به گزارش تجارت نیوز، روابط انرژی میان چین و کشورهای حوزه خلیج فارس در حال تجربه تحولی بنیادین است. اگر در دهههای گذشته این رابطه بر پایه وابستگی یکطرفه چین به واردات نفت و گاز خلیج فارس بنا شده بود، امروز با تسریع گذار انرژی، تشدید بحران اقلیمی و پیشرفتهای فناورانه، این الگو جای خود را به وابستگی متقابل چندلایه و راهبردی داده است. در چنین شرایطی، انرژیهای تجدیدپذیر به محور اصلی همکاریهای آینده میان پکن و پایتختهای عربی خلیج فارس تبدیل شدهاند.
چین و شتاب بیسابقه در گذار انرژی پاک
چین با سرعتی چشمگیر در حال گسترش بخش انرژیهای تجدیدپذیر خود است. در گزارش کار دولت ۲۰۲۵، «لی چیانگ» نخستوزیر چین تأکید کرد که این کشور باید صرفهجویی انرژی، کاهش کربن در صنایع کلیدی و توسعه منابع نوین انرژی را بهطور همزمان پیش ببرد.
تنها در سال ۲۰۲۴، سرمایهگذاری چین در پروژههایی مانند ذخیرهسازی انرژی نوین، زیرساختهای شارژ و تعویض باتری، انرژی هیدروژنی و سیستمهای یکپارچه انرژی، شبکه و ذخیرهسازی به حدود ۲۰۰ میلیارد یوان (معادل ۲۸ میلیارد دلار) رسید. این رقم، چین را به بزرگترین سرمایهگذار جهان در گذار انرژی تبدیل کرده است.
سه محرک اصلی سیاست انرژی پاک چین
نخستین محرک، امنیت انرژی است. چین با توسعه ظرفیتهای داخلی خورشیدی، بادی و هیدروژنی، وابستگی خود به واردات سوختهای فسیلی را کاهش میدهد و آسیبپذیریهای ژئوپلیتیکی ناشی از تحریمها و بیثباتی زنجیرههای تامین جهانی را مهار میکند.
دومین عامل، تعهدات اقلیمی است. پکن هدفگذاری کرده است که انتشار کربن را تا سال ۲۰۳۰ مهار و تا سال ۲۰۶۰ به بیطرفی کربنی برسد. این مسیر، پایبندی چین به توافق پاریس و نقشآفرینی آن بهعنوان یک بازیگر مسئول در حکمرانی جهانی محیط زیست را برجسته میکند. در همین راستا، ابتکار «جاده ابریشم سبز» در چارچوب طرح کمربند و جاده (BRI) از مرحله شعار به اجرای عملی پروژههای انرژی پاک ارتقا یافته است.
عامل سوم، بازآرایی اقتصادی و صنعتی چین است. با کاهش رقابتپذیری «سه کالای قدیمی» صادراتی (کالاهای کمفناوری و کاربر)، چین بهطور هدفمند به سمت «سه کالای جدید» یعنی خودروهای برقی، باتریهای لیتیوم-یونی و ماژولهای خورشیدی فتوولتائیک حرکت کرده است؛ صنایعی که زنجیرههای ارزش طولانی، اشتغالزایی گسترده و مزیت رقابتی جهانی ایجاد میکنند.
چرخش کشورهای حوزه خلیج فارس به سمت انرژیهای پاک
در سوی دیگر، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز همزمان با اجرای برنامههایی مانند چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی، چشمانداز ملی ۲۰۳۰ قطر و چشمانداز ۲۰۳۵ کویت، انرژیهای تجدیدپذیر را به ستون اصلی تنوعبخشی اقتصادی خود تبدیل کردهاند.
انقلاب نفت و گاز شیل، بهویژه در ایالات متحده و کانادا، جایگاه سنتی خاورمیانه در بازار جهانی انرژی را تضعیف کرده است. بهعنوان نمونه، صادرات اوپک به آمریکا از ۵.۶ میلیون بشکه در روز در سال ۱۹۷۷ به تنها ۹۸۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است.
همزمان، قیمتهای پایین و پرنوسان نفت در دهه گذشته، آسیبپذیری اقتصادهای وابسته به نفت را آشکار کرده و دولتها را به سمت تنوعبخشی فوری سوق داده است.
فشارهای داخلی و ضرورت انرژی پاک در خلیج فارس
رشد سریع جمعیت، افزایش مصرف انرژی و تورم بالا، فشار مضاعفی بر اقتصادهای خلیج فارس وارد کرده است. در عربستان سعودی، تقاضای برق سالانه حدود ۷ درصد رشد میکند و تهویه مطبوع تا ۷۰ درصد اوج مصرف برق را به خود اختصاص میدهد. این وضعیت، بخش بزرگی از نفت را از صادرات سودآور به مصرف داخلی یارانهای منحرف کرده و سالانه میلیاردها دلار هزینه فرصت ایجاد میکند. در چنین شرایطی، انرژیهای تجدیدپذیر نهتنها راهکاری زیستمحیطی، بلکه ابزاری برای ثبات اقتصادی و اجتماعی محسوب میشوند.
وابستگی متقابل جدید؛ منابع خلیج فارس و فناوری چین
همکاری انرژی چین و خلیج فارس اکنون بر پایه مکمل بودن مزیتها شکل گرفته است. خلیج فارس از پتانسیل طبیعی کمنظیری برخوردار است:
- تابش خورشیدی روزانه تا ۶.۵ کیلووات ساعت بر متر مربع
- تابش مستقیم مناسب برای CSP و CPV
- سرعت باد بالاتر از ۶.۹ متر بر ثانیه در سواحل دریای سرخ
- دسترسی گسترده به گاز طبیعی برای تولید هیدروژن آبی با فناوری CCUS
در مقابل، چین در حوزه ذخیرهسازی انرژی، باتریها، شبکههای هوشمند و تولید انبوه کمهزینه پیشرو است و میتواند چالش تناوب انرژیهای خورشیدی و بادی را حل کند.
سرمایهگذاریهای متقابل و پروژههای مشترک
نمونههای همکاری رو به گسترش فراواناند. در سال ۲۰۱۹، صندوق جاده ابریشم چین ۴۹ درصد سهام شرکت ACWA Power عربستان را خریداری کرد. شرکتهای چینی بین ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳ در پروژههایی به ارزش حدود ۹.۵ میلیارد دلار در خاورمیانه مشارکت داشتند.
در مقابل، شرکت ACWA بیش از ۱ گیگاوات پروژه انرژی پاک در چین تضمین کرده و قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار در داراییهای انرژی پاک (حداکثر ۲۰ گیگاوات) سرمایهگذاری کند. همچنین شرکت CYVN ابوظبی در سال ۲۰۲۳ مبلغ ۷۳۸.۵ میلیون دلار در شرکت خودروساز برقی چینی NIO سرمایهگذاری کرد.
مسیرهای آینده همکاری چین و خلیج فارس
کارشناسان پیشنهاد میکنند که همکاریها در سه محور اصلی تعمیق یابد:
- ایجاد قطب جهانی هیدروژن در خاورمیانه با تکیه بر فناوری چین
- نوسازی شبکههای برق و توسعه خطوط ولتاژ فوقبالا برای انتقال برق پاک
- گسترش زیرساخت خودروهای برقی و ایستگاههای شارژ متصل به انرژی پاک
این اقدامات میتواند امنیت انرژی، رقابتپذیری صنعتی و پایداری زیستمحیطی را بهطور همزمان تقویت کند.
گذار انرژی، روابط چین و کشورهای حوزه خلیج فارس را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن نفت و گاز جای خود را به فناوری، نوآوری و انرژی پاک میدهند. اگر این همکاری بهدرستی مدیریت شود، میتواند نهتنها منافع اقتصادی دوجانبه، بلکه ثبات و پایداری نظم جهانی انرژی را در دهههای آینده تضمین کند.