برنامه ششم و نظام تدبیر

بایزید مردوخی بعد ازاجرای  9 برنامه عمرانی و توسعه نتایجی که از برنامه ریزی توسعه انتظار بوده، بدست نیاورده ایم. دلیل  آن هم وضعیت موجود و ۳۰ سال اخیر است چه در حوزه اقتصاد و چه در حوزه اجتماعی.اکنونی این سئوال را می توانیم مطرح کنیم  که آیا اگر برنامه نداشتیم وضع مان با وضعیت

بایزید مردوخی

بعد ازاجرای  9 برنامه عمرانی و توسعه نتایجی که از برنامه ریزی توسعه انتظار بوده، بدست نیاورده ایم. دلیل  آن هم وضعیت موجود و ۳۰ سال اخیر است چه در حوزه اقتصاد و چه در حوزه اجتماعی.اکنونی این سئوال را می توانیم مطرح کنیم  که آیا اگر برنامه نداشتیم وضع مان با وضعیت کنونی متفاوت بود؟ من گمان می کنم از بعضی جهات برنامه ریزی ها به توسعه اقتصادی ایران کمک کرده است.مهمترین کمکش این بوده که اگر برنامه نداشتیم تمام درآمد نفت کشور باید صرف واردات می شد.این کار را تمام دولت های قبل و بعد از انقلاب در دستور کار خود قرار داده بودند. البته نه اینکه این کار سبب شده که توسعه ای شکل نگیرد،اما حداقل  سبب شد که مقداری زیربناسازی در طول ۶۵ سال انجام بگیرد که این را مدیون برنامه هستیم.اما برنامه فقط زیربناسازی نیست. به طور کلی اگر بخواهیم با یک  شاخص جامع وضعیت کنونی را بررسی کنیم،می توان گفت در ۴ برنامه بعد از انقلاب ادعاهای برنامه ریزی ما ثمربخش نبوده است. در نتیجه باید فکر کرد که چرا این اتفاق افتاده است.ایا برنامه ها اشکال داشته اند؟ آیا برنامه ها ما را به سوی توسعه نیافتگی یا کمتر توسعه یافتگی برده اند؟

 به نظر می رسد گره کار،نظام تدبیر است.اگرچه نظام تدبیر در طول ۶۵ سال تغییرات زیادی داشته و اصلاحات مفیدی داشته است اما محورهای بنیادی آن همچنان پابرجاست.یعنی از این مسیر توسعه بدست نمی آید.هر بار میلیاردها دلار یا تومان به عنوان منابع جاری در برنامه ها  اختصاص داده ایم و این امر را بدیهی فرض کرده ایم که این ماشین می تواند منجر به توسعه شود. در حالی که امروز به این نتیجه رسیده ایم که این ماشین نمی تواند این بار را بکشد.این نه ایراد برنامه ها است و نه برنامه ریز و نه حتی سازمان برنامه ریزی.اتفاقی که افتاده این است که نظام تدبیر ما ترکیبی از نظام تدبیر دوران مغول ،دوران صفوی،دوران قاجار پهلوی و دوره اخیر یعنی ۳۵ سال اخیر است که در نظام برنامه ریزی ما نهفته است .این میراث سبب شده که هرگز به این فکر نیفتیم که این نظام را اصلاح کنیم .شاید هم فرصت نداشته ایم که نظام تدبیر را به گونه ای اصلاح کنیم که به صورت هماهنگ منابع برنامه ای را ثمر بخش کند.در نتیجه در کارهای اداری و ساختار برنامه ریزی کشور متوقف شده ایم و  بسیاری از کارهای ما با تاخیر انجام می شود.در ۶۵ سال  گذشته اخلاق کار مشکل داشته و به تدریج حتی بدتر نیز شده است. در اوایل برنامه ریزی در ایران اخلاق کار بسیار  برتر و اخلاقی تر از امروز بود.امروز ما با انواع مشکلات روبرو هستیم که می تواند قضاوت کند که مثلا کارمندان دولت در هفته چند ساعت و چند روز در هفته کار کنند.در کشور ما چند دقیقه مطالعه انجام می شود .تمام این شاخص ها نشان می دهد که نظام تدبیر در کشور ما چگونه کار می کند.مجموعه نهادهای تصمیم گیر در قوه مجریه قضاییه و مقننه چگونه کار می کند.شاید کمتر کشوری در دنیا باشد که به اندازه ما قانون و مقررات داشته باشد ولی در عمل وضعیت به گونه ای شده که همه این قانون و مقررات که با حسن نیت تدوین شده اند، در عمل مشکل ساز نیستند. نظام تدبیر نیز با وجود نظارت هایی که در کشور داریم از نظارت کارگاهی تا  نظارت مجلس و شوراهای اخیر شهرها و روستاها که نظام های نظارتی هستند ، به خوبی کار نمی کنند.از این نوع مسایل بسیار است.

در هر برنامه ای هزاران نفر ساعت کار بسیار قیمتی انجام شده است.همه کسانی که درگیر برنامه ریزی هستند وقت شان بسیار با ارزش است. این وقت مصروف شده سبب شده تا استراتژی ها تعیین شود اما نهایتا ثمری نداده است.بنابراین اینکه گفته شود برنامه ریزی باید در کشور متوقف شود،سخنی بیهوده است.آنچه باید اصلاح شود اجزا و عناصر نظام تدبیر است. برنامه سوم ،برنامه ای بسیار برنامه مفید و جامع بود. اتفاقا برنامه اصلاح نظام تدبیر بود و در دوران خود بسیار موفقیت آمیز بود. برنامه چهارم هم بسیار جامع بود اما دیدیم که اثربخش نبود .البته اثرنابخشی آن به این علت بود که گفتند کاغذپاره است و آن را کنار گذاشتند.برنامه پنجم هم برنامه ای  است که هدف آن خیر تدوین شده است اما آیا توانسته نظام تدبیر را اصلاح کند؟ بنابراین معتقدم که برنامه ششم اگر بنا است با همان مکانیزم های قبلی باشد، گمان نمی کنم که با اثربرنامه های اخیر متفاوت باشد. لذا اگر باز هم همین شیوه که با وزرا و معاونین برنامه ریزی سازمان ها در تهران برنامه ریزی کنیم  که مثلا مسیر برنامه ریزی عوض شود،نهایتا نتیجه ای نمی گیرم.برنامه ریزی باید منطقه محور یا Area Based Development   باشد .باید از مردم کمک بگیریم و آنها خواسته هایشان را بیان کنند. البته این کار اسانی نیست و سازوکار نیاز دارد که وقتی مردم یا نماینده ها رابه برنامه ریزی فراخوان می کنید باید این توان باشد که به صورت عملی کار ساماندهی شود. در غیر اینصورت کار بسیار اشفته ای می شود که کسی نمی تواند ان را جمع کند.
بایزید مردوخی
*دبیرسابق هیات امنای ارزی و مشاور وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی

این مطلب را به اشتراک بگذارید
کانال تلگرام تجارت نیوز