چرا ثروتمندان ثروتمندتر می‌شوند؟

چرا ثروتمندان ثروتمندتر می‌شوند؟

وقتی صحبت از ثروت می‌شود، دو سؤال ذهن مرا درگیر می‌کند. چگونه واقعا ثروتمند شویم؟ و چه اتفاقی می‌افتد که پول، پول می‌آورد؛ یعنی ثروتمندان ثروتمند‌تر می‌شوند.

یکی از دلایلی که باعث می‌شود برخی از افراد بتوانند سهم بیشتری از ثروت جامعه را به دست آورند، قانون پرایس است. طبق قانون پرایس، در سیستمی که در آن تجارت و دادوستد وجود دارد و این دادوستد به‌صورت تکراری و پیوسته بین افراد انجام می‌گیرد، لاجرم پس از مدتی حدود نیمی از ثروت در اختیار جذر کل جمعیت قرار می‌گیرد.

در سیستمی که در آن تجارت و دادوستد وجود دارد و این دادوستد به‌صورت تکراری و پیوسته بین افراد انجام می‌گیرد، لاجرم پس از مدتی حدود نیمی از ثروت در اختیار جذر کل جمعیت قرار می‌گیرد.

هر چه چقدر هم سیستم زمان بیشتری داشته باشد، یعنی تعداد این دادوستد‌ها بیشتر شوند، ثروت بیشتر متمرکز می‌شود و در نهایت یک نفر صاحب همه‌چیز خواهد بود و بقیه چیزی نخواهند داشت. به همین دلیل هم هست که انسان قوانین و سیستم‌های مالیاتی را برای باز توزیع دوباره ثروت ایجاد کرده‌اند.

با این‌همه قانون پرایس به ما نمی‌گوید در این تکرار دادوستد‌ها چه اتفاقی رخ می‌دهد که چنین توزیع نابرابری ایجاد می‌شود؛ با کمی فکر کردن به قضیه شاید بتوانیم این دلایل را برای آن بیان کنیم.

رشد توانی

اگر با بازار بورس، سرمایه‌گذاری در بورس و نحوه محاسبه بهره مرکب در سهام آشنا باشید، احتمالا می‌دانید رشد توانی چیست.

فرض کنید دو نفر هر یک ۱۰ میلیون تومان پول دارند. هر یک از این افراد این ۱۰ میلیون تومان را روی چیزی سرمایه‌گذاری می‌کنند. نفر اول از سرمایه‌گذاری خود ۳ درصد و نفر دوم ۱۲ درصد در سال سود می‌گیرد. سود نفر دوم فقط ۴ برابر سود نفر اول است.

حال بگذارید میزان سرمایه این دو نفر را بعد از ۲۰ سال محاسبه کنیم. نفر اول بعد از ۲۰ سال صاحب ۱۸ میلیون سرمایه و نفر دوم صاحب ۹۶ میلیون تومان سرمایه خواهد بود. بیشتر از ۵ برابر.

رشد توانی میزان، ثروت اصلی‌ترین دلیلی است که باعث می‌شود بعضی از افراد ثروتمند شوند و با گذشت زمان ثروتمندتر بشوند.

اگر همین محاسبه را کمی بیشتر و مثلا برای ۲۵ سال انجام دهیم نتایج بسیار جذاب‌تر خواهند بود. در این حالت سرمایه نفر اول ۲۰ میلیون و ۹۰۰ هزار و سرمایه نفر دوم ۱۷۰ میلیون تومان خواهد بود. چیزی حدود ۹ برابر! این اختلاف صرفا از همان تفاوت سود ۴ برابری در ابتدا حاصل‌شده است.

به این مسئله اصطلاحا رشد توانی می‌گویند. اینکه چه اتفاقی می‌افتد که بعضی از افراد می‌توانند مثلا ۱۲ درصد سود سالانه به دست آورند و برخی دیگر فقط ۳ درصد، تابع فاکتورهای متعددی است.

یکی از این فاکتورها شانس (قانون پرایس) است. بقیه فاکتورها نیز در بخش‌های بعد می‌آیند.

انتخاب موقعیت

بیشتر افراد وقتی فارغ‌التحصیل می‌شوند و می‌خواهند وارد بازار کار شوند، دائما شغل عوض می‌کنند. آن‌ها در جایی کار می‌کنند، سپس با افزایش تجربه و سابقه کاری دنبال کار دیگری با درآمد بیشتر می‌گردند. آن‌ها دنبال جایی می‌گردند که زمان آن‌ها را با قیمت بالاتری بخرد؛ اما فروش زمان راه مناسبی برای تولید ثروت نیست. چون زمان شما محدود و ناکافی است.

وقتی زمان شما برای تولید ثروت ناکافی است باید از زمان دیگران استفاده کنید؛ یعنی شما از اول باید در جایی کار کنید که مطمئن شوید بعد از مدتی می‌توانید مالک یا سهام‌دار آن شوید یا اینکه از ابتدا کارآفرین شوید. در این صورت دیگران برای شما کار خواهند و ثروت تولید خواهند کرد.

انتخاب موقعیت یعنی اینکه بفهمید آیا در موقعیتی که شما هستید امکان رشد وجود دارد یا اینکه تا عمر دارید در همین شرایط باقی خواهید ماند؟

انتخاب موقعیت یعنی اینکه بفهمید آیا در موقعیتی که شما هستید امکان رشد وجود دارد یا اینکه تا عمر دارید در همین شرایط باقی خواهید ماند؟

ثروتمندان هیچ‌وقت بابت فروش زمان خود پول نمی‌گیرند. آن‌ها موقعیت‌ها را می‌شناسند، با بهترین راه‌های افزایش درآمد آشنا هستند و با قدرت ثروت خود در جایی وارد می‌شوند که دیگران برایشان کار کنند. پس با ثروتشان ثروت تولید می‌کنند.

تفکر بلند‌مدت

ثروتمندان یاد گرفته‌اند که بلندمدت فکر کنند. اگر شما ثروتمند نیستید ولی می‌توانید بلندمدت فکر کنید، احتمالا شما هم روزی اوضاعتان خوب می‌شود. تفکر بلندمدت یعنی اینکه یک برنامه بلندمدت برای خود بچینید، به خود اعتماد کنید و احساساتی رفتار نکنید. بسیاری از افراد روی چیزی سرمایه‌گذاری می‌کنند و چندین سال از آن سود به دست می‌آورند؛ اما با یک ضرر کوتاه‌مدت، ناگهان همه‌چیز را رها کرده، سرمایه خود را خارج می‌کنند و کنار می‌کشند.

این یک تصمیم احساسی و ناشی از ترس و استرس است که عموما از خطای شناختی ما انسان‌ها حاصل می‌شود. خطای شناختی که طبق آن ما فکر می‌کنیم، شرایط همواره یکسان می‌ماند. تفکر بلندمدت یعنی اینکه جای پای درستی برای خود انتخاب کنید و در آن پایدار بمانید.

ارتباطات

آدم‌ها به دلیل جانبداری تاییدی، دوست دارند با افرادی مشابه خودشان ارتباط داشته باشند. خیلی بعید است شمایی که ماهانه فقط ۲ میلیون درآمد دارید، بتوانید با فردی که روزانه ۲۰ میلیون در می‌آورد ارتباط بلندمدت داشته باشید؛ اما اگر توانستید این ارتباط را نگه‌دارید، احتمالا بعد از مدتی شما به‌واسطه همین ارتباط، با افراد و موقعیت‌هایی مواجه می‌شوید که میزان درآمد شما را بالا می‌برند.

ارتباطات باعث می‌شوند شما موقعیت‌های خوب برای سرمایه‌گذاری و کسب ثروت را راحت‌تر بیابید.

حال قضیه این‌گونه است. افراد ثروتمند بلندمدت فکر می‌کنند، شبکه ارتباطاتی مناسبی دارند و پول سرمایه‌گذاری برای رشد توانی دارند، در نتیجه به‌راحتی موقعیت‌هایی را می‌یابند یا با آن‌ها مواجه می‌شوند که میزان ثروتشان را از این هم بیشتر می‌کند.

اعتبار

اعتبار معنای مشخصی دارد. پول و سرمایه شما و استراتژی رفتاری و ارتباطی شما می‌تواند باعث افزایش اعتبار شما شود. این اعتبار باعث می‌شود شما دسترسی بیشتری به افراد قدرتمند و فرصت‌های گوناگون داشته باشید و مثلا هنگامی‌که می‌خواهید یک وام یا قرض بگیرید، به‌واسطه همین اعتبار کارتان راحت‌تر شود.

اعتبار باعث می‌شود شما دسترسی بیشتری به افراد قدرتمند و فرصت‌های گوناگون داشته باشید.

نکته دیگر این است. شما هر روز حداکثر می‌توانید ۲۰ ساعت در روز کار کنید؛ یعنی زمانتان محدود است در نتیجه در‌آمدتان هم محدود می‌شود؛ اما چه می‌شود اگر به‌واسطه اعتبار خود کاری کنید دیگران برای شما کار کنند؟

همین اعتبار باعث می‌شود حجم کار ارائه‌شده توسط مجموعه شما بسیار بیشتر شود و درآمدتان به‌صورت توانی رشد کند.

سرمایه‌گذاری دائمی

افراد ثروتمند معمولا نمی‌گذارند ثروتشان در بانک راکد بماند. آن‌ها دائما پول خود را در جایی سرمایه‌گذاری می‌کنند تا پول برایشان کار کند و پول برایشان پول بیاورد. همچنین به‌واسطه ارتباطات، تجارت و تخصصی که در این حوزه کسب می‌کنند، بهترین سرمایه‌گذاری را پیدا می‌کنند.

مالیات

افراد ثروتمند حداقل در کشورهای پیشرفته که میزان مالیات زیاد است، به‌خوبی از مالیات و نحوه محاسبه آن سر در می‌آورند و کاری می‌کنند، مقدار آن را کمینه کنند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید
نظرات