آفریقا چطور می‌تواند برنده اصلی تعامل با کشورهای دیگر باشد؟

موج جدید حضور خارجی‌ها در آفریقا از نگاه اکونومیست

موج جدید حضور خارجی‌ها در آفریقا از نگاه اکونومیست

دولت‌ها و شرکت‌های تجاری از سراسر جهان به دنبال تقویت روابط دیپلماتیک، استراتژیک و تجاری خود با آفریقا هستند. اکونومیست در سرمقاله تازه‌ترین شماره خود که در نهم مارس منتشر شده، می‎نویسد: این بار آفریقایی‌ها می‌توانند با مدیریت درست، برندگان اصلی موج جدید حضور خارجی‌ها در کشورشان باشند. تعامل با دنیای بیرون برای آفریقا یک اقدام مثبت است و آنها می‌توانند بر افزایش سهم خود از این مزایا تمرکز کنند.

اولین بار آفریقا در قرن نوزدهم میلادی توجه اروپایی‌ها را به خود جلب کرد که به دنبال آن استعمارگران این قاره را به تسخیر خود در آوردند. دومین بار در جریان جنگ سرد این اتفاق افتاد؛ زمانی که دو بلوک شرق و غرب برای جلب وفاداری دولت‌های تازه استقلال‌یافته آفریقایی رقابت کردند. در حالی که اتحاد جماهیر شوروی، از حکومت‌های مارکسیستی حمایت می‌کرد، ایالات متحده به دنبال حاکمان مستبدی بود که به سرمایه‌داری معتقد بودند.

به گزارش تجارت‌نیوز به نقل از اکونومیست، سومین موج که در حال حاضر علائم آن دیده می‌شود، در مقایسه با گذشته ملایم‌تر است. خارجی‌ها به این مساله واقف هستند که این قاره از اهمیت خاصی برخوردار است که یکی از دلایل این مساله، روند رشد جمعیت این منطقه است. سازمان ملل متحد پیش‌بینی کرده که تا سال 2025 تعداد آفریقایی‌ها در جهان از چینی‌ها بیشتر خواهد بود.

دولت‌ها و شرکت‌های تجاری از سراسر جهان به دنبال تقویت روابط دیپلماتیک، استراتژیک و تجاری خود با آفریقا هستند؛ چرا که این روند فرصت‌های بسیاری را برای آنها فراهم می‌آورد.

تنها در سال‌های 2010 تا 2016، بیش از 320 سفارتخانه در آفریقا افتتاح شده است.

نویسنده گزارش بر این باور است که اگر دولتمردان آفریقا به شکلی عاقلانه این موج جدید را مدیریت کند، برندگان اصلی به طور قطع آفریقایی‌ها خواهند بود.

در سال‌های اخیر، میزان همکاری‌ خارجی‌ها با منطقه آفریقا بی‌سابقه بوده است. تنها در سال‌های 2010 تا 2016، بیش از 320 سفارتخانه در آفریقا افتتاح شده که احتمالا بیشترین میزان تاسیس سفارت در طول تاریخ محسوب می‌شود.

ترکیه به تنهایی 26 سفارتخانه در آفریقا افتتاح کرده و سال گذشته هند نیز اعلام کرد که 18 سفارتخانه تاسیس خواهد کرد.

از سوی دیگر، همکاری‌ها و روابط نظامی آفریقا با دیگر کشورها هم تقویت شده است. آمریکا و فرانسه در حال مبارزه با جهادگرایان افراطی در این منطقه هستند. چین همچنین بزرگ‌ترین فروشنده اسلحه به کشورهای آفریقایی است.

در بازه زمانی 2006 تا 2018، سه شریک بزرگ تجاری آفریقا به ترتیب، آمریکا، چین و فرانسه بودند. در سال 2018، چین رتبه نخست را به خود اختصاص داد و هند و ایالات متحده به ترتیب دومین و سومین شریک تجاری آفریقا بودند. در این سال فرانسه به رتبه هفتم نزول کرد.

بزرگ‌ترین منابع سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی در آفریقا شرکت‌های آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی هستند.

طی همین دوره، روابط تجاری آفریقا با ترکیه و اندونزی سه برابر و با روسیه بیش از چهار برابر شده است. تجارت این منطقه با اتحادیه اروپا هم 41 درصد افزایش یافته است.

بزرگ‌ترین منابع سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی هنوز هم شرکت‌های آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی هستند؛ اما شرکت‌های تحت حمایت دولتی چین از یک‌سو و سرمایه‌گذاران هندی و سنگاپوری مشتاق پیوستن به این رقابت هستند.

این استدلال وجود دارد که بیگانگان در آفریقا تنها به دنبال منابع طبیعی این قاره هستند، حاکمان و دولتمردان تنها به منافع خود فکر می‌کنند و رشد روابط تجاری منفعتی برای مردم عادی ندارد. البته این استدلال گاهی اوقات درست است.

بسیاری از شرکت‎های نفتی و معدنی و رهبران فاسد آفریقا تنها منافع خود را در نظر می‌گیرند و قراردادها با کشورهایی چون چین و روسیه که شفافیت برای آنها اهمیتی ندارد، عمدتا مبهم است.

رهبران کشورهای آفریقایی باید وحدت بیشتری از خود نشان دهند. آفریقا ممکن است به اندازه چین پرجمعیت باشد، اما متشکل از 54 کشور است.

با این حال، نویسنده تاکید می‌کند که تعامل با دنیای بیرون برای آفریقایی‌ها یک اقدام مثبت است؛ چرا که آنها می‌توانند بر افزایش سهم خود از این مزایا تمرکز کنند. به این ترتیب لازم است آنها چند اقدام مهم در این زمینه انجام دهند.

اول آنکه دولت‌های آفریقایی باید بر شفافیت اصرار بورزند.

دوم آنکه رهبران این کشورها باید وحدت بیشتری از خود نشان دهند. آفریقا ممکن است به اندازه چین پرجمعیت باشد، اما متشکل از 54 کشور است و نه یک کشور.

سوم آنکه دولت‌های آفریقایی مجبور نیستند همچون زمان جنگ سرد جهت‌گیری کنند. آنها می‌توانند هم‌زمان با دموکراسی‌های غربی و همچنین چین و روسیه همکاری‌های اقتصادی داشته باشند. به این دلیل که آنها در حال حاضر، گزینه‌های بیشتری دارند و می‌توانند حق انتخاب بیشتری داشته باشند. اگر چین پلی در غنا می‌سازد، آمریکا می‌تواند خودرویی تولید کند که از روی آن عبور کند. اگر یک شرکت انگلیسی در یک شرکت شبکه داده تلفن همراه سرمایه‌گذاری می‌کند، یک کارآفرین کنیایی می‌تواند برای تاسیس استارتاپ خود از آن بهره ببرد.

مطالعاتی که از سوی بانک جهانی انجام شده نشان می‌دهد که کشورهای آفریقایی در صورت دموکراتیک بودن، رشد سریع‌تری خواهند داشت.

و در نهایت اینکه، حاکمان آفریقایی باید توصیه‌هایی که برخی از شرکای جدید به آنها ارائه می‌دهند، مورد بررسی قرار دهند. چین استدلال می‌کند که دموکراسی یک ایده غربی است و توسعه نیازمند ثبات و قاطعیت است. اگرچه این پیام به مذاق حاکمان آفریقایی خوش می‌آید، اما یک وعده توخالی و دروغ است.

مطالعاتی که از سوی بانک جهانی انجام شده نشان می‌دهد که کشورهای آفریقایی در صورت دموکراتیک بودن، رشد سریع‌تری خواهند داشت.

خبر خوب این است که سیستم آموزشی در این منطقه پیشرفت قابل توجهی داشته و جمعیت زیادی در حال حرکت به سوی شهرها هستند. این روند موجب می‌شود آنها از حاکمان خود بیشتر انتقاد کنند و کمتر از آنها بترسند.

به این ترتیب، رقابت برای کسب رای میان دولتمردان افزایش می‌یابد و مردم هم قادر خواهند بود به سمت جهانی شدن بروند؛ به نحوی که هم برای آنها و هم برای خارجی‌ها سودمند باشد.

جدیدترین مطالب این نشریه انگلیسی را می‌توانید در سلسله گزارش‌های اکونومیست ملاحظه کنید.

نظرات
سردبیر تجارت‌نیوز پیشنهاد می‌کند