به گزارش تجارت نیوز، تحولات حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایران طی دهههای اخیر، از یک پروژه فناورانه صرف برای بهبود اتصالپذیری، به یک استراتژی پیچیده و چندلایه برای بازتعریف «مرزهای دیجیتال» و استقرار حاکمیت سایبری تبدیل شده است. بیگمان، با روی کار آمدن ستار هاشمی در مقام وزیر ارتباطات، پارادایم حاکم بر این نهاد از یک رویکرد واکنشی و تدافعی به یک راهبرد کنشی در جهت تحقق «حاکمیت دیجیتال» و «جهش در اقتصاد دیجیتال» تغییر یافته است. این تغییر پارادایم با درک این واقعیت همراه شده است که زیستبوم دیجیتال کشور بخشی تفکیکناپذیر از زیستبوم بینالمللی است و ایدۀ بینیازی کامل از اینترنت جهانی، از منظر فنی و اقتصادی، یک «شوخی تلخ» تلقی میشود.
پارادایم جدید حکمرانی دیجیتال: از صیانت تا حاکمیت دادهمحور
ستار هاشمی با تاکید بر اینکه فضای مجازی، فضای واقعی زندگی مردم است، تلاش کرده تا مسیر ارتباطات را به شرایط عادی بازگرداند، اما در عین حال بر مفاهیمی چون «حاکمیت داده» و «دیپلماسی فناوری» اصرار میورزد. این رویکرد جدید بر این پایه استوار است که برای دستیابی به سهم ۱۰ درصدی اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی، شرکتهای ایرانی باید در بازارهای بینالمللی رقابت کنند و این امر بدون جریان آزاد داده و دانش با کل جهان غیرممکن است.
آستانه تابآوری ۲۰ روزه: تحلیل اقتصادی فرسایش نقدینگی
اظهارنظر کمسابقه وزیر ارتباطات دربارۀ آستانۀ تابآوری ۲۰ روزه کلاناقتصاد دیجیتال، پرده از یک واقعیت مهم در ساختار مالی کسبوکارهای ایرانی برمیدارد. این هشدار نه یک تخمین حدسی، بلکه مبتنی بر تحلیل چرخه نقدینگی و هزینههای عملیاتی شرکتهای فناوریمحور در شرایط بحران است.
ساختار زیان و هزینههای فرصت
برآوردهای رسمی نشان میدهد که قطع اینترنت روزانه حدود ۵۰۰ میلیارد تومان به هسته اقتصاد دیجیتال (اپراتورها و شرکتهای زیرساختی) و نزدیک به ۵ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کلان کشور خسارت وارد میکند. این خسارتها شامل افت درآمد مستقیم اپراتورها از فروش دیتا، توقف تراکنشهای پلتفرمهای تجارت الکترونیک و فلج شدن زنجیره تامین و لجستیک است.
تحلیل تابآوری ۲۰ روزه را میتوان از منظر «مدیریت ریسک» و «پویاییشناسی سیستمها» به شرح زیر تبیین کرد:
۱. فشار بر جریان نقدی: اکثر استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان در ایران دارای ذخایر نقدی اندکی هستند. توقف درآمدی بیش از دو هفته به معنای ناتوانی در پرداخت حقوق پرسنل متخصص، اجاره سرورها و بازپرداخت وامهای بانکی است.
۲. اثر شلاقی در زنجیره تامین: کسبوکارهای آنلاین تنها واسطه نیستند، بلکه محرک صنایع دیگرند. قطع فروش آنلاین منجر به انباشت کالا در انبار تولیدکنندگان و برگشت خوردن چکهای تامینکنندگان در سطوح پایینتر میشود.
۳. تخریب اعتماد و سرمایه اجتماعی: پس از ۲۰ روز خاموشی، کاربران اعتماد خود را به پایداری سرویسهای دیجیتال از دست میدهند. بازگرداندن یک مشتری که به دلیل قطعی اینترنت نتوانسته خرید کند، هزینهای چندین برابر بازاریابی اولیه دارد.
در لایه اقتصاد خرد، معیشت حدود ۱۰ میلیون نفر بهطور مستقیم و غیرمستقیم به اینترنت وابسته است؛ از رانندگان تاکسیهای اینترنتی و فروشندگان تلگرامی و اینستاگرامی گرفته تا تا فریلنسرها و کسبوکارهای مختلف. برای بسیاری از این افراد، اینترنت تنها ابزار دسترسی به بازار است و قطع آن به معنای سقوط فوری به زیر خط فقر است.
انزوای دیجیتال و بحران سلامت روان: ابعاد نادیده
بسیاری از تحلیلها تنها بر خسارات مالی متمرکز هستند، اما دادههای جدید نشاندهنده یک «ترومای جمعی» ناشی از انزوای دیجیتال در ایران است. روانشناسان اجتماعی هشدار میدهند که قطع اینترنت در جامعهای که بخش بزرگی از پیوندهای عاطفی و حرفهای آن در فضای مجازی تعریف شده، معادل «انزوای اجباری» و «حبس انفرادی دیجیتال» است.
پدیده «اضطراب پیشدستانه» یکی از پیامدهای این وضعیت است؛ به طوری که هر افت کوچک در سرعت اینترنت، موجی از استرس و وحشت را در میان مردم بابت احتمال قطعی مجدد ایجاد میکند. این ناامنی روانی، علاوه بر کاهش بهرهوری نیروی کار، منجر به تشدید پدیده «فراموشی دیجیتال» و «سندروم جستوجوی بی حاصل» شده است، جایی که جامعه در غیاب منابع معتبر اطلاعات، به شدت آسیبپذیر و مستعد پذیرش شایعات میشود.
آیا امکان قطع دائمی اینترنت وجود دارد؟
پرسش کلیدی این است که آیا حاکمیت در نهایت به سمت «اینترنت ملی» کامل و قطع دائمی جهان حرکت خواهد کرد؟ پاسخ به این پرسش در تلاقی دو فاکتور «توان فنی» و «عقلانیت اقتصادی» نهفته است.
از منظر فنی، زیرساختهای شبکه ملی اطلاعات به مرحلهای از تکامل رسیدهاند که قطع ارتباط با جهان بدون از کار افتادن خدمات داخلی امکانپذیر است. اما از منظر اقتصادی، ایران در سال ۲۰۲۶ با ایرانی که در سال ۱۳۸۸ یا ۱۳۹۸ بود، تفاوت ماهوی دارد. نفوذ اینترنت در تمامی لایههای زندگی، از نانواییها تا اتاقهای عمل بیمارستانها و سیستمهای پدافندی، چنان عمیق شده است که قطع دائمی آن به معنای «خودکشی اقتصادی» خواهد بود.
حتی با وجود فشارهای امنیتی، هشدار وزیر ارتباطات درباره تابآوری ۲۰ روزه نشان میدهد که نهادهای تصمیمگیر به خوبی میدانند که فراتر رفتن از این بازه زمانی، منجر به فروپاشی زنجیرههای تامین و نارضایتی گسترده ناشی از بیکاری میلیونها نفر خواهد شد. از سوی دیگر، وابستگی غیرقابل انکار به تکنولوژیهای نوین نظیر هوش مصنوعی و بلاکچین برای دور زدن تحریمها، حاکمیت را مجبور به حفظ یک «اینترنت نیمبند» اما متصل نگه میدارد.
زیست در فضای تعلیق
ایران در حال حاضر در وضعیتی به سر میبرد که میتوان آن را «فضای تعلیق دیجیتال» نامید. انزوای دیجیتال برای کشوری با پتانسیلهای انسانی و اقتصادی ایران، نه یک استراتژی پایدار، بلکه بنبستی است که هزینههای آن به طور مداوم در حال افزایش است. تداوم این مسیر، کشور را در یک «تله تکنولوژیک» قرار میدهد که در آن، علیرغم صرف بودجههای میلیاردی برای بومیسازی، فاصله با استانداردهای جهانی و رقبای منطقهای به طور تصاعدی زیاد خواهد شد. راه برونرفت، نه در انزوا، بلکه در پذیرش واقعیتهای زیستبوم بینالمللی و باز تعریف حاکمیت در چارچوب تعاملات جهانی است، واقعیتی که اکنون حتی در کلام عالیترین مقامات اجرایی ارتباطات کشور نیز بازتاب یافته است.
محسن محمودی/ پژوهشگر علومسیاسی