افسانه‌هایی درباره «ذهنیت رشد»

افسانه‌هایی درباره «ذهنیت رشد»

ذهنیت رشد، مانند دیگر مفاهیم روانشناختی که محبوبیت عمومی پیدا می‌کند معنای دوگانه‌ای پیدا کرده است. از یک سو این مفهوم به عنوان مهارت و توانایی قابل ارتقا و توسعه در نظر گرفته می‌شود و از سوی دیگر ارتقا و افزایش توانمندی‌ها به منظور رسیدن به هدف اهمیت پیدا می‌کند.

ذهنیت رشد، مانند دیگر مفاهیم روانشناختی که محبوبیت عمومی پیدا می‌کند معنای دوگانه‌ای پیدا کرده است. از یک سو این مفهوم به عنوان مهارت و توانایی قابل ارتقا و توسعه در نظر گرفته می‌شود و از سوی دیگر ارتقا و افزایش توانمندی‌ها به منظور رسیدن به هدف اهمیت پیدا می‌کند و این هدف است که به عنوان نقطه مهم باید در نظر گرفته شود.

به گزارش تجارت‌نیوز، موسسه «نیرولیدرشیپ» در تحقیقی مطالعه بر روی ۲۰ کمپانی بزرگ را آغاز کرده را روشن سازد این کمپانی‌ها چگونه تلاش می‌کنند ذهنیت رشد را تغییر دهند. هدف این مطالعات بررسی رفتار مدیران برای تغییر ذهنیت در مجموعه‌های تحت مدیریت است.

تجزیه و تحلیل‌های مقدماتی نشان می‌دهد که برخی سازمان‌ها برای تغییر ذهنیت رشد سال‌ها بر این مفهوم و مفاهیم مرتبط تمرکز کردند. مجموعه‌هایی که ذهنیت رشد را به صورت علمی دنبال می‌کنند در جریان این برنامه‌ریزی‌ها به بررسی استعدادها و یافتن جانشین مدیریت می‌پردازند. توسعه رهبری و مدیریت یکی از مهمترین مفاهیم در تغییر ذهنیت رشد است.

یکی دیگر از نکات کلیدی یافته شده در این مفهوم در ارتباط با عدم درک علمی مفاهیم مرتبط تعریف می‌شود. به عنوان نمونه مدیران شرکت‌هایی که ذهنیت رشد را به صورت علمی دنبال نمی‌کنند این جریان را سو تفاهم یا مسائل حاشیه‌ای غیر مرتبط در نظر می‌گیرند. در تحقیقات صورت گرفته مسائلی از جمله این سو تفاهم‌ها به عنوان «اسطوره‌های ذهنیت رشد» دسته‌بندی می‌شوند که چند نمونه از این باورهای اشتباه را مرور می‌کنیم.

افسانه اول: ذهنیت رشد یعنی تلاش برای رشد اقتصادی

یافته‌ها نشان می‌دهد یکی از باورهای غلط در زمینه ذهنیت رشد، به باور مدیران مرتبط است. این دست مدیران گمان می‌کنند که ذهنیت رشد یعنی چشم دوختن به میزان سود مالی. این در حالی است که ذهنیت رشد در معنای علمی‌اش به معنی دریافتن فرصت‌ها برای بهبود شرایط است و اینکه هر شکست می‌تواند زمینه‌ساز یادگیری جدید باشد. این هدف به مراتب بزرگ‌تر از هدف کسب درآمد بیشتر خواهد بود.

افسانه شماره ۲: کسب و کارها به جای مردم می‌توانند ذهنیت رشد داشته باشند

«اندیشه» فضای ذهنی است که درون مغز انسان نگهداری می‌شود. بنابراین کسب وکارها نمی‌توانند در ارتباط با رشد و مفاهیم مرتبط با آن بی‌اندیشند. در حالی که مدیران سازمان‌ها و شرکت‌ها می‌توانند مردم را پروش داده و آنها را اندیشه‌های مرتبط با رشد آشنا کنند. نهادهای شغلی مانند شرکت‌ها و کسب‌وکارها، نهادهای انتزاعی محسوب می‌شوند که توان اندیشیدن ندارند. اما افراد علاوه بر توان اندیشه، توان درگیر کردن دیگر افراد را نیز خواهند داشت.

افسانه شماره ۳: رشد بدون محدودیت است یا هر کس می‌تواند خواننده اوپرا شود

این موضوع بارها مطرح شده است که قدرت ذهن انسانی فراتر از حد تصور است و افراد با تکیه بر توان دهن می‌توانند به هر آنچه می‌خواهند دسترسی داشته باشند. این اندیشه محدودیت‌های بشری را نادیده می‌گیرد و خطر جدی را متوجه افراد می‌کند. جا افتادن چنین تفکری در سازمان‌ها منجر به سردرگمی کارکنان می‌شود. یعنی کارکنان فراموش می‌کنند که به چه منظوری برای حضور در سازمانی مشخص استخدام شده‌اند.

افسانه شماره ۴: دوگانه‌انگاری ذهنیت رشد

تصور و باور غلطی وجود دارد که به انسان‌ها یادآوری می‌کند ذهنیت رشد توانایی است که افراد یا از آن برخوردارند و یا نیستند. از سوی دیگر نیز افراد توان کار کردن بر مهارت‌های متنوع را ندارند. در حالی که در واقع ممکن است با شخصی روبرو شویم که توان و استعداد آشپزی بالایی داشته باشد و از سوی دیگر نیز بر ارتقا روابط بین فردی نیز متمرکز است. بسیاری از توانایی‌ها با یکدیگر همبستگی مشخصی خواهند داشت. البته عادات و ذهنیت‌های قبلی را نمی‌توان به صورتی آنی و فوری در مدت زمان کوتاه تغییر داد.

افسانه شماره ۵: با تکیه بر ذهنیت رشد می‌توان تمام موانع را از پیش رو برداشت

مدیران کسب‌وکارها و سازمان‌ها باید در نظر داشته باشند که هیچ‌کس برای انجام وظابف و در مسیر رسیدن به اهداف خود به منابع نامحدود متکی نیست. گاهی ناکامی و ناتوانی افراد در مسیر انجام وظایف به ذهنیت ارتباطی نداشته و صرفا روبرویی با محدودیت‌های پیش روست.

مهارت‌ها و توانایی‌ها امکان بهبود پیدا خواهند کرد؛ مهمترین عبارت در جریان تغییر مفوم ذهنیت رشد است

ذهنیت رشد چیست؟

مطالعات نشان می‌دهد که سازمان‌ها و کسب و کارها می‌توانند با تغییر در نحوه مدیریت خود همچنان کارمندان‌شان را با ذهنیت رشد آشنا کنند. اما مهمترین عامل برای بهره‌برداری درست و دقیق از این مفهوم به تعریف درست این ذهنیت مربوط می‌شود. «مهارت‌ها و توانایی‌ها امکان بهبود پیدا خواهند کرد.» مهمترین عبارت در جریان تغییر مفوم ذهنیت رشد است. اینکه ارتقا توانایی‌ها و مهارت‌ها هدف اصلی در مجموعه است.

فرهنگی که ذهنیت رشد را پرورش می‌دهد، فرهنگی است که در چارچوب آن کارمندان طرفیت‌های خود را مشاهده کرده و درک می‌کنند که امکانات برای ارتقا این توانمندی‌ها مهیا است. آنها در مجموعه‌هایی از این دست، برای ارتقا تشویق شده و برای پیشرفت پاداش دریافت خواهند کرد.

نظرات
سردبیر تجارت‌نیوز پیشنهاد می‌کند