دژپسند:
به عملکردم در بورس افتخار میکنم / میخواستند زیر پای بورس را خالی کنند
وزیر اقتصاد دولت روحانی میگوید: برای من تنها چیزی که حیثیتی شده بود توسعه بازار بود که موفق هم شدم. در سال ۹۹ درفروردین ماه بازارگردان ۱۷۵ تا داشتند، در ادامه با اجرای آن به ۵۳۰ افزایش یافت و این افتخار من است. عرضه اولیها که در سال ۹۷ که شروع کار من بود چقدر بود و بعد به ۵ و نیم میلیون نفر رسید.
دژپسند که در دولت اول حسن روحانی در سازمان برنامه و بودجه فعالیت می کرد و در دولت دوم او به کرسی وزارت اقتصاد رسید، از دغدغه هایش برای سروسامان دادن به بورس حرف زد و از اینکه دولت نفعی از بالا رفتن شاخص بورس نبرد، از توصیههایش به سهامداران بورس گفت و گریزی به نامه همتی به رهبر انقلاب نیز زد و گفت از آن نامه خبر نداشته و رونوشتی به او نزده بودند.
آنچه می خوانید قسمتی از بخش دوم گفتگوی مهدی نوروزیان، سردبیر بخش آنلاین مجموعه رسانهای دنیای اقتصاد با فرهاد دژپسند، وزیر اقتصاد دولت روحانی است:
بورس، بازار فردی دژپسند نبود
فشاری که سر نرخ سود می آوردید، فشاری که به بانک ها برای تزریق منابع می آوردید، فشار به بانک مرکزی و صندوق توسعه.
اصلا! هیچ بانکی تزریق منابع نکرد. اولا بورس یک بازار ۵۰-۶۰ میلیونی است و بازار فردی دژپسند نیست. برای پایداری بازار بورس باید همه پشت آن بایستیم و ثانیا این حرف شما با آن سوال قبلی که دولت کسری بودجه اش را تامین کرد و بورس را رها می کند سازگاری ندارد.
دولت تا آخر پشت بورس بود
من آن را از قول فعالان و منتقدان گفتم.
یعنی معلوم است که وزارت اقتصاد و دولت همچنان تا آخر پشت بازار سهام بود. ثالثا ما از بانک مرکزی برای بورس چه گرفتیم؟
بحث صندوق توسعه ملی که فشار …
اولا فشار نیاوردیم و این قانون قبل از من بود و در سال ۹۴ تصویب شد.
یک درصد ورودی بوده. صندوق از سال ۹۴ ورودی نداشت و صندوق از سال ۹۶٫٫٫
هر موقع صد دلار ارز داشته باشیم (از صادرات نفت) حداقل ۲۰ درصد آن برای صندوق توسعه ملی بود، چرا ورودی نداشت؟
دولت در بودجه بر می داشت.
ورودی آن را برنمی داشت، هیچ موقع ۲۰ درصد را برنمی داشت. ورودی یعنی، به عنوان مثال اگر ما در سال ۹۹ فرضا ۱۰ میلیارد دلار از صادرات نفت ورودی داشتیم یعنی ارز قابل وصول شد، ۲۰ درصد آن یعنی ۲ میلیارد برای صندوق بود، ربطی به دوره من ندارد و در ۹۴ تصویب شده است، تنها کاری که من کردم این بود که ایستادم تا اجرایی شود.
پیام دادند که دارند زیر پای بورس را خالی می کنند
دولت می آمد و ۲۰ درصد را به یک شکل برمی داشت و مابقی که تا ۳۲ و خردهای می آمد را در تبصرهها در قالب استقراض صفر می کرد.
خیر. برعکس است یعنی دولت از ۲۰ درصد بالاتر را در بودجه به عنوان وام برمی داشت و به بقیه کاری نداشت و اگر هم برمی داشت به عنوان استقراض بود که روی ۱۶ درصد بود حالا من می گویم ۲۰ درصد ۱۶ درصد بود، ۳۶ درصد ۱۶ درصد و … که این طبیعی بود. پس یک درصد ورودی فشار وزارت اقتصاد نبود و قانون بود که وزارت اقتصاد پیگیری کرد تا حاصل شود. دوم اینکه مگر انجام شد که می گویید همه چیز را در خدمت گرفتید؟ یکی از عوامل شدت ریزش در بورس، مقاومت در برابر اجرای این قانون بود چون این پیام به بازار داده شد که یکسریها دارند زیر پای بورس را خالی می کنند و این پیام منفی به بازار داده شد، ما چقدر استفاده کردیم؟ این یک درصدی که شما می گویید داشت یا نداشت قابل محاسبه است، اگر نداشت که ما نمی خواستیم، آن چیزی که داشت را محاسبه کردیم.
عدد شما با عدد صندوق خیلی فرق می کرد.
اصلا هیچ فرقی ندارد. عددی که ما گفتیم در صندوق تصویب شده است و به عنوان مصوبه ابلاغ شده است. اینکه قدرت و قوت وزارت اقتصاد بود که روی قانون ایستاد و گفت قانون باید اجرا شود، قانونی که بعدها در شورای هماهنگی و نهادهای عالی دیگر تایید شد و این کار باید انجام می شد. شما کجا را گفتید؟ بانکها؟
بانکها، نشست هایی که خودتان داشتید و چند مصوبه بیرون آمد که بانکها صندوق گردانی کنند و منابع…
خیر، آن یک بحث دیگری است، هر ناشری باید بازارگردان داشته باشد و این قانون قبلی بود که شورای بورس تاکید کرده بود و باید داده می شد، این در دنیا هم مرسوم است و یک چیز من در آوری نیست و اینجا هم همه بنگاهها از جمله بانکها باید بازارگردان داشته باشند، اشکال کار کجاست؟
بحث بازارگردانی یک طرف بود بحث اینکه اصرار داشتند که این وام ها داده شود و از منابع بانکها استفاده شود هم یک طرف بود.
بازارگردانی با وام دو چیز متفاوت است.
یعنی منابع داده شود که اینها در قالب بازارگردانی استفاده کنند. این درست است یا خیر؟
من اولین بار است که این را می شنوم.
یعنی از منابع بانکی برای حمایت از شاخص استفاده کنند.
اصلا این طور نیست یعنی قانونا نمی توانیم این کار را انجام دهیم. شرکتهای تابع بانک کار سرمایه گذاری می کنند و آنجا بانکهای دولتی باید به من جواب دهند که سود دهی و زیان دهیشان چقدر است و صورت مالی پخش می شود.
برای من چیزی که حیثیتی شده بود توسعه بازار بود که موفق هم شدم
برای شما شاخص حیثیتی نشد؟
خیر. چون من اصلا ملاک ارزیابی بازار سرمایه را به شاخص محدود نمی کردم. عوامل شاخص چند چیز است، عملکرد بنگاهها، شرایط اقتصاد و تحولات داخل بورس، این سه گروه عامل اصلی شاخص است.
برای من چیزی که حیثیتی شده بود توسعه بازار بود که موفق هم شدم. در سال ۹۹ درفروردین ماه بازارگردان ۱۷۵ تا داشتند، در ادامه با اجرای آن به ۵۳۰ افزایش یافت و این افتخار من است. عرضه اولیها که در سال ۹۷ که شروع کار من بود چقدر بود و بعد به ۵ و نیم میلیون نفر رسید. همین آخرین ارز اولیهای شهریور ۱۴۰۰ به ۳ و نیم میلیون نفر رسیده است، بورس با اینها ارزیابی می شود، به تعداد کدهای بورسی ارزیابی می شود، البته شاخص هم یکی از عوامل ارزیابی است و وزیر اقتصاد کمترین سهم را در آن دارد، مثلا وزیر وزارت خانه "آ" می خواهد در مورد محصولات خودش قیمت گذاری کند، این شاخص آن گروه را می ریزد، آیا مقصر آن وزیر اقتصاد است؟ این یک آثار روانی شکل می دهد و این اتفاق می افتد وزیر وزارت خانه "ب" دارد یک کار دیگری می کند…
شما اشاره کردید اینکه رفتار توده وار در بازار سرمایه ایجاد شود خطرناک است و لازم به بحث خروج و دل نگرانیهای سهام داران است، از آن طرف می گویند این اتفاق در ورود هم خطرناک است، وقتی یک عدهای آماتور در کمیت بالا وارد بازار می شوند این می تواند برای بازار سهام خطرآفرین باشد و آنجا وزارت اقتصاد از سازمان بورس تقدیر می کرد.
کاملا درست است. کلا ورود به بازار سرمایه دو روش دارد که یکی مستقیم و دیگری غیر مستقیم است. این بستگی به ساختار فرهنگ سازی که در جامعه صورت می گیرد دارد، در سال ۹۹ هم غیر مستقیم و هم مستقیم جهش داشتیم. در ورود مستقیم کاری که سازمان بورس کرد این بود که برای حدود ۲ میلیون شمارهای که برای کد بورسهای جدید بود یک فعالیتهای ترویجی تعریف کرده بود (با پیامک) و به آنها آموزش می داد، من هم عرض کردم که هرکجا فرصت برایم فراهم می شد، نکات حساسیتی که داشت را بیان می کردم.
ما می دانستیم که وقتی دارد این بحثها فراگیر می شود باید آموزش داده شود یا حتی یک بار هیئت مدیره بورس تصویب کرد که یک ماه پس از اخذ کد بورسی وارد معامله مستقیم شوند، آنجا هم با فشار پیرامونی مواجه شدند و من نمی دانم الان آن را اجرا کردهاند یا خیر که این توده وار را…. بنابراین این بحث است اما می خواهم بگویم یک روزی وقتی عدهای می خواستند کد بورسی بگیرند و می گفتند مثلا ۱۰۰ هزار نفر آمده اند و خوشحال بودند و سیستم به بیشتر از ۱۰۰ هزار تا اجازه نمی داد، الان زیر ساخت به گونهای تهیه شده است که تا ۱ میلیون نفر در روز هم می توانند. پس این فرصت ایجاد شده است.
بنابراین کاملا درست است که دو طرف باید مدیریت شود و آن طرف شده است و این طرف هم اصرارهای هیجانی و افراطی در کنار سایر عوامل باعث سرعت دهی به ریزش شده است کما اینکه شما می دانید اگر اشتباه نکنم در اواخر آذرماه شاخص به ۱ میلیون و ۵۵۰ رسیده بود و باز دوباره ورود کرده بودند و نامه نگاری کرده بودند که در سیستم می چرخد و آسیب می زند، بنابراین این کار را سازمان بورس انجام داد یعنی هم آموزش پیامکی و هم ترغیب غیر مستقیم را انجام داد، اگر شما به آمار غیر مستقیم نگاه کنید یک جهش قابل توجهی داشته است.
به بانکها فشاری برای حمایت از بورس نمی آوردم/ در حق بورس ظلم شد
پس شما به بانکها فشاری برای حمایت از بازار سهام نمی آوردید؟
حتما نمی آوردم. یک جلسهای بود که تعدادی از فعالان بازار سرمایه داشتند راهکارها را برمی شمردند که در زمان ریزش چگونه حمایت صورت گیرد، یکی از راههای پیشنهادی آنها این بود که مثلا کارگزاریها بتوانند از تسهیلات بانکی استفاده کنند، البته قبلا می کردند اما بانک مرکزی یک دورهای محدود کرده بود که آن هم به دلیل بخش نامهای بود که ماقبل صادر شده بود و آنها می گفتند که این محدودیتها باید حذف شود و آن هم برای دورهای که ریزش وجود داشت کارگزاریها وام برای خودشان نمی گرفتند بلکه واسط بودند یعنی واسط بودند که وام به خریدار برسد و آنها یک حلقه واسطه بودند.
شما برای اینکه بدانید ما بیشترین فشار را به خود بورس وارد کردیم، این نقطه مغفول ماند و در حق بورس ظلم شد. مدیریت خوب سازمان بورس سعی کرد از داشتههای خودش برای تنظیم بازار بورس استفاده کند. ما یکسری مصوبه داشتیم مثلا آمدیم و بخشی از کارمزد سازمان بورس را به صندوق تثبیت دادیم یا بخش از کارمزدهای کارگزاریهای را به صندوق توسعه دادیم (نمی دانم کدام را به صندوق تثبیت و کدام را به صندوق توسعه دادیم)، بورس حتی سودش را برای صندوق سرمایه گذاری کرد و صندوق توسعه را تقویت کرد. متاسفانه برخی با مقاومتهای غیر منطقی نگذاشتند آن قانون و مصوبات قانونی اجرا شود و این بذر نا امیدی پاشیده شد. من هیچ موقع قائل به این نیستم که موفقیت بورس با یک شاخص سنجیده می شود و شکست آن با یک شاخص! بلکه مجموعه عوامل و مجموعه شاخص است. آن مثالی که در مورد شاخص P/E زدم، آن مثالم ناشی از این است که می خواهم یک علامت دهم که اتفاقا این مثال را در پاسخ به سؤالی که بر این مبنا زده شد جواب دادم چون گفته بودند چرا در بازاری که سود و زیان پیش بینی نمی شود شاخص بالا می رود؟ من به استناد آن این جواب را دادم و باز هم می گویم بورس باید با مجموعهای از عوامل تحلیل شود تا ما بتوانیم آن را بررسی کنیم.
منبع: اکو ایران
نظرات