به گزارش تجارت نیوز، اخیرا دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، محاصره دریایی ونزوئلا را اعلام کرد و بدین ترتیب ورود و خروج تانکرهای نفتی تحریم شده به خاک این کشور آمریکای لاتین متوقف شد. رئیسجمهوری آمریکا روز سهشنبه با انتشار پستی در رسانههای اجتماعی مدعی شد که ونزوئلا از درآمد نفت برای تأمین مالی خشونتهای مرتبط با مواد مخدر استفاده کرده و ادعا کرد که از ایالات متحده نفت دزدیده است.
این اعلامیه به کمپین فشار ایالات متحده علیه نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، شتاب بخشید، کمپینی که پیش از این قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر در کارائیب را هدف حملات نظامیاش قرار داد و گروههایی که مدعی بود که در این زنجیره فعالیت دارند را هدف تحریمهای سفت و سخت قرار داد.
رویارویی چین و آمریکا در کارائیب
ترامپ برای تبیین کنشهای اخیر ایالات متحده در منطقه کارائیب تفاسیر متفاوتی را به کار گرفته، از جمله ادعاهایی مبنی بر اینکه هدف او مبارزه با قاچاق مواد مخدر است و اینکه (به ادعای او) کاراکاس در قاچاق انسان دست دارد و «نامشروع» است. سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، این هفته در گفتوگو با مجله ونیتی فر مدعی شد که هدف اصلی ترامپ این است که مادورو فریاد بزند «عمو».
از میان تصمیمهای دولت ترامپ، محاصره ونزوئلا آسیب بالقوه و در عین حالی بزرگی را به غیرنظامیان این کشور وارد خواهد کرد. نفت تامین کننده بیش از نیمی از درآمد مالی ونزوئلا است. تخمین زده میشود که ۴۰ درصد از نفتکشهایی که در سالهای اخیر نفت ونزوئلا را حمل میکنند، تحت تحریمهای ایالات متحده هستند.
کیت جانسون، خبرنگار فارین پالسی، در این باره مدعی است که از هفته گذشته چندین کشتی از ورود به ونزوئلا خودداری کردهاند. اعلام محاصره دریایی ونزوئلا در حالی توسط ترامپ رسانهای شد که استراتژی جدید امنیت ملی او متعهد به اقدام تهاجمی علیه قاچاق مواد مخدر و حفظ دسترسی ایالات متحده به زنجیرههای تأمین حیاتی در نیمکره غربی است. در چنین شرایطی چین هفته گذشته طرح استراتژی خود را در قبال آمریکای لاتین و کارائیب منتشر کرد. پکن آخرین بار این سند را در سال ۲۰۱۶ بهروزرسانی کرده بود و حالا نسخه جدید – که بسیار طولانیتر از نسخه قبلی است – به دلیل تضادش با استراتژی و اولویتهای اعلام شده دولت ترامپ در منطقه قابل توجه است.
اهرم چین
ایالات متحده و چین هر دو به روابط سودمند و در عین حال متقابل با کشورهای آمریکای لاتین متعهد هستند. تفاوت در نحوه تعامل هر یک از دو بازیگر با کشورهای این منطقه است: چین مدعی است که منظورش «هدف قرار دادن یا حذف شخص ثالثی» در منطقه نیست، در حالی که ایالات متحده متعهد شده که به توانایی «رقبای غیر نیمکرهای» جهت استقرار نیروهای نظامی یا «مالکیت یا کنترل داراییهای حیاتی استراتژیک» پایان دهد.
در همین راستا سند چین به همکاری چندجانبه اشاره میکند، در حالی که به اصل چندجانبهگرایی تنها یک بار در استراتژی ایالات متحده اشاره شده است. در سند چین همچنین به تفصیل درباره اهداف جمعی کشورهای جنوب جهان اشاره شده، اهدافی چون اصلاح نهادهای مالی جهانی. از منظری دیگر این سند به طور عمیق به تلاشها برای همکاری علمی و نظامی، مبارزه با فساد و تجارت و سرمایهگذاری در فناوری پیشرفته پرداخته است. اگرچه در سند ارائه شده توسط چین به طور مستقیم به ایالات متحده اشاره نشده، اما از اصولی چون «قلدری یکجانبه» و «جداسازی» انتقاد شده است. در مجموع، استراتژی چین همانا رد ضمنی رویکرد دولت ترامپ در ارتباط با آمریکای لاتین و منطقه کارائیب است.
خودزنی به سبک آمریکا
اکثر دولتهای آمریکای لاتین در تلاشند تا زمینهای فراهم شود که تعامل با چین و آمریکا هماهنگ اجرایی شود. رهبران برزیل و مکزیک غالبا در مورد احترام به هنجارهای تجاری با چین هم صدا هستند، اما این دو کشور سال جاری با اعمال تعرفه بر کالاهای چینی جهت محافظت از صنایع محلی موافقت کردند. در همین حال، اگرچه رئیسجمهور آرژانتین همسویی خود با ایالات متحده را به رخ میکشد، اما همزمان خط مبادله با چین را نیز تمدید کرده است.
در این میان ماهیت یکجانبه اقدامات ترامپ در قبال آمریکای لاتین به این معنی است که بسیاری از رهبران منطقه احتمالاً در کوتاهمدت با ایالات متحده همکاری خواهند کرد. اما آنگونه که کارشناسان هشدار دادهاند در درازمدت دولتها ممکن است به سمت قدرتهای دیگر، از جمله چین، متمایل شوند. الیور استوئنکل فعال در بنیاد کارنگی در این باره نوشت: «قلدری علیه رهبران منطقه میتواند منجر به عواقب نامطلوبی شود، از جمله اتحاد کشورها علیه ایالات متحده و این احتمال که چین به عنوان شریک جذابتری ظاهر شود.»
محاصره دریایی ونزوئلا توسط ترامپ تنها آخرین نمونه از چنین قلدریهایی است: اگر ایالات متحده این سیاست را به طور کامل اجرا کند، کنشش میتواند طبق قوانین بینالمللی یک اقدام جنگی تلقی شود.