به گزارش تجارت نیوز، «کامران باقری لنکرانی» وزیر بهداشت پیشین در دولت نهم، در واکنش به اعلام نظر جانشین و مشاور عالی وزیر بهداشت مبنی بر اینکه ۶۰ درصد قبولشدگان پزشکی دارای سهمیه هستند، گفت: موضوع سهمیهها در بستر زمان شکل گرفته است. یکی از دلایل اولیه شکلگیری آن، نبود عدالت آموزشی در مناطق مختلف کشور بود. برای مثال، دانشآموزی که در منطقهای دورافتاده دیپلم میگیرد، دسترسی محدودی به معلمان مجرب، آزمونهای دورهای و منابع درسی مناسب دارد. به همین دلیل، در زمان آغاز سهمیهها، این مسئله مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
وی افزود: بحث بر سر این بود که دانشآموزان شهرهای بزرگ به دلیل دسترسی به معلمان بهتر و منابع کمکآموزشی بیشتر، از مزیتهای قابل توجهی برخوردارند. بنابراین، پیشنهاد شد دانشآموزان مناطق برخوردار را از دانشآموزان مناطق محروم جدا کنیم و هر گروه را با همگروهیهای خود مقایسه کنیم. بر این اساس، قرار شد به دانشآموزان مناطق محروم که با رتبهبندی دیپلم خود موفق به کسب رتبه شدهاند، سهمیهای ویژه اختصاص یابد. این مقایسه درونگروهی ابتدا در شهرهای بزرگ و سپس در شهرهای غیرکلانشهر نیز اعمال شد و به تدریج نظام سهمیهبندی از همین نقطه آغاز گردید.
لنکرانی خاطرنشان کرد: بعدها سهمیهها به کسانی که در جنگ آسیب دیده بودند نیز تعلق گرفت. ابتدا مهاجران جنگی که شهرهای خود را ترک کرده و فاقد مسکن مناسب بودند، سپس فرزندان شهدا و به تدریج موارد دیگری نیز به این فهرست افزوده شد. به نظر میرسد این نظام در بستر زمانی طولانی و بدون نقشهای از پیش تعیینشده شکل گرفته است؛ مانند خانهای که پیوسته تعمیر شده، اما فاقد طرح اولیه منسجم بوده است. از اینرو، برای ایجاد اصلاحات اساسی، لازم است نظام سهمیهبندی به طور کامل از نو طراحی و پیریزی شود.
وزیر پیشین بهداشت با بیان اینکه متأسفانه روند نادرستی در حال شکلگیری است که سهمیهبندی را عمدتاً به سمت ایثارگران سوق میدهد، گفت: در حالی که آغاز این نظام هیچ ارتباطی با این موضوع نداشته است. اکنون با توجه به تغییرات وضعیت کشور، برخی استانهایی که پیشتر محروم تلقی میشدند، رتبههای بالایی کسب میکنند و وضعیت آموزش و پرورش در آنها بهبود یافته است، در حالی که برخی مناطق دیگر با عقبگرد مواجه شدهاند. به طور کلی، در بحث ریاضی در سطح کشور با پسرفت روبهرو هستیم. حتی در خود تهران نیز تفاوتهای چشمگیری وجود دارد؛ برای مثال، بین منطقه یک و منطقه هفده، تفاوت قابل توجهی در سطح سواد، توانمندی و مهارتهای دانشآموزان مشاهده میشود.
به گفته وی به نظر میرسد هرگونه اقدامی در این زمینه باید با در نظر گرفتن همه این تفاوتها انجام شود. همچنین باید توجه داشت که افراد توانمند — چه توانمندی آنان ناشی از بهره هوشی باشد و چه از مهارتهای کسبشده — شایسته ارزشگذاری و فراهم شدن امکان رشد و پیشرفت هستند. در عین حال، باید به کسانی که از فرصت عدالت آموزشی محروم بودهاند، فرصتی داده شود تا بتوانند جبران کنند. مجموع این رویکردها میتواند الگویی مناسب برای بازنگری در نظام سهمیهها فراهم آورد.
لنکرانی در خصوص اصلاح سهمیهها توضیح داد: لازم است طرحی جامع ارائه شود که دو رکن اصلی داشته باشد. رکن نخست، احترام به استعداد و توانمندی افراد و فراهم کردن امکان رشد و پیشرفت برای آنان است. رکن دوم، ایجاد فرصت مناسب برای کسانی است که از عدالت آموزشی محروم بودهاند تا بتوانند جبران مافات کنند. مجموع این دو رویکرد میتواند الگوی پذیرش در نظام آموزشی را به طور اساسی تغییر دهد.
وی ادامه داد: ضمن اینکه هرچه بیشتر به سمت بومیگزینی حرکت کنیم، دانشجویان میتوانند از آرامش و ثبات بیشتری برخوردار شوند. البته بومیگزینی برای همه امکانپذیر نیست و طبیعی است که برخی دانشگاههای بزرگ، مانند ده دانشگاه برتر علوم پزشکی کشور، ویژگیهای خاصی دارند که حضور در آنها امکان رشد و پیشرفت بیشتری فراهم میکند.
وزیر سابق بهداشت اظهار کرد: نمیتوان گفت که فردی از استان سیستان و بلوچستان که عملکرد تحصیلی خوبی داشته و نمرات بالایی کسب کرده است، الزاماً باید در زاهدان یا زابل تحصیل کند. بلکه باید مسیری فراهم شود تا این افراد، به شرط دریافت حمایتهای لازم، بتوانند با انتخاب خود در دانشگاههای برتر کشور پذیرفته شوند. این رویکرد نیازمند یک طرح جامع و منظومهای است و نباید صرفاً از یک زاویه محدود به موضوع نگاه کرد.در برخی سالها، نمرات ورودی دانشجویان دانشگاههایی که در تقسیمبندی ما رتبه دوم محسوب میشوند، حتی از دانشگاههای برتر و رتبهاول کشور در دوره دستیاری بالاتر بوده است. آنچه اهمیت دارد، حفظ کیفیت روند آموزشی است.
وی در خصوص تاثیر سهمیه های گسترده بر افت کیفیت خدمات درمانی گفت: بزرگترین چالشی که اکنون با آن مواجه هستیم، افزایش ظرفیت پذیرش دانشجویان رشتههای دکتری است. متأسفانه امکانات ما به تناسب این افزایش گسترش نیافته است. این امکانات شامل استاد، فضای فیزیکی، خوابگاه، وسایل کمکآموزشی و همچنین بیمار میشود. با توجه به اینکه آموزش ما عمدتاً در عرصه و به صورت بالینی انجام میگیرد، برای مثال یک بیمارستان آموزشی بر اساس تعداد تختهای موجود، ظرفیت آموزش تعداد مشخصی از دانشجویان را دارد.
لنکرانی با انتقاد از اینکه نمیتوان با تحمیل تعداد بیشتری از دانشجویان، انتظار داشت که آموزش کافی و باکیفیت نیز دریافت کنند، گفت: البته اساتید در سراسر ایران، نه از سر مسئولیت اداری، بلکه از جهت مسئولیت آموزشی خود، تلاش میکنند این تراکم را با برگزاری کلاسهای مجازی، کلاسهای فوقالعاده و کنفرانسهای دورهای جبران کنند. با این حال، مشکل اصلی همچنان افزایش پذیرش، بهویژه در رشتههای دکترای حرفهای است.
منبع: ایلنا