وگو.




  5. 1



    1

    تحلیل خوبی بود. اگر چه هضم این قضیه ممکن است برای کسانی که از طبقات مستضعف جامعه هستند کمی سخت باشد اما اگر واقع گرایانه نگاه کنیم حتی در صورت ورود این افراد به دانشگاه به علت آنکه حتی هزینه به نسبت پایین دانشگاه های دولتی را نیز به سختی تامین می کنند در نهایت به علت نداشتن تمرکز کافی از فرصت های داخل دانشگاه نیز بهره ای نمی برند و این قشر ثروتمند جامعه هستند که با هزینه هایی که بر روی فعالیت های جانبی می کنند خود را بیش از پیش برای ورود به بازار کار آماده می کنند

  6. روستایی شریف خونده



    4



    2

    دیدگاههای سرمایه د اری را خوب توجیه می کنی . با حذف تحصیل رایگان این قدر فضایی که افراد مستعد می توانند خودشون را نشون بدهند هم گرفته می شود. من اصلا بدون کلاس کنکور و .. شریف قبول شدم. حالا میخواهی اینو هم از من بگیری.

    • فرزاد فخری‌زاده



      2



      2

      ممنون که به مقاله توجه کردید. البته بنده هم در دانشگاه سراسری آموزش رایگان دیدم. اما تردید ندارم اگر آموزشم رایگان نبود وضعیت بهتری نسبت به امروز پیدا می‌کردم. یکی از مشکلات اصلی کشور ما همینه. بیش از اندازه نیازمون آدم به دانشگاه فرستادیم. و فارغ‌التحصیل‌های دانشگاه‌های برتر کشور در پیدا کردن شغل ناتوان هستن. چرا؟ چون تحصیلات با کیفیت نداشتیم. چرا؟ «ناهار مجانی.»
      چرا حتما فکر می‌کنید بدون دانشگاه فردی شکست‌خورده می‌شدید؟ و چرا مطمئنید که از مسیر دانشگاه می‌تونید به قله آرزوها برسید؟ صحبت اصلی اینه که آموزش آزاد می‌تونه ما رو از مدرک‌گرایی به سمت حرفه‌گرایی ببره. و شخص با استعدادی مثل شما شاید می‌تونست کسب‌وکار موفقی داشته باشه، یا از بورسیه تحصیلی برای وارد شدن به رشته‌ای استفاده کنه که قطعا بهش نیاز داره. فکر نمی‌کنید توانایی‌هاتون بیش از اینه؟




  7. 7



    2

    با سلام
    همچین یکی از دوستان برای شما توضیح دادند که تحصیل در دانشگاه دولتی رایگان نیست و تعهد خدمت دارند. در کل کمتر از ۱۵ درصد صندلی دانشگاه ها در مقطع کارشناسی و ۱۳ درصد درمقطع ارشد به دوره های روزانه اختصاص داره.
    ادامه تحصیل در دانشگاه بزرگترین شانس تغییر وضعیت معیشت دانشجویان کم بضاعت هست. چون با داشتن برند آموزشی خوب – مثل شریف یا تهران – امکان بدست آوردن رده های شغلی میانه و بالاتر براشون مهیا میشه. اگه لیست فارغ التحصیلان این دانشگاه ها رو هم نگاه کنید براتون روشن میشه که نقشهای کلیدی در کشور دارند.

    درضمن شما به هیچ وجه از محیط کسب و کار ایران صحبتی نکردین. فرض کنیم که فرد مورد نظر شما دانشجو نشه، پس حتما کارآفرین میشه؟ فردی که به نظر شما حداقل های گذران زندگی رو نداره، با توجه به واقعیات بازار ایران میتونه به بیل گیتس یا استیو جابز تبدیل بشه؟ 😐 خیر ایشون مجبوره برای تامین معاش رو بیاره به کارهای سطح پایین و بدنی و هم خودش و هم نسل بعدش دوباره همین مسیر رو مجبورند طی کنند.

    چندتا پیشنهاد برای شما دارم :
    ۱- مدل پیشنهادی شما به راحتی باعث تشدید مکانیزم تله فقر میشه.لطفا بیشتر درباره تله فقر و عدالت آموزشی مطالعه کنید.
    ۲- مجموعه بودجه ای که شما برای این دانشگاه ها ذکر کردید حدود ۱۸٫۵ هزار میلیارد تومان هست. بر اساس نظر قائم مقام وزیر کار هزینه ایجاد شغل بین ۲۰۰ تا ۶۵۰ میلیون هست – البته به جز صنایع هزینه بر مثل پتروشیمی که هزینه ایجاد شغل در آن ۲٫۵ میلیارد هست- که اگه ۴۰۰ میلیون رو در نظر بگیریم در مجموع با این بودچه ۴۶ هزار شغل میشه ایجاد کرد. که با ۱۰۰ هزار شغل تفاوت زیادی داره. در ضمن میشه این بودجه رو از بخش های راتخوار، سفته باز و غیرمولد اقتصاد به صورت مالیات اخذ کرد. مثل مالیات بر سپرده بانکی. چرا باید از هزینه دانشگاه کسر کرد؟
    ۳- در استفاده از آمار محتاط باشید. شما درباره بودجه شریف و تهران و… صحبت می کنید. وقتی قرار آمار بدین – بیکاری ۵۰ درصدی دانشجویان محیط زیست و … – دانشجویان دانشگاه آزاد جرقویه اولیا رو هم به حساب میارید. درصورتی که این مغلطه است. لطفا آمار بیکاری دانشجویان شریف و تهران رو با بودجه اون دانشگاه ها مقایسه کنید.
    ۴- این طور که اشاره کردین هدفتون نقد بودجه مدار بودن دانشگاه هست. چرا برای درآمدزا کردن دانشگاه به ایجاد ارتباط دانشگاه با صنعت و حل مشکلات کشور هست اشاره نمی کنید؟ البته این موضوع بیشتر منوط به اصطلاح نگرش سیاستگذاران و اساتید دانشگاه هست نه حذف دانشجویان نیازمند.
    ۵- ما با دولتی مواجه هستیم که به هیچ وجه به مردم پاسخ گو نیست. این که مبلغی هزینه تحصیل دانشجویان این کشور میشه خدا رو شکر. یک مو کندن از خرس غنیمت هست. وگرنه همین بودجه هم به سرنوشت چند هزار میلیاردهای قبلی می پیونده.
    ۶- تنها چیزی که نوکیسه های پورشه سوار جامعه ما امکان دسترسی بهش را ندارند: برند آموزشی خوب هست. چون این مربوط به استعداد و تمرکز و تلاش انسان هست. فکر می کنم مقاله شما بیشتر دنبال ایجاد این برند برای این افراد باشه تا دغدغه بودجه دانشگاه.
    درضمن گاهی به این فکر کنید که مقاله شما ممکنه منجر به حذف دانشجویان طبقه متوسط و پایین جامعه از دانشگاهای مطرح بشه. یعنی شما در تخریب آینده تمام این افراد سهیم هستید و باید پس از مرگ نسبت به ترویج این اندیشه پاسخگو باشید.

    • فرزاد فخری‌زاده



      2



      2

      ممنون از نظرات‌تون. نظر من اینه که حمایت دولتی نتونسته چیزی رو بهتر کنه. بلکه در نهایت مشکلات بزرگ‌تر خلق کرده. در مورد توانایی مالی دانشجوهای دانشگاه سراسری مطالعاتی صورت گرفته و نشون می‌ده که بر خلاف تصور طبقه محروم سهم کمی از صندلی‌های دانشگاه دارن. از طرف دیگه جچند مقاله در مورد رابطه تجصیلات فرانیاز و دستمزد کم‌تر وجود داره. این سوال‌های شما بی‌شباهت به سوالاتی که از میلتون فریدمن پرسیدن نیست. فریدمن از منتقدین تحصیل رایگان بود. توصیه می‌کنم ویدیوی اون جلسه رو حتما ملاحظه بفرمایید. یک دنیا ممنون از این که نظر دادین.

    • فرزاد فخری‌زاده



      2



      1

      البته این نظر شما بسیار عالیه. اگر دانشگاه یک بنگاه اقتصادی سودآور باشه، حتی می‌تونه به دانشجوها بابت تحصیل حقوق هم پرداخت کنه. اما عملی‌ترین راه برای سودآور شدن یک بنگاه خصوصی شدنشه. دانشگاه استنفورد، هاروارد و کلمبیا از موفق‌ترین مثال‌ها برای این راهکار هستن. دانشگاه‌های زیادی وجود دارن که حصوصی‌ن، اما سودآور. چرا ما نباید دانشگاه خصوصی داشته باشیم؟ ممنون از مطرح کردن این فکر.




  8. 4



    5

    با سلام یکی از بی خود ترین تحلیل هایی که تا حال تو همه زمینه ها خوندم همین بود
    ببینید ساختار دانشگاههای ایران دولتیه
    ینی اینکه دولت تصمیم گرفته به یه عده ای که استعداد بیشتری دارند تحصیل رایگان بده
    خب حالا به هر دلیلی ک خودش صلاح میدونه – که دلایلش هم مفصله و اگه خواستید دلایلش هم میزارم – اگه بناتون اینه که چون مالیات میدید به هر تصمیم دولت اعتراض کنید برید بیایم تو هییت دولت بشینیم دیگه
    مثلا بنده ابدا راضی نیستم مالیاتی که من میدم خرج فرودگاه سازی اطراف تهران بشه چرا ؟
    چون سفر خارجی نمیرم و موضوع به قول خودتون وقتی بغرنج تر میشه که میفهمی یه عده پول مملکت رو دارن میبرن و یه عده دزد و بی حجاب دارن میان ایران از این طریق وای وای
    یا مثلا من تو منطقه ازاد زندگی نمی کنم پس پول مالیات من نباید خرج اونا بشه
    وای وای
    ببینید عزیزای من
    به اصطلاح روزنامه نگارها
    اساسا وقتی انتخابات انجام میدیم و دولت تشکیل میدیم برای اینه ک یه سری نماینده جای ما تصمیم بگیرن و قرار نباشه تو هر تصمیمی ما حضور داشته باشیم
    اصلا طرح های ابرسانی رو بگو
    به درک که یه سری از هموطنای ما اب ندارن بخورن
    ما که داریم
    مالیات من که خرجشون میشه حرامشون باد
    به درک که تهران الوده س
    هوای شهر ما که پاکه
    نفس به نفستون حرومه اگه دولت یه ریال از مالیات و نفت ما رو خرج شما بکنه
    استدلال شماها ازر همین جنسه عزیز به اصطلاح خبر نگار ما

    • فرزاد فخری‌زاده



      2



      1

      سلام. ممنون برای وقتی که گذاشتید برای خوندن و پاسخ دادن به این مقاله. خیلی لطف می‌کنید اگر دلایلی که برای رایگان بودن تحصیل دارید رو ارائه کنید. بی‌صبرانه منتظر خوندن نظرتون هستم.
      در مقاله اشاره کردیم که کالای عمومی می‌تونه با پول مالیات تامین بشه. به شرطی که رقابتی و محروم‌کردنی نباشه. همچنین منابع مشترک رقابتی اما محروم‌نکردنی از این قاعده پیروی می‌کنن. مثل پارکینگ عمومی. هیچ‌کس نمی‌تونه شما رو از ورود به یه پارک منع کنه. پس همه باید پول ساخت پارک رو پرداخت کنن. نظر ما این بود که برای کالای محروم کردنی (مثل آموزش) بخش خصوصی می‌تونه بی‌اندازه کاراتر باشه. در مورد فرودگاه کاملا درست می‌گید. ما نباید پول ساختش رو بدیم. نه چون کی سوار می‌شه. چون کی ازش پول در میاره؟ پول ساخت فرودگاه رو باید کسی بده که ازش سود می‌کنه. مگر ما در سود شریکیم که در هزینه‌ها شریک باشیم؟
      مثالش وقتی بود که اتوبوس به بخش خصوصی سپرده شد. اگر به یاد داشته باشید اتوبوس بیست تومانی رو متوجه تفاوت قبل و بعد خصوصی‌سازی می‌شید. دولت می‌تونه از یارانه و مالیات استفاده کنه (مثل مالیات پیگویی) ولی با شرایط خاص. مثال‌های شما از منظر علم منطق مع‌الفارق به حساب میان. چون این کالاها که گفتید با مثال آموزش فرق دارن. پیشنهاد می‌کنم این دو مقاله رو هم مطالعه کنید. البته اگر نظر مخالف داشتید، بی‌اندازه خوشحال می‌شیم از شنیدن نظرات شما.

      چرا همه‌چیز رایگان نیست؟

      قیمت‌گذاری دولتی و پارادوکس حمایت




  9. 1



    1

    به نظرم این دلیل که کالای عمومی به شرط محروم نکردندیگران میتونه رایگان باشه از اساس غلطه !
    این تفکر که مواردی مثل تحصیل به عنوان کالا درنظرگرفته شوند، اساس تفکر اشتباه نویسنده میباشد !!
    اصولا وقتی اسم کالا مطرح میشود طبیعتا بحث ارزش مالی و پول و عرضه و تقاضا و … نیز مطرح میشود و این مشکل ساز است !
    توضیح اینکه اگر با نگاه کالا به این مقوله نگاه کنیم، و از آنجائیکه هر کالا دارای قیمتی مخصوص به خود و تابعی از عرضه و تقاضا است، پس در کمبود آن بحث رقابت و افزایش تقاضا و افزایش قیمت و …. داریم که قاعدتا با مباحث آموزشی همخوان نیست !
    آموزش ددولتی چون دارای امکانات محدودی است، طبیعتا جایگاه بهتر به افراد با تلاش بیشتر و لایق تر میرسد و همگانی است ولی بر اساس تلاش و این حقیق است عمومی که هر کسی به وسع خودش استفاده میکند.
    اگر با دلایل نویسنده بخواهیم بقیه مسایل را نیز ارزیابی کنیم، عمق این تحلیل اشتباه نشان داده میشود، مثلا درباره مسابقات ورزشی و جوایزی که از پول بیت المال است. با درنظر گرفتن دلیل نویسنده، چون جایزه از بیت المال است پس همه در آن شریک و ذینفع ههستند و کسی نمیتوان سایرین را از دستیابی به آن محروم کند !!!!
    ای این اوصاف نتیجه تلاش بیشتر افراد و دانش بیتر افراد در دستیابی به موفقیت های بیشتر چه میشود؟
    این تفکرات ، نشات گرفته از تفکرات سوسیالیستی و کمونیستی است که ادعای برخورداری تمامی افراد از تمامی امانات جامعه برای دستیابی به عدالت !! را دارد !!
    درباره سایر نکات این مقاله و اشباه های برداشتی نویسنده از موضوعات مختلف زمانی دیگر باید اختصاص داد !!

    • فرزاد فخری‌زاده



      3



      1

      ممنون که وقت گذاشتید برای خواندن مقاله و درج نظرتون.
      ببینید در علم اقتصاد کالا فقط شامل نون و برنج نمی‌شه. مثلا امنیت ملی یا بهداشت رو هم کالای عمومی فرض می‌کنیم. منظور تمام مجموعه کالا و خدماتی است که جامعه تولید می‌کنه و به مصرف می‌رسونه. جای پارک هم یک کالاس. ولی چون نمی‌شه کسی رو ازش محروم کرد این کالا رایگانه. (مگر در موارد به خصوص)
      در مورد جایزه‌های ورزشی از منبع بیت‌المال. یک اشتباه نمی‌تونه تموم اشتباه‌های دیگه رو توجیه کنه. سازمان‌های ورزشی حق ندارن از پول مردم دستمزد و جایزه بپردازن. اگر باشگاه به عنوان یک بنگاه اقتصادی می‌تونه بیشتر از هزینه‌هاش سود کسب کنه، هیچ ایرادی نداره به بازیکناش دستمزد یا پاداش چند میلیارد دلاری پرداخت کنه. یا خود سازمان لیگ اگر فعالیت سودآور اقتصادی داره، می‌تونه جایزه بده.
      طبیعیه که نمی‌شه این دخل و تصرف‌ها در اقتصاد رو یک‌روزه حل کرد و باید تدریجی پیش‌بره.
      اما دوست عزیز، بازار آزاد و رقابت از اندیشه‌های کاپیتالیستی‌یه نه کومونیستی. که البته من هم با تموم عناصر سرمایه‌داری موافق نیستم.




  10. 0



    0

    با تشکر از موضوع نو و تازه ای که مطرح کردید
    اگر با وضعیت موجود و هرینه گزافی که صورت می گیرد افرادی کارافرین وارد جامعه یشوند باز همه این هزینه ها قابل توجیه است اما دانشگاههای ما هزینه های گزافی روی دست دولت بگذارند تا بیکار تحویل جامعه دهند این قابل قبول نیست. مشکل از دانشگاههاست نه رایگان بودن تحصیلات .

    • فرزاد فخری‌زاده



      0



      0

      ممنون از وقتی که گذاشتید برای خوندن مقاله. باور شخصی من اینه که بخش خصوصی در هر زمینه‌ای می‌تونه عملکردی بهتر و موثرتر از هر نهاد دولتی داشته باشه. این تجربه رو در مدارس غیرانتفاعی دیدیم و فاصله نجومی‌شون با مدارس دولتی. به عنوان شاگردتون سوال می‌کنم: آیا بهتر نیست به جای مداخله دولت در امر آموزش (حتی ابتدایی)، کار آموزش به طور کامل به مدارس خصوصی سپرده بشه و دولت فقط پول تحصیل دانش‌آموزای نیازمند رو به این مدارس پرداخت کنه؟ توجه کنید که بودجه آموزشی کم‌تر هم می‌شه. چون یارانه هدفمند توزیع می‌شه و فقط کسایی یارانه تحصیلی می‌گیرن که واقعا بهش نیاز دارن. کیفیت آموزش هم به طور کلی به سطح غیرانتفاعی‌ها ارتقا پیدا می‌کنه. در مرحله بعدی، چرا این تجربه خوب در دانشگاه به کار بسته نشه؟ طبیعی‌یه که نمی‌تونیم یه روزه انقلاب دانشگاهی کنیم. ولی دست کم بدونیم که هدف اجرای اصل ۴۴ در تمام زمینه‌هاس. به بیان ساده: مردم رو باور کنیم!




  11. 1



    0

    سلام دوست عزیز
    تو مملکت ما هزار میلیارد هزار میلیارد داره اختلاص میشه حالا اون بد بختی که با هزارو یک مشکل تونسته تو کنکور قبول بشه ایا حق استفاده از پول مملکتش رو نداره….ایا منظور شما اینه که با پولی کردن دانشگاه ها همه رشته های تاپ در اختیار قشر مرفه جامعه قرار بگیره؟

    • فرزاد فخری‌زاده



      0



      0

      سلام. ابدا منظور من این نیست که دانشگاه به کالایی لوکس تبدیل بشه. بحث اصلی ما اینه که پول عموم مردم چرا باید خرج فقط عده‌ای خاص بشه؟ شاید شما پیشنهاد کنید که درهای دانشگاه به روی عموم باز بشه و همه بتونن از کلاس، اینترنت و کتابخونه دانشگاه استفاده کنن، چون پولش رو دادن.
      بحث در اینه که فارغ‌التحصیل یا باید رفته رفته هزینه‌ها رو به خزانه عموم برگردونه، یا باید از یک شرکت بورسیه تحصیلی بگیره، یا به طور شخصی پول بپردازه. با کم شدن عرضه فارغ‌التحصیل، ارزش تحصیلات هم بالا می‌ره. در این صورت فوف‌لیسانس اقتصاد رو نمی‌بینیم که راننده تاکسی بشه. چون کار کردن در تخصصش براش ارزنده نیست و هزاران نفر دیگه مثل اون برای کار تقاضا دارن.




  12. 0



    0

    سلام دوست عزیز
    امکانش هست در مورد این مقاله و نظراتی که در کامنت‌ها آوردید مناظره‌ای داشته باشیم؟
    ممنون میشم راه تماس رو بفرمایید تا در خدمتتون باشم.

    • فرزاد فخری‌زاده



      0



      0

      بنده به طور کامل در خدمت هستم. البته مناظره واژه مناسبی نیست. گپ دوستانه شاید گزینه بهتری باشه. اگر نکته قابل ذکری به صورت دیدگاه دارید هم بی‌اندازه از هر نظر مخالف استقبال می‌کنیم.

دیدگاه شما

لطفا فارسی تایپ کنید و با حروف لاتین (فینگلیش) ننویسید.
نظرات پس از بازبینی منتشر می‌شود

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

رسانه تجارت‌نیوز بستری آنلاین برای دایره متنوعی از محتوای اقتصادی است. اخبار به‌روز، تحلیل‌های کارشناسانه و آموزش‌‌های مفید در اقتصاد و تجارت را از کانال‌های مختلف در دسترس شما قرار می‌دهیم. آرمان ما گردش آزادانه جریان اطلاعات در اقتصاد کشور است. تلاش می‌کنیم منبع موثقی برای کنش‌گران اقتصادی باشیم.