به گزارش تجارت نیوز، بازگشت فرآیند صادرات نفت در منطقه خاورمیانه به شرایط پیشین، بیش از آنکه متاثر از وضعیت عملیاتی چاههای استخراج باشد، به موانع زیرساختی و امنیتی وابسته است. در این میان، آسیبدیدگی تاسیسات استراتژیک و وجود مینهای دریایی در آبراه حیاتی تنگه هرمز، یکی از اصلیترین چالش پیش رو محسوب میشود.
آنطور که آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده، سرعت بازگشت نفت خاورمیانه به بازارهای جهانی و عادیشدن جریان تجارت، بیشتر به خطرات روی زمین بستگی دارد. اواخر ماه آوریل، وزارت دفاع آمریکا هشدار داد که شاید ایران برای استفاده از اهرم فشار، تنگه هرمز را مینگذاری کرده باشد. این وزارتخانه تاکید کرد که تعداد مینها مشخص نیست و پاکسازی آنها ممکن است ماهها زمان ببرد. تاکنون هیچ برنامه مشخصی درباره اینکه چه کشورهایی و با چه امکاناتی برای پاکسازی این منطقه وارد عمل میشوند، اعلام نشده است. حتی بعد از تایید یک برنامه مشخص، انتقال تجهیزات مینروبی به منطقه چند هفته طول میکشد.
بعد از پاکسازی کامل مینها، احتمالا دستکم دو تا سه ماه زمان لازم است تا صادرات نفت به وضعیتی پایدار برسد
تا وقتی که عملیات مینروبی به شکلی واضح و با نظارت نهادهای بینالمللی آغاز نشود، فعالان بازار نفت احتمالا فعالیت خود را محدود میکنند یا هزینههای بسیار بالایی برای بیمه کشتیها درخواست خواهند کرد.
قبل از اینکه تجارت آزاد دریایی به حالت عادی برگردد و شرکتهای بیمه حاضر شوند خطرات را با شرایط استاندارد بپذیرند، به تدابیر ویژهای نیاز است. این اقدامات میتواند شامل حرکت کشتیها در قالب کاروانهای تحت اسکورت، استفاده از سیستمهای نظارتی پیشرفته، الزام به استفاده از راهنمای کشتی در گذرگاههای حساس و اجرای برنامههای دقیق برای مدیریت ترافیک دریایی باشد.
بعد از پاکسازی کامل مینها، احتمالا دستکم دو تا سه ماه زمان لازم است تا صادرات نفت به وضعیتی پایدار برسد. در این مدت باید نفتکشهای بارگیری شده از خلیج فارس خارج شوند، کشتیهای خالی در موقعیت مناسب قرار بگیرند و برنامههای بارگیری در بندرها دوباره تنظیم شوند. پیشبینی میشود که فعالیتهای تولید و پالایش نفت، حتی بعد از شروع مجدد حرکت کشتیها، با کمی تاخیر به حالت عادی برگردند. کشورهایی مثل عراق که با مشکل ظرفیت پایین بندرها و کمبود انبارهای ذخیرهسازی روبرو هستند، برای رسیدن به سطح صادرات پیش از جنگ به زمان بسیار بیشتری نیاز دارند.
عربستان و امارات به دلیل عملکرد بهتر بندرها، فعال بودن بخشهای ساختوساز و وجود ذخایر کافی در زنجیره تامین رودتر به شرایط پیش از جنگ بازمیگردند
در مقابل، کشورهایی که بندرهای خلوتتر و زنجیرههای تامین منعطفتری دارند، به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، احتمالا خیلی زودتر به سطح تولید قبلی خود برمیگردند. این سرعت عمل به دلیل در اختیار داشتن نیروی کار آماده، عملکرد بهتر بندرها، فعال بودن بخشهای ساختوساز و وجود ذخایر کافی در زنجیره تامین آنهاست. هر دو کشور از مسیرهای متنوع برای صادرات، انبارهای پر از ذخایر آماده و توانمندی بالای تعمیرات در داخل کشورشان بهره میبرند.
در عربستان، یک برنامه بلندمدت ملی باعث شده تا استفاده از توان داخلی در بخشهای مختلف میادین نفتی به حدود ۷۰ درصد برسد. این خودکفایی شامل تولید لولههای نفتی، مواد شیمیایی، تجهیزات سرچاهی، اتصالات پیشرفته، وسایل الکتریکی، ماشینآلات ثابت و همچنین توسعه کارگاههای بزرگ ساختوساز در داخل کشور میشود. در امارات متحده عربی نیز شرکتهای بزرگ داخلی مانند شرکت حفاری ادنوک، با قدرت به پشتیبانی از فعالیتهای نفتی ادامه میدهند.
در سوم ماه می، شرکت ادنوک از یک بسته قراردادی ۵۵ میلیارد دلاری رونمایی کرد که هدف آن پیشبرد برنامههای سرمایهگذاری و تقویت زنجیره تامین داخلی است. شرکتهای بینالمللی خدمات نفتی در گزارشهای مالی سه ماهه اول سال ۲۰۲۶ خود اعلام کردند که در هر دو کشور عربستان و امارات، با مشکل چندانی در زمینه نیروی کار مواجه نبودهاند.
کویت و عراق به دلیل وابستگی شدید به تجهیزات وارداتی روند بهبود طولانیتری دارند
اما شرایط برای کویت و عراق متفاوت است و روند بهبود آنها احتمالا طولانیتر خواهد بود. علاوه بر شلوغی بندرها و کمبود انبارهای عراق، هر دو کشور وابستگی شدیدی به تجهیزات وارداتی دارند. آنها برای فعالیتهایی مثل حفاری، تکمیل چاهها و استخراج نفت، به شدت نیازمند شرکتهای پیمانکار خارجی و خدمات دهندگان بینالمللی هستند.
پیمانکاران بینالمللی در گزارشهای مالی اخیر خود اشاره کردهاند که بیشتر کارکنان خارجی به دلیل بدتر شدن اوضاع امنیتی، این منطقه را ترک کردهاند. بنابراین، شروع دوباره تولید نفت در این کشورها به بازگشت این نیروها، اجرای برنامههای عملیاتی جدید و جایگزین کردن تجهیزات آسیبدیده بستگی دارد. هرچند بعضی از تجهیزات مثل دکلهای تعمیراتی به راحتی در دسترس هستند، اما مشکلاتی مانند قطعی برق و تاخیر در تامین قطعاتی مثل پمپهای الکتریکی، قطعا بازگشت تولید به ظرفیت کامل را عقب میاندازد.
در مورد ایران، تحریمهای طولانیمدت باعث شده تا زنجیره تامین داخلی این کشور از روی ناچاری گسترش پیدا کند. این وضعیت به رشد شرکتهای مهندسی، تولیدکنندگان و خدماتدهندگان بومی منجر شده است. با این وجود، دسترسی ایران به فناوریهای روز دنیا، مواد اولیه باکیفیت، ماشینآلات توربینی و سیستمهای دیجیتال همچنان محدود است. این محدودیتها مانع افزایش بهرهوری میشود و روند بازسازی خرابیهای فیزیکی را کند میکند. از طرفی، آسیب رسیدن به زیرساختهای صنعتی این کشور باعث میشود تا بازگشت نفت ایران به بازار با مشکلات و موانع بیشتری روبرو شود.
تعمیر خرابیها در منطقه راسلفان قطر بین سه تا پنج سال زمان میبرد
در سطح منطقه، هنوز ابعاد دقیق خسارتهای وارد شده به میادین نفتی، پالایشگاهها و پایانههای صادراتی مشخص نیست. برای مثال، صحبتهای اخیر مدیرعامل شرکت قطر انرژی درباره تعمیرات ضروری در منطقه راس لفان، نشان میدهد که بازگرداندن بخشی از ظرفیتهای تولید به دوران قبل از بحران، به زمان بسیار زیادی نیاز دارد. پیشبینی میشود تعمیر خرابیهای واحدهای ۴ و ۶ در این تاسیسات، بین سه تا پنج سال طول بکشد. این تاخیر طولانی به خاطر زمانبر بودن سفارش و تحویل تجهیزات مهم سرمایشی و مواد اولیه خاص است.
به طور کلی، آسیب دیدن تجهیزات حساسی مثل محفظههای سرد که برای فرآوری گاز و پتروشیمی بسیار مهم هستند، یا تخریب برجهای تقطیر در پالایشگاهها، میتواند زمان قطعی تولید را بین یک تا سه سال افزایش دهد. موضوعی که این تاخیرها را بیشتر میکند، افزایش تقاضا برای تولید برق در مراکز داده در آمریکا است. این مساله باعث شده تا زمان تحویل تجهیزاتی مثل کمپرسورها و توربینهای گازی از ۱۸ ماه به سه سال یا حتی بیشتر برسد. در نتیجه، دسترسی به تجهیزاتی که برای فرآوری گاز، استخراج از مخازن قدیمی و انتقال مواد در مسافتهای طولانی استفاده میشوند، بسیار سختتر از قبل شده است.