به گزارش تجارت نیوز، با وجود همه این محدودیتها، بازار رمزارز در ایران به یکی از معدود حوزههای اقتصاد دیجیتال تبدیل شده که فاصله معناداری با روندهای جهانی ندارد. ایران امروز از نظر تعداد کاربران و دارندگان رمزارز، در بسیاری از برآوردها و رتبهبندیهای بینالمللی، در میان کشورهای مهم این حوزه قرار میگیرد. عددهایی که درباره جامعه کاربران رمزارز در ایران مطرح میشود، از بازاری چندمیلیونی حکایت دارد؛ بازاری که در برخی برآوردها بیش از ۲۰ میلیون نفر را درگیر کرده و نشان میدهد رمزارز برای بخش قابل توجهی از شهروندان ایرانی، دیگر یک موضوع حاشیهای یا صرفا فناورانه نیست. در این میان، پلتفرمهای داخلی رمزارز در سالهای گذشته صرفا نقش واسطه خرید و فروش نداشتهاند. آنها بهتدریج بخشی از یک زنجیره ارزش مالی و فناورانه را شکل دادهاند؛ زنجیرهای که از خرید و فروش و نگهداری دارایی دیجیتال شروع میشود و به خدمات نوین مالی مبتنی بر بلاکچین، مدیریت دارایی، ابزارهای معاملاتی، زیرساختهای پرداخت و سرویسهای مرتبط با اقتصاد دیجیتال میرسد.
اهمیت این اکوسیستم زمانی بیشتر دیده میشود که وضعیت کاربر ایرانی در مواجهه با پلتفرمهای خارجی را هم در نظر بگیریم. صرافیهای بینالمللی برای کاربران ایرانی هیچوقت محیطی کاملا پایدار و قابل پیشبینی نبودهاند. تجربه سالهای گذشته، از جمله رفتار برخی پلتفرمهای بزرگ جهانی، نشان داده است که کاربران ایرانی ممکن است بدون هشدار کافی یا بدون امکان پیگیری موثر، با محدودیت دسترسی، بررسی حساب، توقف برداشت یا حتی مسدود شدن دارایی مواجه شوند. در چنین مواردی، کاربر معمولا نه دفتر مشخصی برای مراجعه دارد، نه پشتیبانی در دسترس و پاسخگو و نه طرف حسابی که بتواند در چارچوب داخلی از او مطالبهگری کند.
این تفاوت، در شرایط تحریمی جدید پررنگتر میشود. تحریم صرافیهای رمزارزی ایرانی، بیش از آنکه صرفا یک خبر سیاسی یا حقوقی باشد، مسئلهای عملیاتی برای کاربران است: کاربر باید ببیند کدام مسیر برای فعالیت روزمره او قابل اتکاتر است. اگر بخش مهمی از نیازهای او، از خرید و فروش و نگهداری دارایی گرفته تا واریز، برداشت و مدیریت سبد رمزارزی، در پلتفرمهای داخلی قابل انجام است، انتقال فعالیت به صرافی خارجی الزاما به معنای انتخابی کمریسکتر نیست.
ریسک انکارناپذیر صرافی خارجی
صرافی خارجی ممکن است در نگاه اول گزینه قابل دسترسی به نظر برسد اما برای کاربر ایرانی همیشه لایهای از ریسک پنهان دارد. این پلتفرمها بر اساس سیاستهای داخلی خود، الزامات تحریمی، سیستمهای مانیتورینگ تراکنش و مدلهای ارزیابی ریسک تصمیم میگیرند. تصمیمهایی که کاربر ایرانی کنترل چندانی بر آنها ندارد. ممکن است یک تراکنش، یک مبدا، یک مقصد یا حتی سابقه فعالیت کاربر باعث حساسیت پلتفرم خارجی شود؛ حساسیتی که نتیجه آن میتواند محدودیت برداشت، درخواست اطلاعات تکمیلی یا مسدود شدن دسترسی باشد.
در مقابل، پلتفرمهای داخلی سرشناس در داخل کشور فعالیت میکنند، دفتر کار، تیم پشتیبانی، برند شناختهشده و جامعه کاربری مشخص دارند. کاربر دستکم میداند طرف حساب او چه مجموعهای است، از کجا فعالیت میکند و از چه مسیری میتواند پیگیری کند. این ویژگی در بازاری که اعتماد، دسترسی و امکان پیگیری برای کاربران اهمیت زیادی دارد، موضوع کوچکی نیست.
از همین زاویه، شاید پرسش اصلی امروز این نباشد که کاربر ایرانی چگونه میتواند فعالیت خود را از پلتفرمهای داخلی به خارجی منتقل کند. پرسش مهمتر این است که وقتی در داخل کشور، اکوسیستمی بالغ و چندمیلیونی شکل گرفته که بخش زیادی از نیازهای روزمره رمزارزی را پوشش میدهد، چرا کاربر باید برای فعالیتهای معمول خود وارد مسیری شود که سابقه آن برای ایرانیها پر از محدودیت، ابهام و ریسک بوده است؟
صرافی داخلی ریسک ندارد؟
این نگاه به معنای نادیده گرفتن ریسکهای داخلی یا ضرورت بهبود کیفیت، شفافیت و استانداردهای پلتفرمهای ایرانی نیست. اکوسیستم رمزارز ایران هم مانند هر بازار مالی دیگری نیازمند رقابت، پاسخگویی، امنیت و توسعه مداوم است. اما در مقایسه با گزینههای خارجی، نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که طی یک دهه گذشته، در داخل کشور ظرفیتی شکل گرفته که برای میلیونها کاربر ایرانی کارکرد واقعی داشته است.
تحریمهای تازه میتوانند حساسیت تعامل با سرویسهای خارجی را بیشتر کنند اما همین وضعیت، اهمیت ظرفیتهای داخلی را هم برجستهتر میکند. اکوسیستم رمزارز ایران از معدود حوزههایی است که در آن، کاربران ایرانی صرفا دورافتاده از خدمات جهانی نیستند؛ بلکه در داخل کشور به پلتفرمهایی دسترسی دارند که توانستهاند بخش مهمی از نیازهای مالی و فناورانه آنها را پوشش دهند.
در اقتصادی که در بسیاری از حوزههای فناوری مالی با عقبماندگی، محدودیت یا وابستگی به زیرساخت خارجی مواجه است، بازار رمزارز ایران یک استثنای قابل توجه است. این اکوسیستم، با همه کاستیها و چالشهایش، فرصتی واقعی برای کاربران ایرانی ایجاد کرده است: دسترسی به خدمات مالی نوین، حضور در بازاری جهانی و استفاده از ابزارهایی که در بسیاری از کشورها هنوز به این سطح از پذیرش عمومی نرسیدهاند.
به همین دلیل، در شرایطی که ریسک تعامل مستقیم با صرافیهای خارجی پررنگتر شده، توجه دوباره به ظرفیت پلتفرمهای داخلی صرفا یک انتخاب محافظهکارانه نیست؛ میتواند تصمیمی واقعبینانه باشد. برای بسیاری از کاربران، پاسخ عملی امروز شاید نه خروج به سمت مسیرهای نامطمئن خارجی، بلکه استفاده هوشمندانهتر از اکوسیستمی باشد که در داخل شکل گرفته، آزمون سالهای سخت را پشت سر گذاشته و همچنان بخش مهمی از نیازهای رمزارزی شهروندان ایرانی را پاسخ میدهد.