ابراز وجود اپلیکیشن‌ها در برابر نهاد‌های عمومی

اتحادیه تاکسیرانی‌های کشور از اسنپ و تپسی به دلیل آنچه آن‌ها دامپینگ خوانده‌اند به شورای رقابت شکایت کرده است. استناد آن‌ها به ماده ۳ قانون مصوب سال ۷۴ مجلس شورای اسلامی است که تمرکز امور مربوط به تاکسیرانی‌ها و کلیه امور حمل‌ونقل شهری را متعلق به شهرداری‌ها می‌داند.

بر همین اساس، آن‌ها ادعا می‌کنند تاکسی‌ها و آژانس‌ها نیز زیرمجموعه شهرداری محسوب می‌شوند و این اپلیکیشن‌ها هم اگر می‌خواهند در این حوزه فعالیت کنند، حتماً باید مجوزهای لازم را دراین‌باره کسب کنند.

اما آیا این ادعا برای شکایتی با ادعای دامپیک کافی است؟ آیا با توجه به تعاریف علمی از دامپینگ، ارزان‌فروشی اسنپ و تپسی دامپینگ محسوب می‌شود؟ این دو اپلیکیشن محبوب ایرانی چگونه هزینه‌ها را کاهش داده‌اند که حالا با چنین برخورد قهری مواجه شده‌اند؟

مفهوم دامپینگ بهره‌گیری از روش‌های غیراخلاقی در بازاریابی، فروش کالای زیر قیمت و شیب‌دار کردن بازار هدف به سمت تولید است. دامپینگ ازنظر مفهومی ارزان فروختن، قیمت‌شکستن و بازار‌شکستن است و در شرایطی رخ می‌دهد که رقابت ناقص باشد.

به‌طوری‌که بهای کالا یا خدمات برابر قیمت بازار یا قیمت دیکته شده نباشد. بازار حالتی هدایت‌شده داشته باشد به‌طوری‌که مصرف‌کننده داخلی امکان استفاده و خرید کالای صادراتی را نداشته باشد. اهداف آن بیرون کردن رقبای خارجی و به دست آوردن انحصار بازار و به دست آوردن سهم از بازار کالای مربوطه باشد.

همچنین مازاد موقتی ذخایر کالا به‌منظور جلوگیری از پایین آمدن قیمت‌های داخلی کاهش یابد تا درنتیجه درآمد تولیدکنندگان کم شود.

نگاهی به توضیحات دامپینگ نشان می‌دهد این دو اپلیکیشن که حالا به جرات می‌توان گفت پدیده‌های سال ۹۵ در حوزه فناوری اطلاعات‌ هستند و شواهد و آمارها نشان می‌دهند، گردش مالی نجومی دارند، دامپینگ نمی‌کنند.

آن‌ها فقط با الگوبرداری از نمونه‌های مشابه خارجی مزیت‌های رقابتی فوق‌العاده ایجاد کرده‌ و حمل‌و‌نقل درون‌شهری را متحول کرده‌ و برنامه نویسان رایانه در دیگر شهرها را هم به صرافت نوشتن برنامه‌ها و اپلیکیشن‌های مشابه در شهر خودشان انداخته‌اند.

اما در مورد چگونگی کارکرد آن‌ها و کاهش هزینه‌ها و افزایش درآمد با نگاهی اجمالی به نحوه کارکرد آن‌ها می‌توان قیمت‌های مناسب ارائه خدمات توسط آن‌ها را توجیه کرد. اولین عنصر دفتر کار است؛ اسنپ و تپسی دفتر کار متمرکز دارند و از یک دفتر تمام شهر را پوشش می‌دهند.

عامل دیگر نحوه مسافرگیری آن‌هاست. رانندگان این دو اپلیکیشن تنها هزینه رفت را از مسافر می‌گیرند و در مقصد دوباره سیستم خود را به حال آماده‌باش درمی‌آورند تا برای برگشت مسافر داشته باشند درحالی‌که آژانس‌ها هزینه رفت‌وآمد را از یک سفر به مسافر تحمیل می‌کنند.

آژانس‌ها در کنار هزینه‌هایی همچون قبوض آب، برق، گاز و تلفن و همچنین هزینه پذیرایی از رانندگان _ حداقل چایی و قند_  باید هزینه مجوز را بپردازند که حدود یک میلیارد تومان برای صاحب آژانس آب می‌خورد. سرقفلی دفتر آژانس هم خود هزینه‌ای دارد که آن‌هم قابل‌توجه است.

از سوی دیگر نحوه درآمدزایی این اپلیکیشن‌ها با تاکسی‌تلفنی‌ها متفاوت است. به این نحو که آژانس‌ها هزینه‌های خود را از حق کمیسیونی که توسط رانندگان پرداخت می‌شود تامین می‌کنند حال‌آنکه اپلیکیشن‌های اسنپ و تپسی از گردش مالی که به وجود آورده‌اند کسب درآمد می‌کنند.

از سوی دیگر این دو اپلیکشین قیمت‌های شناور را برای مسافران در نظر گرفته‌اند و نرخها در ساعت اوج ترافیک و کم تردد تا ۵۰ درصد اختلاف قیمت دارند.

همچنین نرخ‌ها بر اساس نقشه مسیر تعیین می‌شود. درحالی‌که کرایه در آژانس‌ها یک‌بار در سال و برای تمام طول سال تعیین می‌شود و در ساعات آخر شب که اتفاقا اسنپ و تپسی قیمت‌های خود را کاهش می‌دهند آژانس‌ها ۲۰ درصد بر قیمت‌ها می‌افزایند.

در کنار این دو اپلیکشین موفق، نرم‌افزارهای موبایلی متعددی شروع به کارکرده‌اند که برخی از آن‌ها مشتری‌های خود را پیداکرده‌اند و برخی دیگر در حال بازار سازی برای خدمات خود هستند. تحقیقات غیررسمی نشان می‌دهد که تقریبا همه اپلیکیشن‌هایی که در اروپا و امریکا فعالیت می‌کنند در ایران هم راه‌اندازی و  بومی‌سازی شده و در اختیار علاقه‌مندان قرارگرفته و به مخاطبان خود سرویس رسانی می‌کنند.

از این میان می‌توان به نمونه‌های موفق تحویل غذا، راهنمای گردشگری، پرداخت‌های بانکی و … اشاره کرد. نگاهی به رویارویی تاکسی‌رانی و اپلیکیشن‌های ارائه خدمات تاکسی به‌وضوح نشان می‌دهد که اصناف هم اگر خود را با تکنولوژی روز تطبیق ندهند به‌زودی شاهد ادعای آن‌ها برای دامپینگ و شکستن قیمت‌ها در ارائه کالا و خدمات آن‌ها خواهیم بود.

با نگاهی اجمالی به کارکرد این دو اپلیکیشن می‌توان گفت آن‌ها راه‌های درآمدزایی و کاهش هزینه را به‌درستی دریافته و اجرا کرده‌اند.

به نظر می‌رسد وقت آن رسیده که سازمان‌های عمومی که هرلحظه ممکن است با اپلیکیشن‌های جدید تهدید شوند به‌جای مقابله با آن‌ها و درنهایت طرح شکایت که از روی استیصال است با توسعه بخش تحقیقات خود عملکرد خود را بازبینی کرده و حوزه کسب‌وکار خود را با توجه به تکنولوژی روز ارتقا بدهند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید