به گزارش تجارت نیوز، الی گرانمایه، معاون برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در شورای روابط خارجی اروپا با انتشار یادداشتی مدعی شد: یادداشت تفاهمی که هفته گذشته میان آمریکا و ایران امضا شد، توافقی شکننده است و با مخالفت تندروهایی روبهروست که از هماکنون برای تخریب آن تلاش میکنند. با این حال، این توافق الزاما محکوم به شکست نیست. جامعه جهانی باید از آن بهعنوان مبنایی برای گشایش واقعی دیپلماتیک، از جمله در پرونده هستهای ایران، استفاده کند.
راه خروج از بازی با حاصل جمع صفر
این نویسنده در ادامه ادعا کرد: معضل آمریکا در قبال ایران – که بارها بهعنوان توجیهی برای جنگ مطرح شده – هنوز حل نشده است. از همین رو خارج کردن تهران و واشنگتن از ذهنیت «بازی با حاصل جمع صفر» که تاکنون دو بار مذاکرات هستهای را به جنگ کشانده، نیازمند همکاری دیگر کشورهاست. در چنین شرایطی قطر و پاکستان در بهترین موقعیت برای پیشبرد میانجیگری قرار دارند و فرانسه، بریتانیا و چین نیز میتوانند با بهرهگیری از جایگاه خود بهعنوان قدرتهای هستهای، کمکهای فنی ارائه دهند. بسیاری از عناصر یک توافق احتمالی پیش از آغاز جنگ در مذاکرات مطرح شده و همین مساله نشان میدهد که دستیابی به پیشرفت همچنان امکانپذیر است.
به باور گرانمایه به جای تلاش برای دستیابی به یک توافق جامع و بزرگ، 60 روز آینده باید صرف توافقهای کوچکتر و مرحلهای شود؛ توافقهایی که از طریق اقدامات متقابل، اعتمادسازی کنند. هدف فوری نیز باید تقویت بازرسیها و افزایش «زمان گریز هستهای» ایران باشد.
ذخایر اورانیوم غنیشده، یکی از اهرمهای ایران برای حفظ تعهد آمریکا به روند مذاکرات است؛ بنابراین بعید به نظر میرسد تهران حاضر شود یکباره از تمامی این ذخایر صرفنظر کند. در عوض، ایران میتواند با همکاری ناظران بینالمللی و چین، فرآیند خارج کردن ذخایر محبوس در تاسیسات بمبارانشده را آغاز کرده و تحت نظارت بینالمللی، اورانیوم با غنای بالا را رقیقسازی کند.
تهران ممکن است اصرار داشته باشد که یک طرف ثالث مورد اعتماد، مانند روسیه، مسئول نگهداری این ذخایر رقیقشده باشد و در صورتی که آمریکا به تعهدات خود عمل نکند، آنها را به ایران بازگرداند.در مقابل، آمریکا قادر است بهتدریج دامنه معافیتهای تحریمی وعده دادهشده در یادداشت تفاهم را افزایش و بلافاصله دسترسی بدون مانع ایران به درآمدهای نفتی و داراییهای مسدودشده در بانکهای خارجی را فراهم کند.
نقش برجسته نهاد پادمانی
الی گرانمایه خاطرنشان کرد: وزارت خزانهداری آمریکا تاکنون مجوزهای لازم برای فروش نفت ایران را صادر کرده است، اما مذاکرهکنندگان باید راهکاری بیابند تا بانک مرکزی ایران نیز بتواند به درآمدهای حاصل از این فروش دسترسی پیدا کند. مزیت این رویکرد آن است که هر دو طرف در صورت شکست مذاکرات، قادر خواهند بود این اقدامات را معکوس کنند.
همچنین ضروری است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی بار دیگر مسئولیت نظارت و راستیآزمایی فعالیتهای هستهای ایران را بر عهده بگیرد. این نهاد از زمان حملات آمریکا به تاسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ تقریبا در شرایط خاموشی کامل اطلاعاتی قرار داشته است. حتی اگر آمریکا موفق شده باشد ذخایر فعلی ایران را هدف قرار دهد، کارشناسان معتقدند تهران میتواند ظرف هشت تا نه ماه این ظرفیت را بازسازی کند.
تنها بازرسیهای حضوری و صلحآمیز قادرند اطمینان لازم را درباره فعالیتهای هستهای ایران فراهم کنند. این روند باید با دسترسی آژانس به تمامی سایتهای هستهای هدف قرارگرفته در حملات اخیر آغاز شود. نشانههایی وجود دارد که چنین روندی در حال شکلگیری است. «جیدی ونس» معاون رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده که ایران با بازگشت بازرسان موافقت کرده و احتمالا توافقی جداگانه میان تهران و آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز در حال نهایی شدن است.
در همین حال، کشورهای اروپایی میتوانند همراه با چین، برای اجرای تعهدات ایران ذیل پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و همچنین اجرای پروتکل الحاقی و نظارتهای گستردهتر آژانس تلاش کنند.
آخرین شانس برای دیپلماسی
این کارشناس فعال در شورای روابط خارجی اروپا در ادامه آورد: بیاعتنایی دونالد ترامپ به نهادهای بینالمللی و ترجیح او به مذاکرات دوجانبه ممکن است باعث شود واشنگتن اهمیت چندانی برای این موضوع قائل نباشد. در چنین شرایطی، کشورهای اروپایی باید از اهرم رفع تحریمهای اتحادیه اروپا برای تشویق ایران به همکاری بیشتر با آژانس استفاده کنند.
همچنین امکان دستیابی به یک توقف موقت غنیسازی وجود دارد که برای هر دو طرف قابل قبول باشد. در چنین سناریویی، ترامپ میتواند مدعی شود که برای چند سال به «غنیسازی صفر» دست یافته و ایران نیز تاکید کند که حق قانونی خود برای غنیسازی را واگذار نکرده است. فرانسه و بریتانیا نیز باید بررسی کنند که چگونه یک توافق هستهای جدید میتواند به تایید شورای امنیت سازمان ملل برسد و سازوکار رفع یا بازگشت احتمالی تحریمهای بینالمللی چگونه است؛ بهویژه اگر چین و روسیه حاضر نباشند سازوکار «اسنپبک» مشابه سال ۲۰۱۵ را بپذیرند.
هرچند رفع گسترده تحریمهای آمریکا همچنان مهمترین مشوق برای ایران محسوب میشود، اما سایر بازیگران نیز باید پیش از آن منافع ملموسی در اختیار تهران قرار دهند. کشورهای آسیایی و خاورمیانهای میتوانند برای دریافت معافیتهای بلندمدت از آمریکا تلاش کنند تا در روند بازسازی ایران پس از جنگ مشارکت داشته باشند.
آینده برنامه هستهای ایران هنوز نوشته نشده است. اگر مرحله جدید مذاکرات شکست بخورد، تهران ممکن است به این نتیجه برسد که توافق با ترامپ امکانپذیر نیست و برای بازدارندگی در برابر حملات آینده به سمت گزینه نظامی حرکت کند. در آن صورت، آمریکا در چرخهای بیپایان از حملات نظامی و بمبارانهای مکرر گرفتار خواهد شد. ترامپ با پذیرش این توافق چارچوبی، عملا اذعان کرده که گزینه نظامی به بنبست رسیده است. پس اکنون زمان آن رسیده که دو طرف به جای میدان نبرد، کارتهای خود را روی میز مذاکره بازی کنند.