بسته ارزی ثبات‌آور نیست

التهابات نرخ ارز طی چند ماه گذشته که منجر به کناره‌گیری ریاست بانک مرکزی و روی کار آمدن مدیریت جدید بود، آغازش با بسته جدید سیاست ارزی همراه بود.

به عبارتی این طور برداشت می‌شود که با روی کار آمدن مدیریت جدید بانک مرکزی، وضعیت موجود آسیب‌شناسی شده و برای گلوگاه‌هایی که عوامل اصلی ایجاد التهاب در بازار ارز بوده، راهکار و سیاست جدید در نظر گرفته شده، به طوری که التهابات گذشته مدیریت شده و از نوسانات مداوم و شدید نرخ ارز جلوگیری نماید.

به عبارت دیگر سیاست جدید ارزی بر محور دو رویکرد واقعی کردن نرخ ارز و جلوگیری از نوسانات مداوم نرخ ارز که خود باعث ایجاد نااطمینانی و هزینه برای کسب و کارهای مختلف می‌شود، استوار است.

نگاهی به مطالعات تجربی نشان می‌دهد که بی‌ثباتی نرخ ارز برای اقتصاد کشور زیان‌بار بوده و افزایش تدریجی نرخ ارز نسبت به حالتی که به یکباره افزایش می‌یابد، دارای اثرات زیان‌بارکمتری است.

این تاثیرگذاری به این دلیل است که در حالت افزایش تدریجی، اقتصاد بهتر می‌تواند خود را تعدیل نماید ولی در حالت افزایش یک‌باره، اقتصاد سرعت و قدرت تعدیل و مقابله با این شوک را ندارد و برای تعدیل به زمان نیاز دارد که این زمان تعدیل، با توجه به ساختار اقتصادی هر کشوری متفاوت است.

با توجه به دو رویکرد ذکر شده، سوالاتی در رابطه با بسته سیاست ارزی جدید مطرح می‌شود: آیا نرخ واقعی ارز در بازار ثانویه به درستی و واقعی تعیین خواهد شد؟ آیا عواملی که بر التهاب ارزی چند ماهه تاثیر گذار بوده بر بازار ثانویه نمی‌تواند تاثیرگذار باشد؟

بخش دیگر سوالات به نوسانات غیرمتعارف ارز بر می‌گردد. چه نوساناتی در ساختار اقتصادی کشور متعارف بوده و کدام نوسانات غیرمتعارف است؟

میزان و اندازه متعارف و غیرمتعارف تعیین و مشخص شده است؟ زمانی می‌توان مدیریت کارآمد بازار ارزی را داشت که نوسانات غیرمتعارف شناسایی و برای پیشگیری و مدیریت آن راهکار، استراتژی و برنامه داشت.

رونمایی از سیاست‌های جدید ارزی با بسیاری از ابهامات روبرو است و شفاف‌سازی لازم صورت نگرفته است که خود باعث می‌شود فضای نااطمینانی بازار ارز ترمیم نشده و کارآمدی سیاست‌های مزبور کاهش یابد.

یه عنوان نمونه مشخص نیست که آیا در بازار ثانویه عرضه ارز می‌تواند پاسخگوی تقاضای ارز باشد؟ یعنی ارز وارد شده به بازار ثانویه به اندازه کافی پاسخگوی نیاز ارزی بازار خواهد بود؟

اگر شکاف عمیقی بین عرضه و تقاضای ارز وجود داشته باشد با توجه به تجربه تاریخی، دوباره نوسانات شدید ارزی به‌وجود خواهد آمد و این بر فضای کسب‌وکار تاثیر منفی خواهد داشت.

به نظر می‌رسد برای ثبات نسبی در بازار ارز علاوه بر سیاست‌های ارائه شده، نیازمند آن باشد که به موضوع رانت و فساد و چگونگی مقابله با آن، افزایش هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی دلالی ارز و مدیریت نقدینگی کشور هم توجه کافی شود.

این نکته قابل تامل است که تامین نرخ ارز برای ورود کالاهای گروه اول یعنی کالاهای اساسی و دارو در وهله اول نیازمند آن است که تعیین شود کشور چقدر نیاز به تامین کالاهای این گروه با توجه به نیاز داخلی دارد و پس از تعیین مقدار کالا، برآوردی از نیاز ارزی برای واردات این گروه از کالاها داشته باشد.

آیا این محاسبات انجام شده و توانایی تامین ارز با نرخ ۴۲۰۰ هزار تومانی برای کشور وجود دارد؟ نکته دیگر بایدها و نبایدهای بسته جدید ارزی است. اینکه صادرکنندگان متعهد شوند که ارز حاصل از صادرات را به چرخه اقتصادی کشور وارد نمایند یا اینکه صرافی‌ها فقط به مصارف خدماتی و مسافرتی ارز بفروشند چگونه قرار است کنترل، نظارت و ارزیابی شده و پایش و رصد کامل قرار گرفته تا به اهداف مورد نظر این بسته سیاستی دست یابد و انحراف سیاستی به‌وجود نیایید؟

با توجه به مطالبی که بیان شد و سوالات دیگری که هنوز شفاف نیست به نظر می‌رسد بسته حاضر نتواند ثبات نسبی نرخ ارز را به دنبال داشته باشد. به نظر می‌رسد برای ثبات نسبی در بازار ارز علاوه بر سیاست‌های ارائه شده، نیازمند آن باشد که به موضوع رانت و فساد و چگونگی مقابله با آن، افزایش هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی دلالی ارز و مدیریت نقدینگی کشور هم توجه کافی شود.

این مطلب را به اشتراک بگذارید