به گزارش تجارت نیوز، تغییر قوانین مربوط به حقوق «نام، تصویر و شهرت» ورزشکاران (Name, Image and Likeness یا NIL)، توافق تاریخی House v. NCAA و ورود مدل «تقسیم درآمد با ورزشکاران» باعث شده ساختار اقتصادی ورزش دانشگاهی آمریکا به تدریج به الگویی مشابه لیگهای حرفهای نزدیک شود.
بررسی اسناد و گزارشهای رسمی نشان میدهد تا پیش از سال ۲۰۲۱، ورزشکاران دانشگاهی اجازه کسب درآمد از شهرت خود را نداشتند و تقریبا تمام درآمدهای حاصل از مسابقات در اختیار دانشگاهها، کنفرانسهای ورزشی و سازمان NCAA قرار میگرفت. در آن دوره، مهمترین منابع درآمد شامل قراردادهای حق پخش تلویزیونی، فروش بلیت مسابقات، اسپانسرینگ تجاری، فروش محصولات هواداری، کمکهای فارغالتحصیلان و خیرین و همچنین درآمدهای حاصل از مسابقات قهرمانی NCAA بود.
بر اساس گزارش رسمی NCAA، همچنان بزرگترین منبع درآمد این سازمان قرارداد رسانهای مسابقات بسکتبال مردان موسوم به March Madness است که سالانه حدود ۹۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد میکند و بخش عمده آن میان دانشگاهها و کنفرانسهای عضو توزیع میشود.
کسب درآمد ورزشکاران دانشگاهی
اما نقطه عطف اصلی در سال ۲۰۲۱ رقم خورد؛ زمانی که ورزشکاران دانشگاهی برای نخستین بار اجازه یافتند از نام، تصویر و شهرت خود درآمد کسب کنند. از آن زمان تاکنون، قراردادهای تبلیغاتی با برندها، فعالیتهای اینفلوئنسری در شبکههای اجتماعی، تولید محتوا، امضای یادگاری، فروش محصولات شخصی و حضور در کمپینهای تبلیغاتی به منابع درآمدی جدید ورزشکاران تبدیل شده است.
موسسه بینالمللی Deloitte این تحول را گذار از مدل سنتی ورزش دانشگاهی به «اقتصاد برند شخصی ورزشکار» توصیف میکند؛ مدلی که در آن ارزش رسانهای هر ورزشکار به یک دارایی اقتصادی قابل معامله تبدیل شده است.
تحول بزرگ بعدی با توافق تاریخی House v. NCAA آغاز شد. بر اساس این توافق که از سال ۲۰۲۵ اجرایی شده است، دانشگاهها میتوانند بخشی از درآمد خود را مستقیما میان ورزشکاران توزیع کنند. سقف اولیه این پرداختها حدود ۲۰.۵ میلیون دلار در سال برای هر دانشگاه تعیین شده و علاوه بر آن، حدود ۲.۸ میلیارد دلار نیز به عنوان غرامت به ورزشکاران سابق اختصاص یافته است. بسیاری از تحلیلگران این تغییر را پایان مرز سنتی میان ورزش دانشگاهی و ورزش حرفهای میدانند.
درآمدزایی برای دانشگاه از مسیر اقتصاد ورزش
افزایش هزینههای دانشگاهها برای پرداخت به ورزشکاران، آنها را به سمت توسعه منابع درآمدی جدید سوق داده است. یکی از مهمترین این روندها، گسترش فروش حقوق نامگذاری اماکن ورزشی است؛ بهگونهای که نام استادیومها، سالنها و حتی بخشهایی از فضاهای دانشگاهی بیش از گذشته به برندهای تجاری واگذار میشود.
همزمان، اسپانسرینگ دیجیتال نیز رشد چشمگیری یافته است. تبلیغات در اپلیکیشنهای باشگاهی، تولید محتوای اختصاصی، توسعه پلتفرمهای پخش اینترنتی و بهرهگیری از شبکههای اجتماعی، به یکی از مسیرهای اصلی افزایش درآمد تبدیل شده است.
از سوی دیگر، دانشگاهها تلاش میکنند با فروش «تجربه هواداری» درآمد بیشتری کسب کنند. عرضه بستههای VIP، امکان ملاقات با بازیکنان، بازدید از رختکنها، تجربه اختصاصی روز مسابقه و خدمات مهماننوازی از جمله اقداماتی است که طی سالهای اخیر با استقبال هواداران مواجه شده است.
اجاره استادیومها و سالنهای ورزشی برای برگزاری کنسرتها، نمایشگاهها، همایشهای تجاری و سایر رویدادهای غیرورزشی نیز به یکی دیگر از منابع درآمدی دانشگاهها تبدیل شده و سهم درآمدهای غیرورزشی را افزایش داده است.
تحلیل رفتاران با استفاده از دادههای هوش مصنوعی
در کنار این تحولات، استفاده از دادههای هواداران و هوش مصنوعی به یکی از روندهای نوظهور در اقتصاد ورزش دانشگاهی تبدیل شده است. تحلیل رفتار مخاطبان، شخصیسازی تبلیغات، قیمتگذاری پویا برای بلیت مسابقات و افزایش فروش محصولات هواداری، از مهمترین کاربردهای این فناوریها به شمار میرود. موسسه Deloitte این حوزه را یکی از موتورهای اصلی رشد درآمد ورزش دانشگاهی در سالهای آینده معرفی کرده است.
با این حال، همه دانشگاهها از این تحولات به یک اندازه منتفع نشدهاند. دانشگاههای بزرگ عضو کنفرانسهای قدرتمند مانند Big Ten و SEC به دلیل برخورداری از قراردادهای سنگین حق پخش تلویزیونی، توان بیشتری برای پرداخت به ورزشکاران دارند، اما بسیاری از دانشگاههای کوچک با فشار مالی روبهرو شدهاند و برخی از آنها ناچار به کاهش یا ادغام رشتههای ورزشی کمدرآمد شدهاند.
کارشناسان معتقدند ورزش دانشگاهی آمریکا اکنون وارد مرحلهای شده که موفقیت اقتصادی آن بیش از هر زمان دیگری به مدیریت تجاری، بازاریابی، فناوری و توسعه منابع درآمدی وابسته است. در این شرایط، اتکا صرف به درآمدهای سنتی، بهویژه حق پخش تلویزیونی، دیگر پاسخگوی هزینههای رو به رشد نیست و دانشگاهها ناچارند همانند باشگاههای حرفهای، مدلهای درآمدی متنوع و پایدار ایجاد کنند.
تجربه آمریکا نشان میدهد که ورزش دانشگاهی دیگر صرفا یک فعالیت آموزشی یا رقابتی نیست، بلکه به صنعتی پیچیده و چند میلیارد دلاری تبدیل شده است؛ صنعتی که در آن «ورزشکار» به یک دارایی اقتصادی، «هوادار» به مشتری دائمی و «دانشگاه» به یک بنگاه رسانهای و تجاری تبدیل شده است. این الگو میتواند برای کشورهایی که به دنبال توسعه اقتصاد ورزش هستند، از جمله ایران، تجربهای قابل مطالعه در زمینه تنوعبخشی به منابع مالی، بهرهگیری از فناوری، برندسازی و مدیریت حرفهای ورزش باشد.
گزارشهای بیشتر را در صفحه ورزشی بخوانید.