پیش‌بینی اکونومیست از آینده امریکا

پیش‌بینی اکونومیست از آینده امریکا

اکونومیست در تازه‌ترین شماره خود به بررسی چهار موضوع تبعات سیاست خارجی دونالد ترامپ، دستاوردهای کمپانی شیائومی، مقایسه وضعیت اقتصادی اسپانیا و ایتالیا و عوامل موثر در موفقیت فوتبال کشورها پرداخته است.

الهام میرمحمدی: اکونومیست سرمقاله تازه‌ترین شماره خود را به موضوع سیاست خارجی ایالات متحده در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ اختصاص داده است.

به گزارش تجارت‌نیوز، هفته آینده دونالد ترامپ و کیم‌جون‌اونگ، رهبر کره شمالی، در سنگاپور دیداری خواهند داشت. به عقیده نویسنده، حتی اگر مذاکرات میان آنها به خوبی پیش برود و رئیس‌جمهور آمریکا موفق شود دستاوردهای مورد نظر خود را کسب کند، رویه‌ای که او به طور کلی در حوزه سیاست خارجی در قبال متحدان و دشمنانش در پیش گرفته، هم به امریکا هم به کشورهای جهان آسیب می‎‌رساند.

این مقاله با اشاره به سیاست ترامپ در مورد خروج از برجام و بازگشت تحریم‌ها علیه ایران و حل اختلافات با چین، که به نوعی می‌توان آن را شکستن تابوها نامید، می‌پرسد که آیا تحقق این اهداف محمتل است؟

سیاست خارجی امریکا در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما به این گونه بود که او از دموکراسی‌هایی که طرز تفکری نزدیک به امریکا دارند، کمک بگیرد. از این رو، توافق هسته‌ای با ایران، با همراهی اروپا، چین و روسیه که در مذاکرات برجام حضور داشتند، امضا شد. همچنین، پیمان تجاری اقیانوس آرام موسوم به توافق ترنس‌پسیفیک با هدف یک‌پارچه‌سازی متحدان آسیایی امریکا، در چارچوب قوانین جدید تجاری و با هدف کنترل کردن چین، امضا شد.

سیاست ترامپ اما متفاوت است. او حملات هوایی به سوریه را آغاز کرده تا عملکردش در دید دیگران بهتر از اوباما جلوه کند. ترامپ همچنین، هرگونه رابطه را مجموعه‌ای از معاملات رقابتی قلمداد می‌کند.

قدرت نظامی، دیپلماتیک، علمی، فرهنگی و اقتصادی امریکا در جهان بی‌نظیر است و به واسطه این قدرت امریکا می‌تواند هر زمان که اراده کند کشورهای دیگر را بترساند. روسای‌جمهور پیشین امریکا نیز پیش‌تر از این قدرت استفاده کرده‌اند. اما اگر رئیس‌جمهوری چون ترامپ به قلدری‌های خود ادامه دهد، شاید در کوتاه‌مدت بتواند موفقیت‌هایی کسب کند اما در بلندمدت این رویکرد کارساز نخواهد بود.

وی به اشتباه تصور می‎کند که به ازای هر برنده‌ای، بازنده‎ای وجود دارد و کسری تجاری الزاما به معنای یک معامله بد است. اقدامات او در بلندمدت قطعا نمی‌تواند هیچ کمکی به امریکا یا جهان کند.

این «استاد بزرگ مذاکره» که به سادگی هر آنچه را در ازای این مذاکرات از دست می‌دهد، دست‌کم می‌گیرد، چطور می‌تواند برای مردم کشورش توافق‌ها و معاملات خوب به‌جا بگذارد؟

باید پذیرفت که ترامپ هیچ احترامی برای نظام تجارت جهانی و متحدان کشورش قائل نیست. او تنها به دلیل داشتن کسری تراز تجاری با کشورها حاضر است از هر توافقی خارج شود. این مساله، اقدامات تلافی‌جویانه متحدان را به دنبال دارد. ایران ممکن است فعالیت هسته‌ای خود را از سر بگیرد. ترامپ در برابر محدود کردن فعالیت‌های موشکی کره شمالی، تحریم‌ها را علیه این کشور کاهش می‌دهد اما متحدان آسیایی را در برابر کره شمالی آسیب‌پذیر می‌کند.

واقعیت این است که با گذشت زمان «اول امریکا»یی وجود نخواهد داشت و جهان با یک «امریکای تنها» مواجه خواهد شد.

همان‌طور که هنری کیسینجر، گفته است: یک فرمان به سادگی نمی‌تواند صادر شود، بلکه برای تداوم آن حقانیتش باید مورد پذیرش قرار بگیرد.

عرضه اولیه 70 میلیارد دلاری شیائومی

این نشریه انگلیسی در مطلب دیگری کمپانی چینی شیائومی را به عنوان نمونه‌ای معرفی می‌کند که به دلیل ایجاد تغییرات در قوانین کسب‌وکار بسیار متفاوت از شرکت‌های امریکایی عمل می‌کند.

در سال 1987، زمانی که لی جون دانشجوی کامپیوتر بود، کتاب استیو جابز را خواند و به خود قول داد که شرکتی همچون اپل تاسیس کند. اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، تابستان امسال عرضه اول سهام این شرکت با ارزش تخمینی 70 میلیارد دلار انجام خواهد شد. این بزرگ‌ترین عرضه اولیه جهان از سال 2014 خواهد بود.

شیائومی در حال حاضر بهترین برند تولیدکننده موبایل‌های هوشمند در چین محسوب می‌شود. اگرچه لی جون به تقلید از استیو جابز پیراهن مشکی می‌پوشد، اما هنوز تشخیص اینکه این کمپانی اپلِ چین است یا شباهت بیشتری به سامسونگ، نوکیا، سونی و دیگر خرده‌فروشان دارد، کار دشواری است.

به نظر می‌رسد، شیائومی هیچ شباهتی به شرکت‌های بزرگ و ثروتمند جهان ندارد.

عرضه اول شیائومی که به زودی برگزار می‌شود آزمونی خواهد بود برای اینکه چطور سرمایه‌گذاران ارزش این مدل را باور خواهند کرد.

قوانین متفاوت، رقابت شدید، نزدیکی به مرکز تولید جهانی و تغییر رفتار مصرف‌کننده از عواملی هستند که موجب شده این برند به کلی متفاوت باشد.

حدود 18 میلیارد دلار از درآمد این شرکت در سال گذشته حاصل از فروش گوشی‌های هوشمند آن بوده است. این میزان حدود هفت درصد از بازار جهان را شامل می‌شود.

شیائومی علاوه بر موبایل‌های هوشمند، صدها محصول دیگر نظیر جاروبرقی، دوچرخه‌های الکتریکی و غیره تولید می‌کند. این کمپانی همچنین با استراتژی متفاوتی نسبت به بسیاری از شرکت‌ها عمل می‎کند و گوشی‌ها و دستگاه‌های هوشمند را با حاشیه سود بسیار پایین به فروش می‌رساند و برای سوددهی به سرویس‌ها و استفاده بهینه از قطعات متکی است.

شیائومی با تکیه بر اینترنت در تلاش است استراتژی‌های هوشمندانه‌ای در پیش بگیرد.

این کمپانی در سال 2017، به دلیل عرضه سهام ممتاز 8.51 میلیارد دلاری به سرمایه‌گذاران، زیان 6.9 میلیارد دلاری را ثبت کرد، اما رشد این شرکت همچنان در وضعیت مساعدی به سر می‌برد. سود عملیاتی کمپانی با افزایش سه برابری نسبت به سال گذشته میلادی به رقم 1.92 میلیارد دلار رسیده است.

اما سوال این است که آیا همه این عوامل ارزش بالای عرضه اولیه این کمپانی را توجیه می‌کند؟ به گفته مدیران این شرکت، شیائومی در حال تغییر ساختار خود از یک شرکت سخت‌افزاری به یک شرکت اینترنتی است. دلیل آن هم کاملا مشخص است. به استثنای اپل و سامسونگ، به طور کلی سودآوری صنعت سخت‌افزار به هیچ وجه خوب نیست.

سایر شرکت‌های سخت‌افزار نظیر سونی در سال 1999 و نوکیا در سال 2007 هم چنین تلاش‌هایی داشته‌اند اما با نتایج چندان خوبی مواجه نشدند. برخلاف آن زمان اما تغییر صنعت به سوی خدمات اینترنتی در شیائومی بسیار ملموس است. چنین خدماتی به منزله موتور جدیدی برای کمپانی اپل محسوب می‌شود، برنامه‌ها، اپلیکیشن‌ها و محتواهای نصب‌شده بر روی 1.3 میلیارد آیفون و مک به خوبی فروش می‌روند.

تلفن‌های همراه شرکت شیائومی در حال حاضر حدود 190 میلیون کاربر دارد و این کاربران به طور متوسط حدود 54 دقیقه در روز از خدمات آن استفاده می‌کنند. این کمپانی سالانه حدود نه دلار به ازای هر کاربر بابت تبلیغات، کمیسیون فروش برنامه‌ها و بازی‌ها درآمد دارد. حاشیه سود چنین خدماتی بسیار بالاست. اگر شیائومی بتواند سهم خود از بازار گوشی جهان را حفظ کند و از سوی دیگر درآمد خود به ازای هر کاربر را حدود 20 دلار طی یک دهه آینده افزایش دهد، این کسب‌وکار می‌تواند ارزشی 35 میلیارد دلاری به دست آورد.

شیائومی با تکیه بر اینترنت در تلاش است استراتژی‌های هوشمندانه‌ای در پیش بگیرد. این کمپانی برای تبلیغات و برندسازی از بستر شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کند و از این رو در میان قشر جوان چین پذیرفته و خریداری می‌شود. در حال حاضر، شیائومی حرف اول را در بازار گوشی‌های هوشمند چین می‌زند و از برندهای باسابقه‌ و سرسختی چون هواوی و لنوو سبقت گرفته است.

با این همه، نگرانی‌ها در مورد احتمال کاهش کاربران این خدمات در آینده وجود دارد.

مهم این است که لی جون شیائومی را به اپلِ چین تبدیل نکرد اما موفق شد در شکستن قوانین از استیو جابز تقلید کند.

آنچه ایتالیا باید از اسپانیا بیاموزد

در مطلب دیگری نشریه اکونومیست مسائل اقتصادی و سیاسی ایتالیا و اسپانیا را مقایسه می‌کند.

نویسنده ماه ژوئن را ماه خوبی برای اتحادیه اروپا نمی‌داند. در اولین روز این ماه، اولین دولت پوپولیست در ایتالیا پس از پایان جنگ جهانی دوم به روی کار آمد. درست در همین روز، پارلمان اسپانیا به ماریانو راخوی، نخست‎وزیر اسپانیا رای عدم اعتماد داد و پدرو سانچز به عنوان جانشین او انتخاب شد.

این اولین بار نیست که التهابات اقتصادی و سیاسی بر این دو کشور سایه می‌افکند. طی ماه‌های اخیر ارزش اوراق قرصه به دنبال ناآرامی‌های بازار افزایش یافته است.

هر دو کشور در جنوب اروپا واقع شده‌اند. اسپانیا بدترین بحران مالی را از سال 2008 تجربه کرده است. بانک‌ها در این کشور سقوط کردند و بیکاری حدود 26 درصد افزایش یافت. در سال 2012 دولت اسپانیا از متحدان اروپایی‌اش درخواست کمک مالی کرد؛ تصمیمی که ایتالیا هنوز در مورد آن فکر می‌کند.

متحدان اروپایی این کشور به کمکش آمدند. این در حالی است که ایتالیا هنوز تصمیمی مبنی بر دریافت وام از اروپا نگرفته است.

با وجود اشکالات فراوانی که در روش اداره اسپانیا وجود داشت، اما خدمات ماریانو راخوی، نخست‌وزیر سابق این کشور موجب شد، اسپانیا از نظر اقتصادی در وضعیت بهتری از ایتالیا باشد.

به عقیده نویسنده، اسپانیا به دلیل متحدان اروپایی‌اش موفق شد دوران نقاهت را سریع‌تر طی کند. کسری بودجه به سرعت در این کشور کاهش یافت، وضعیت بانک‌ها بهتر شد و بازار کار را آزاد کرد. از سال 2015 به بعد رشد اقتصادی این کشور بیش از سه درصد در سال بوده و به لطف این رشد، تولیدات اسپانیا اکنون بالاتر از سطحِ پیش از وقوع بحران است.

این در حالی است که پس از بحران 2008، ایتالیا بدترین عملکرد اقتصادی را در مواجهه با زیان‌های بانکی و اصلاحات بازار کار داشته است. سطح تولید در حال حاضر در این کشور پایین‌تر از میزان پیش از وقوع بحران است.

از دیدگاه نویسنده به نظر می‌رسد، تفاوت عملکرد این دو کشور به تفاوت رهبری سیاسی مربوط می‌شود. ماریانو راخوی در سال 2011 و در اوج بحران رهبری اسپانیا را به دست گرفت و از جهات بسیاری موفق شد به کشورش خدمت کند.

او نیز محدودیت‌های خود را داشت و سرسختی‌ها و کله‌شقی‌اش موجب شد موفق نشود از تبدیل شدن درگیری کاتالونیا به بحران جلوگیری کند. با این حال برخلاف ایتالیا، فرانسه و بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی نظیر لهستان و مجارستان، این کشور حرکت قابل توجهی در جهت احزاب راست ناسیونالیست نداشته است.

با وجود اشکالات فراوانی که در روش اداره کشور وجود داشت، خدمات او موجب شد که اسپانیا از نظر اقتصادی در وضعیت بهتری از ایتالیا باشد. اصلاحات اقتصادی مناسب و سرعت بهبود اقتصادی موجب شده این کشور به بی‌ثباتی سیاسی دچار نشود.

چطور در جام جهانی پیروز شویم؟

چرا برخی کشورها در فوتبال پیشرفت می‌کنند؟ این پرسشی است که اکونومیست این هفته در مطلب دیگری به آن پاسخ می‌دهد.

به عقیده نویسنده، ثروت، اندازه کشورها و علاقه به فوتبال از عوامل مهم و موثری در توضیح عملکرد تیم فوتبال کشورهاست، اما عوامل بسیار دیگری وجود دارند که آموختنی هستند.

تیم فوتبال اروگوئه یکی از تیم‌های موفق در سطح جهان است. اگرچه این تیم همچون اوایل قرن بیستم میلادی یک غول فوتبال محسوب نمی‌شود، اما همچنان تیمی قدرتمند و موفق است.

سوال اما این است که چرا کشورهای ثروتمند نمی‌توانند به اندازه اروگوئه -که کشوری کوچک در امریکای جنوبی است- در فوتبال پیشرفت کنند.

نویسنده در ادامه به هزینه‌های میلیارد دلاری کشورهایی چون چین، امارات متحده عربی و عربستان سعودی اشاره می‌کند که به رغم این سرمایه‌گذاری‌ها دستاوردهای چندانی کسب نکرده‌اند.

اکونومیست با طراحی یک مدل آماری به بررسی عوامل ورزشی و اقتصادی موثر در موفقیت تیم‌های فوتبال پرداخته و در پایان به مقامات کشورها توصیه می‌کند برای پیروز شدن در مسابقات جهانی باید چهار درس مهم را در مدنظر داشته باشند:

  •  با تشویق کودکان به رشد آنها در مسیر خلاقیت کمک کنند.
  •  به جوانان بااستعداد بی‌توجهی نکنند.
  • از شبکه جهانی فوتبال بهره بیشتری ببرند.
  • برای مسابقات جهانی آمادگی‌های لازم را کسب کنند.

نظرات
سردبیر تجارت‌نیوز پیشنهاد می‌کند