به گزارش تجارت نیوز، در شرایط کنونی که سیاست ایالات متحده در قبال هند به طور مشخص در قالب جنگ تعرفهای تعریف شده و جنبه تنبیهی پیدا کرده، استقبال گرم نارندرا مودی، نخستوزیر هند، از ولادیمیر پوتین، همتای روسیاش در دهلینو پیامی روشن ارسال کرد: هند قدرتی مستقل است که در شکاف رو به گسترش بین «غرب و سایر بخشهای جهان» تلاش دارد استقلال خود را حفظ کرده و در کشاکش یارگیریها جذب این طرف یا آن طرف نشود. در عوض، مسیر خود در امور بینالملل را ترسیم کند.
این پیام در حالی ارسال شده که شواهد نشان میدهد هیچ قدرت بزرگی برای منافع استراتژیک بلندمدت آمریکا حیاتیتر از هند نیست. گذشته از همه اینها، هند تنها کشوری است که به واسطه جمعیت، موقعیت جغرافیایی و قدرت نظامی (از جمله سلاحهای هستهای) برای به چالش کشیدن تلاشهای چین جهت تسلط بر آسیا و در نهایت جایگزینی ایالات متحده به عنوان یک هژمون جهانی، حضورش ضروری است.
چرا هند در برابر آمریکا محتاط است؟
از زمان ریاستجمهوری جورج دبلیو بوش، مقامات ارشد ایالات متحده، همکاری با هند را برای حفظ تعادل پایدار قدرت در هند و اقیانوسیه بسیار مهم دانستهاند. این گزاره هرگز صرفا لفاظی نبوده و نیست: در طول دهه گذشته، روابط امنیتی ایالات متحده و هند به سرعت، به ویژه از نظر قابلیت همکاری نظامی، اطلاعاتی و تبادل فناوری، عمیقتر شده است.
بخشی از این پیشرفت در طول اولین دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، رخ داده است. ترامپ همزمان با افزایش فشار بر چین و کاهش کمکهای امنیتی به پاکستان، همکاری با هند را که در مرکز استراتژی هند و اقیانوسیه دولتش قرار داشت، گسترش داد. نتیجه چنین انتخابی امروز آشکار است: هند اکنون بیش از هر کشور دیگری با ایالات متحده رزمایش نظامی مشترک برگزار میکند و آمریکا به عنوان بزرگترین شریک تجاری هند ظهور کرده است.
با این همه، ایالات متحده به واسطه سیاستهایش دلایل زیادی در اختیار هند قرار داد تا از رویکردی محتاطانه پیروی کند. خروج آشفته آمریکا از افغانستان – که در زمان ریاستجمهوری جو بایدن انجام شد، اما ناشی از توافقی بود که پیشتر توسط ترامپ حاصل شده بود – تردیدهای جدی در مورد قضاوت و قابل اعتماد بودن رهبران آمریکا ایجاد کرد، زیرا عملا واشنگتن این کشور را به تروریستهای طالبان واگذار کرد.
وقتی راه دو متحد جدا میشود!
نگرانیها در سال ۲۰۲۲ افزایش یافت، زمانی که دولت بایدن به پاکستان کمک کرد تا کمک مالی صندوق بینالمللی پول را دریافت، قرارداد ۴۵۰ میلیون دلاری برای نوسازی ناوگان F-16 این کشور که توسط ایالات متحده تامین مالی شده را تصویب و خاطرات تلخ مسلح کردن پاکستان توسط آمریکا در طول جنگ سرد را برای هند زنده کند. ترامپ با آغوش باز پاکستان را پذیرفت و با تکیه بر چنین استراتژی هند را از خود دور کرد. تنش میان دو بازیگر به طور مشخص به واسطه منافع شخصی – که با قرارداد سودآور ارز دیجیتال که در ماه آوریل امضا شد، برجسته شده است.
اگرچه ایالات متحده غالبا منافع هند را نادیده میگرفت، با این حال انتظار داشت که دهلینو در میانه اعمال تحریمها علیه روسیه به دلیل حمله تمام عیار کرملین به اوکراین، وفاداریاش را ثابت کند. اما هند – مانند سایر متحدان ایالات متحده، بازیگرانی چون اسرائیل و ترکیه – از خطوط قرمز تعریف شده توسط واشنگتن سر باز زد و در عوض خرید نفت روسیه با تخفیف را افزایش داد. هند برای فدا کردن منافع ملی خود برای درگیری دوردست دلیلی نمیدید، به خصوص زمانی که چین ذینفع اصلی فشار غرب بر روسیه بود.
پیدا و پنهان استراتژی هند
هند پیشتر نیز شاهد این پویایی بوده است. هنگامی که ترامپ سال ۲۰۱۹ تحریمهای شدیدی را علیه ایران اعمال کرد. در آن بازه زمانی دهلینو از یکی از ارزانترین و قابل اعتمادترین منابع انرژی خود محروم شد اما چین از فرصت واردات نفت خام ایران با تخفیفهای زیاد و گسترش حضور امنیتی خود در این جغرافیا فرصتسازی کرد.
پس از حمله روسیه به اوکراین، الگوی مشابهی پدیدار شد. با منزوی شدن روسیه توسط بازارهای غربی، تحریمها عملا چین را به شاهرگ اقتصادی روسیه تبدیل کرده و به این بازیگر اهرمی برای تقویت مسیرهای زمینی تأمین انرژی توسط روسیه ارایه کردند. چین اکنون میداند که حتی اگر علیه تایوان اقدام کند، دسترسی به منابع انرژی روسیه را از دست نخواهد داد. در حالی که این روند بدون شک منافع استراتژیک هند را تضعیف خواهد کرد، با این همه دهلینو بدین طریق از تخفیفهای نفت روسیه بهره میبرد.
با این حال، دولت ترامپ هند را تحت فشار قرار داد و 25 درصد تعرفه اضافی بر واردات ایالات متحده از هند اعمال کرد؛ رقمی که کل عوارض را به میزان 50 درصد افزایش داد. همزمان واشنگتن دهلینو را به اعمال تحریمهای ثانویه تهدید و ادعا کرد که هند تلاشهای ایالات متحده برای مقابله با «فعالیتهای مضر روسیه» را تضعیف میکند.
با این حال، ترامپ سایر واردکنندگان عمده انرژی روسیه را معاف کرد و حتی به مجارستان، که نخست وزیر مستبدش یعنی ویکتور اوربان، متحد نزدیک ترامپ است، معافیت از تحریم اعطا کرد. تعرفههای ایالات متحده بر کالاهای هندی اکنون از تعرفههای اعمال شده بر صادرات چین فراتر رفته؛ متغیری که معنایی جز اعلام جنگ اقتصادی ایالات متحده علیه هند ندارد.
تنها گزینه واشنگتن
ایالات متحده شراکت با هند را ضروری میداند، اما منابع ملی این بازیگر را جدی نمیگیرد. واشنگتن تمایل دارد تا هند به عنوان ستون استراتژی هند و اقیانوسیه آمریکا عمل کرده و سیاستهایی را اتخاذ کند که مستقیما قدرت اقتصادی، امنیت منطقهای و استقلال استراتژیکش را تضعیف میکند. سیاست خارجی ترامپ ممکن است به طور خاص نامنظم باشد، اما فعلا در بسیاری از کشورها اجرایی میشود.
نتیجه چنین رویکردی هندی است که به طور برجسته تلخکام و بیاعتماد شده است و چارهای جز افزایش اتکا به خود و تقویت روابط با شرکای جایگزین از جمله روسها نمیبیند. سفر پوتین به دهلینو را باید به عنوان زنگ خطری برای ایالات متحده قلمداد کرد: اجبار و ناهماهنگی، مسیری مطمئن برای جدایی است. «اتحاد نرم» انعطافپذیر و مبتنی بر منافع با هند، همچنان یکی از معدود اهرم های معتبر آمریکا برای ایجاد تعادل در برابر ظهور چین به عنوان بازیگر تهاجمی است.
از این نظر، ایالات متحده بیشتر از هند به ایالات متحده نیاز دارد. آمریکا به جای تلاش برای مجبور کردن هند به «همرنگ شدن» با سیاستهای خود، باید با هند به عنوان یک شریک برابر رفتار کرده و اینگونه روابطشان را احیا کند. این به معنای تعامل با دهلینو آنگونه که هست است، نه آنگونه که سیاستگذاران آمریکایی میخواهند باشد.