به گزارش تجارت نیوز، در حالی که پس از 2 روز درگیری و حملات متقابل، از شدت تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا کاسته شده است، آینده مذاکراتی که قرار بود روز دوشنبه برگزار شود، در هالهای از ابهام قرار دارد.
دونالد ترامپ با تکرار سیاست «فشار همزمان با مذاکره» مدعی شده است با وجود اینکه واشنگتن صراحتا به تهران اعلام کرده «آتش بس تمام شده است» اما با این حال ایران خواستار ادامه جریان مذاکرات است. موضوعی که هنوز واکنشی از سوی تهران را به همراه نداشته است اما با این حال قطر (از میانجیان این دور از مذاکرات) تلاشهای تازهای را برای حفظ آتشبس و جلوگیری از شکست مذاکرات آغاز کرده و در همین راستا نیز یک هیئت قطری به ریاست «ماجد محمد الانصاری»، مشاور نخست وزیر و سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور در سفر به مشهد با سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران دیدار و گفتوگو کرد. علاوه بر این، در ادامه تلاشها برای بازگشت آرامش به منطقه رئیس دستگاه سیاست خارجی کشورمان با حضور در مسقط مذاکراتی را هم با مقامات عالی رتبه عمانی برگزار میکند.
از میدان نبرد تا میز مذاکره
تحولات هفته گذشته بار دیگر نشان داد که روابط تهران و واشنگتن همچنان ظرفیت ورود به یک رویارویی مستقیم را دارد. حملات به اهدافی در جنوب ایران و پاسخهای متقابل، نگرانیها درباره گسترش دامنه بحران در منطقه خلیج فارس را افزایش داد؛ منطقهای که بخش قابل توجهی از تجارت جهانی انرژی به آن وابسته است.
با این حال، از شامگاه پنجشنبه از شدت درگیریها کاسته شد و تاکنون گزارشی از آغاز موج جدید حملات گسترده منتشر نشده است. همین آرامش نسبی باعث شده نگاهها بار دیگر از میدان نبرد به روند دیپلماسی معطوف شود. کارشناسان معتقدند این آرامش بیش از آنکه نشانه پایان بحران باشد، یک توقف موقت برای ارزیابی شرایط از سوی دو طرف است؛ توقفی که میتواند به احیای مذاکرات یا آغاز دور تازهای از تنشها منجر شود. با این حال مجموعه این تحولات نشان میدهد که اگرچه خطر یک جنگ فراگیر فعلاً کاهش یافته، اما بحران همچنان در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار دارد.
ابهام درباره آخرین حملات
در حالی که حملات روزهای چهارشنبه و پنجشنبه نگرانیها را از آغاز مرحلهای تازه از درگیری را افزایش داده بود، مقامهای آمریکایی به الجزیره گفتهاند نیروهای این کشور در حملات روز پنجشنبه نقشی نداشته و عملیات جدیدی علیه ایران انجام نشده است. این موضع در شرایطی مطرح شد که برخی گزارشهای رسانهای احتمال نقشآفرینی بازیگران منطقهای در حملات اخیر را مطرح کردهاند، هرچند تاکنون هیچ مقام رسمی این ادعاها را تأیید نکرده و شواهد مستقلی نیز برای اثبات آنها منتشر نشده است. با این حال ایران اعلام کرد که در برابر هرگونه اقدام نظامی، پاسخ متناسب خواهد داد و بر همین اساس علیه اهدافی که آنها را مراکز فرماندهی و پایگاههای مرتبط با دشمن در منطقه توصیف کرده، حملاتی را صورت داده است.
البته اگرچه درگیریهای نظامی محور اصلی اخبار روزهای اخیر بوده است، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند ریشه اختلافها را باید در موضوعی عمیقتر جستوجو کرد؛ امنیت تنگه هرمز. این آبراه راهبردی که بخش مهمی از صادرات نفت جهان از آن عبور میکند، همچنان یکی از مهمترین نقاط اصطکاک میان تهران و واشنگتن است. هرگونه اختلال در امنیت این مسیر نه تنها بر معادلات نظامی، بلکه بر بازار جهانی انرژی نیز اثر مستقیم میگذارد. به همین دلیل، بحران اخیر با حساسیت از سوی اقتصادهای بزرگ جهان دنبال شده است. افزایش احتمالی قیمت نفت، رشد هزینه حملونقل دریایی و تشدید فشارهای تورمی، از جمله پیامدهایی است که میتواند دامنه این بحران را فراتر از خاورمیانه گسترش دهد.
دیپلماسی هنوز زنده است
در این شرایط و با وجود فضای پرتنش، نشانهها حاکی از آن است که مسیر دیپلماسی هنوز به طور کامل مسدود نشده است. مقامهای آمریکایی همچنان از آمادگی برای ادامه گفتوگوها سخن میگویند و کانالهای ارتباطی میان دو طرف نیز به طور کامل قطع نشده است. در همین حال، دونالد ترامپ نیز در تازهترین اظهارات خود ضمن اعلام موافقت با ادامه مذاکرات، مدعی شد مرحله آتشبس به پایان رسیده است. او همچنین هشدار داد در صورت هرگونه اقدام علیه منافع آمریکا یا شخص رئیسجمهور، واشنگتن واکنشی شدید نشان خواهد داد. از نگاه تحلیلگران، این مواضع بیش از آنکه نشانه آمادگی برای آغاز یک جنگ تازه باشد، ادامه همان راهبردی است که تلاش میکند فشار سیاسی و نظامی را توامان در کنار مسیر مذاکرات به عنوان اهرم چانهزنی حفظ کند.
قطر؛ میانجیای که نمیخواهد آتشبس فروبپاشد
در شرایطی که سرنوشت مذاکرات همچنان نامشخص است، قطر بار دیگر تلاش کرده نقش سنتی خود بهعنوان میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، هیأتی از دوحه با هدف رایزنی درباره حفظ آتشبس و فراهم کردن زمینه ادامه گفتوگوها روز جمعه در ایران حضور داشت. قطر طی سالهای گذشته بارها بهعنوان یکی از مهمترین کانالهای ارتباطی غیرمستقیم میان ایران و آمریکا عمل کرده و بسیاری از تبادل پیامها و مذاکرات غیرعلنی از طریق این کشور انجام شده است. از همین رو، فعال شدن دوباره دیپلماسی دوحه از نگاه ناظران، نشانهای از تلاش بازیگران منطقهای برای جلوگیری از خروج بحران از کنترل تلقی میشود.
به باور برخی از کارشناسان منطقهای، کشورهای حاشیه خلیج فارس بیش از هر چیز نگران پیامدهای اقتصادی و امنیتی گسترش درگیریها هستند؛ زیرا هرگونه بیثباتی در منطقه میتواند تجارت، سرمایهگذاری و بازار انرژی را با چالشهای جدی مواجه کند.
چرا حفظ وضع موجود محتملتر از جنگ است؟
اگرچه فضای رسانهای همچنان تحت تأثیر تحولات نظامی قرار دارد، اما بخش قابل توجهی از تحلیلگران مسائل بینالملل معتقدند محتملترین سناریو در کوتاهمدت، نه آغاز یک جنگ فراگیر، بلکه تداوم وضعیت فعلی و مدیریت تنش است. به اعتقاد این گروه، ایران در شرایط کنونی همچنان به دنبال حفظ صادرات نفت و کاهش فشارهای اقتصادی است و ورود به یک جنگ طولانیمدت میتواند این اهداف را با دشواری بیشتری روبهرو کند.
در سوی دیگر نیز دولت آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، تمایلی به ورود به بحرانی ندارد که منجر به افزایش قیمت جهانی نفت، تشدید فشارهای تورمی و ایجاد نوسان در بازارهای مالی شود و جنگ با ایران را به یک چالش سیاست داخلی این کشور تبدیل کند. از همین رو، بسیاری از ناظران بر این باورند که دستکم تا روشنتر شدن فضای سیاسی آمریکا – در انتخابات پیش روی کنگره – حفظ وضعیت موجود و جلوگیری از تشدید بحران، گزینهای کمهزینهتر برای هر دو طرف خواهد بود.
انرژی؛ متغیری که بر تصمیمهای سیاسی اثر میگذارد
بازار جهانی انرژی همچنان یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر تصمیمگیریهای سیاسی در این بحران است. هرگونه اختلال در عبور نفتکشها از تنگه هرمز میتواند عرضه جهانی نفت را تحت تأثیر قرار داده و قیمتها را به سرعت افزایش دهد. در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند موضوع بازسازی ذخایر راهبردی نفت آمریکا نیز در محاسبات واشنگتن جایگاه مهمی دارد. هرچند این ذخایر برای مدیریت شوکهای احتمالی بازار طراحی شدهاند، اما استفاده بیش از حد از این ذخایر که به دنبال افزایش تنش در منطقه رخ خواهد داد میتواند هزینههای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای آمریکا و دیگر اقتصادهای بزرگ جهان ایجاد کند.
اسرائیل؛ بازیگری که معادلات را پیچیدهتر میکند
در کنار تهران و واشنگتن، اسرائیل همچنان یکی از متغیرهای مهم این بحران به شمار میرود. مقامهای اسرائیلی در روزهای اخیر بار دیگر تأکید کردهاند که از نگاه آنها تقابل با ایران پایان نیافته است. همین مواضع باعث شده برخی تحلیلگران احتمال دهند حتی در صورت کاهش تنش مستقیم میان ایران و آمریکا، رقابت امنیتی، اطلاعاتی و سایبری میان تهران و تلآویو ادامه یابد. با این حال، درباره هرگونه اقدام احتمالی آینده نمیتوان با قطعیت سخن گفت و ارزیابیها در این زمینه در حد سناریوهای تحلیلی باقی مانده است.
چرا توافق جامع همچنان دور از دسترس است؟
با وجود تلاشهای دیپلماتیک، اختلافهای اصلی همچنان پابرجاست. موضوعاتی چون سطح غنیسازی اورانیوم، سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا، دامنه نظارتهای بینالمللی و چگونگی رفع تحریمها همچنان مهمترین موانع دستیابی به توافق محسوب میشوند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تهران با انتقال ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده به خارج از کشور یا پذیرش غنیسازی صفر درصد موافقت نخواهد کرد؛ همانگونه که واشنگتن نیز محدودیتهای سختگیرانهتری را برای برنامه هستهای ایران دنبال میکند. همین فاصله در مواضع، چشمانداز دستیابی به یک توافق جامع را دستکم در کوتاهمدت دشوار کرده است.
عامل غیرقابل پیشبینی
در کنار همه این محاسبات، یک متغیر دیگر نیز همواره در تحلیلها مورد توجه قرار میگیرد؛ غیرقابل پیشبینی بودن تصمیمهای سیاسی در واشنگتن. تحلیلگران یادآور میشوند که دونالد ترامپ در دورههای مختلف نشان داده است که در برخی پروندههای سیاست خارجی، تصمیمهایی متفاوت با پیشبینیهای رایج اتخاذ میکند. از همین رو، اگرچه مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و امنیتی احتمال تداوم مسیر دیپلماسی را افزایش میدهد، اما نمیتوان احتمال تغییر ناگهانی دیدگاه های این فرد را نیز نادیده انگاشت.
آرامش نسبی پس از 2 روز درگیری، بیش از آنکه نشانه پایان بحران باشد، فرصتی برای بازتنظیم محاسبات تهران، واشنگتن و دیگر بازیگران منطقهای است. از یک سو، کانالهای دیپلماتیک همچنان باز مانده و میانجیهایی مانند قطر در تلاشاند زمینه ادامه گفتوگوها را حفظ کنند؛ از سوی دیگر، اختلافهای بنیادین بر سر برنامه هستهای، امنیت تنگه هرمز و توازن قدرت در منطقه همچنان پابرجاست.
در چنین شرایطی، محتملترین سناریو از نگاه بسیاری از تحلیلگران، نه دستیابی سریع به یک توافق جامع و نه آغاز یک جنگ فراگیر، بلکه ادامه مدیریت تنش و تلاش برای جلوگیری از خروج بحران از کنترل است. با این حال، تجربه روابط ایران و آمریکا نشان داده است که در معادلهای آکنده از بیاعتمادی، یک حادثه پیشبینینشده یا یک تصمیم سیاسی ناگهانی میتواند در مدت کوتاهی مسیر تحولات را تغییر دهد و منطقه را وارد مرحلهای تازه از رویارویی کند.
در کل. رسیدن به یک تفاهم واقعی و یا آغاز یک جنگ فراگیر بین طرفین تقریبا از شانس برابری برخوردار است. ایران با همه مشکلات موجود هر چقدر که بتواند توان نظامی و قدرت مقاومت اقتصادی وهمچنین همیاری وهمکاری قوی خودش با محورمقاومت تا یمن را.به طرف مقابل ثابت کند. شانس توافق بالا میرود.