با برجام بی‌ترامپ چه کنیم؟

بالاخره روزی که بخش بزرگی از رویارویی با آن نگران بودند فرا رسید. ترامپ که از ابتدای حضورش در کاخ سفید به عنوان یک رئیس جمهور غیرقابل پیش‌بینی و البته غیرمقید به آداب دیپلماتیک و حتی سیاسی ظاهر شده است، در یک غافلگیری نه‌چندان دور از انتظار چهار روز پیش از موعد تعیین شده تصمیم خود را درخصوص برجام اعلام کرد؛ “خروج”.

خروج ایالات متحده از برجام اگرچه اتفاق دلخواهی نبود اما احتمال وقوع آن همیشه وجود داشت. پس از قدرت گرفتن جمهوری‌خواهان تندرو، آمریکا با تمدید محدود حضور خود در برجام عملا ثابت کرده بود به روح و سازو کار یک “توافق” در چارچوب معمول دیپلماتیک پایبند نیست.

بهانه‌تراشی‌های واهی، تهدیدهای مستقیم، همصدایی‌های هدفدار با مخالفان اولیه برجام، همه نشان از عزم آمریکا برای برهم زدن قواعد بازی بود.

رفتار تدریجی آمریکا با برجام بیش از هر مساله‌ای سبب القاء حس بلاتکلیفی به “اقتصاد” و “سیاست” ایران بود، حالا شفاف و واضح موضع خود را علیه آن علم کرده است. آمریکا بار دیگر ثابت کرد در امضای یک قررداد غیرقابل اعتماد است.

این عیب از اقتصاد تمام دولتی (حاکمیتی) ما بود که نتایج برجام تنها به اتفاقات کلان گره خورد. هرچه فریاد زده شد که برجام بهترین فرصت برای همکاری شرکت‌های کوچک و متوسط در تعامل مشترک با همتایان اروپایی خود است در هیاهوی سیاسی ناپدید شد.

و اما حالا چه؟

آیا برجام واقعا آن طور که مخالفان می‌گویند بی‌فرجام است؟ بعید می‌دانم. حداقل می‌توانست نباشد. شاید این برداشت اشتباه زمانی رخ داد که آثار آن به سیاست‌های کلان اقتصادی و کلاف‌های پیچیده‌ای گره خورد که برجام تنها یکی از موانع آن بود.

نمونه آن معضلات بانکی بود که علاوه بر تحریم، موانع زیرساختی دیگری نیز داشت. حل اولی به منزله رفع سایرین نبود ولی در نهایت عدم کارایی آن شد نشانه‌ای از عدم حیات برجام.

این عیب از اقتصاد تمام دولتی (حاکمیتی) ما بود که نتایج برجام تنها به اتفاقات کلان گره خورد. هرچه فریاد زده شد که برجام بهترین فرصت برای همکاری شرکت‌های کوچک و متوسط در تعامل مشترک با همتایان اروپایی خود است در هیاهوی سیاسی ناپدید شد.

حضور آمریکا در برجام تا دیروز هم هیچ عایدی پایداری جز اطمینان خاطر نسبی بابت حضور همه طرف‌های مذاکره پای یک میز نصیب طرفین نکرد. از بازگشت مبالغ بلوکه شده حساب‌های ایران که بگذریم، زبان تهدید و مزاحمت‌های آمریکا در فرآیند عملیاتی شدن مفاد برجام، عدم شفافیتی را پدید آورده بود که آثار اقتصادی آن کم از خروج نداشت.

با این حال در تحلیلی واقع‌بینانه خروج آمریکا علی رغم عدم ارتباط مستقیم تجاری بین دو کشور به‌دلیل نفوذ این کشور در اقتصاد جهانی موثر و حدال از جنبه روانی ریسک افزا خواهد بود.

حالا که آمریکا در اقدامی غیردیپلماتیک و یک‌جانبه از برجام خارج شده است آینده این مسیر چگونه خواهد بود؟

باید توجه داشت علی‌رغم ناراحتی کشورهای اروپایی از این اقدام آمریکا و عدم هم‌آوایی با این کشور ابزارهای اقتصادی و سیاسی آمریکا به سایر طرفین میز مذاکرات بسیار بیشتر از ابزارهای ایران است.

انتقال تکنولوژی و سرمایه سایر کشور ها در ایران به نوعی تعامل اقتصادی ما از حالت خطی و یک‌طرفه (بازار وارداتی محض) به مشارکت موثر درخواهد آمد.

شاید بهترین تصمیم در سایه تداوم تلاش‌های دیپلماتیک برای تعهدسنجی و بررسی سایر کشورهای امضا کننده باشد. همان مسیری که دولت و در راس آن رئیس جمهور برگزید.

اما در طی این مدت آنچه ضامن موفقیت و صحت امر است تسهیل شرایط و به‌نوعی گارانتی حضور شرکت‌های کوچک و متوسط اروپایی و البته سایر کشورهای موثر در عرصه اقتصاد نظیر کره جنوبی در ایران است.

این حضور چگونه باید تعریف شود؟ با مشارکت و تعریف تعامل برد-برد. انتقال تکنولوژی و سرمایه سایر کشور ها در ایران به نوعی تعامل اقتصادی ما از حالت خطی و یک‌طرفه (بازار وارداتی محض) به مشارکت موثر درخواهد آمد.

این مسیری است که قاعدتاً خط مقدم اقتصادی ما باید در پیش گیرد. دولت اما وظیفه‌ای دوچندان دارد، اول چانه‌زنی برای توسعه فعالیت‌های اقتصادی در همه ابعاد خرد و کلان با کشورهای طرف مذاکره در این فرصت باقی مانده و دوم اصلاح ساختار و بدنه اقتصادی ایران. کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به جراحی اقتصادی نیاز دارد.

اگرچه خروج یکجانبه آمریکا از برجام را می‌توان مقدمه پایان یک هژمونی دانست اما ایران به‌واسطه سوابق گران و بعضا ناخوشایندی که سال‌ها تحریم و جنگ برایش به یادگار گذاشته است بیش از هر زمان باید برای مقابله با روزهای سخت آماده باشد.

در این آماده‌سازی و سیاستگذاری مهمترین مسئله اما شناخت دقیق حاکمیت نسبت به نقاط فسادزا و حساس است. نقاطی که نباید به قیمت تاراج سرمایه و اعتماد ملی، برای عده‌ای قلیل “نعمت” فراهم آورد و تکرار اشتباهات گذشته را نتیجه دهد.

نظرات