ارزیابی سیاستی: رها­سازی پتانسیل سیاست‌­های رفاهی

چرا موفقیت سیاست‌­های حمایتی کشور، بخصوص در شرایط حساس کنونی، در گرو ارزیابی متقن سیاست­‌های رفاهی است؟

ساختار سرمایه­‌بر تولید ثروت در کشور، بر طبق تحقیقات به عمل آمده باعث شده است که  رشد درآمد و هزینه خانوارهای دهک­‌های یک تا پنج همبستگی چندانی با رشد اقتصادی نداشته و منافع رشد­های ثبت شده در صورت مثبت بودن، عمدتا جذب سه دهک اول شود . این مسئله و نیز عدم توانایی سیاست­‌گذاران در تغییر ساختار خلق ثروت، باعث شده است که توزیع ثروت از طریق سیستم حمایت اجتماعی به استراتژی اصلی ساختار حکمروایی کشور تبدیل شود. سیستم حمایت اجتماعی ایران، اقیانوسی است که سالانه نزدیک به 40 درصد از بودجه عمومی دولت را می­‌بلعد. با این وجود و به اذعان متخصصین و سیاست­‌گذاران این حوزه، خروجی­‌های این سیستم توفیق چندانی در حل و یا محدود کردن ابعاد آسیب­های اقتصادی و اجتماعی کشور نداشته است.

از نظر نگارنده یکی از دلایل عدم توفیق هزینه­‌کرد این اقیانوس منابع، عمق بند انگشتی آن در اثرگذاری است. فارغ از برنامه­‌هایی که از کاستی­‌های اساسی در طراحی رنج می­‌برند و حتی در صورت اجرای درست اثری نخواهند داشت، منابع حوزه اجتماعی در گستره تعداد بسیار زیادی از برنامه‌­ها توزیع شده­ است به طوری که هیچ یک از آنها پایداری مالی مورد نیاز برای پوشش جمعیت هدف و پیاده­‌سازی کامل طرح‌­هایشان را ندارند، حتی اگر این برنامه­‌ها دارای ابزارهای درست و سیاست­‌های اثبات شده باشند. سیاست­‌گذار باید آگاه باشد که کدام یک از این برنامه­‌ها هزینه­ بهینه­‌ترین اثرات را در حوزه­‌های خاص ارائه می­‌نمایند و سپس تمام منابع مالی برای آن حوزه را در برنامه­‌های منتخب با اثرگذاری بالا متمرکز نماید. چالش‌­های دیگری همچون نازل بودن ظرفیت سازمانی، تفرَق فضای سیاست­‌گذاری و ضعف در برنامه‌­ریزی مالی نیز در سیستم حمایت اجتماعی ایران عیان است، ولی همان­گونه که مطرح شد،توسعه نیافته‌­ترین بعد آن، حوزه ارزیابی سیاستی می­‌باشد.

ارزیابی سیاستی با استفاده از روش­‌های نوین آماری و اقتصاد­سنجی نشان می‌­دهد که کدام برنامه‌­ها در دستیابی به اهداف خود موفق و کدام یک از آنها ناموفق هستند و روش­‌های اصلاح آنان را مشخص ­می­‌سازد. در مواجهه با تنگناهای بودجه­‌ای و فشارهای فزاینده‌ای که برای گسترش خدمات اجتماعی دولتی وجود دارد، ارتقا کارایی هزینه‌­کرد منابع بخش عمومی به تقاضای مرکزی قانون­‌گذاران و سیاست­‌مدران تبدیل شده است. از این رو، کشورهای متعددی همچون فنلاند، مکزیک، برزیل و غیره، به استفاده ساختاریافته از ابزارهای ارزیابی در طراحی و پیاده­‌سازی برنامه­‌های سیاستی خود روی آورده‌اند.

داده‌­های خانوار و برنامه­‌ها، الفبای اولیه حوزه ارزیابی سیاستی هستند. در ایران اولین گام در جهت تهیه ساختاریافته این اطلاعات توسط معاونت رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، با ایجاد پایگاه ملی رفاه ایرانیان به منظور ثبت اطلاعات اقتصادی و درآمدی خانوارهای ایرانی برای اصلاح برنامه انتقال یارانه نقدی انجام گرفت. در صورت توسعه حساب­ شده و حمایت حقوقی و سیاسی، این پایگاه پتانسیل آن را دارد که به ابزاری قدرتمند در تخصیص برنامه­‌های حمایتی به خانوارهای کم‌­درآمد و آسیب­‌پذیر، و همچنین ارتقا کارایی سیستم مالیاتی و نظارتی کشور تبدیل شود. با این گام اولیه، بنظر می‌­رسد ارزیابی سیاستی به عنوان  اولویت استراتژیک معاونت رفاهِ وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مورد قبول واقع شده است؛ به طوری که که علاوه بر پایگاه، در یکسال گذشته اولین ارزیابی تجربی اثرگذاری یک برنامه سیاستی در خاورمیانه، زیرنظر معاونت رفاه و با یک نمونه 1،800 نفره از کودکان و والدین آنها در استان سیستان و بلوچستان، به منظور ارزیابی اثر برنامه «کمک هزینه مهدکودک سه دهک» به انجام رسید.

برنامه «کمک­ هزینه مهدکودک سه دهک» در سراسر مناطق روستایی و حاشیه شهرهای استان سیستان و بلوچستان و سایر نواحی محروم کشور، کمک هزینه بهره‌­مندی کودکان از خدمات مهدکودک و آموزش در سنین پایین را ارائه می­‌نماید که البته اجرای ان با برنامه «ارائه غذای گرم» برای مبارزه با سوء تغذیه در کودکان همراه است. ارزیابی این برنامه در سه شهرستان سیستان و بلوچستان، با آزمایش مداخلات اضافه‌­تری که برای بهبود برنامه کمک ­هزینه مهدکودک در جمع‌­های تخصصی مربوطه مطرح شده بود، همچون افزایش میزان کمک‌هزینه و برگزاری کمپین­‌های اطلاع­‌رسانی و آگاه‌­سازی از اثرات بلند­مدت آموزش در سنین پایین، همراه بود. نتایج بدست آمده از این ارزیابی بر تقویت ظرفیت سازمانی دستگاه­‌های مجری و ایجاد زیرساخت­‌های مناسب برای آموزش مربیان تاکید دارد که با توجه به مدارک متقن پشتیبانی‌کننده آنها، شانس بیشتری برای اجماع­‌سازی و پیاده­‌سازی خواهند داشت.

برنامه «کمک­ هزینه مهدکودک سه ­دهک» در اقیانوس به عمق یک بند انگشت برنامه­ رفاهی ایران، از نظر هزینه­‌ای بسیار کوچک محسوب می­‌شود، ولی انجام ارزیابی اثرگذاری آن مثالی از این باور است که می­‌توان هم­قدم با دانش حکمرانی روز به اصلاح ساختارهای معیوب کشور پرداخت. امید است سایر دستگاه­‌های حمایتی و رفاهی کشور، با درک  اهمیت استراتژیک ارزیابی سیاست­‌های خود و قبول لزوم استفاده از ابزارهای سیاستی روز، به سمت تعمیق ساختارهای تحلیلی و طراحی مدرک­ محور سیاست­­‌های رفاهی حرکت نمایند.

نظرات