به گزارش تجارت نیوز، فارین پالسی با انتشار یادداشتی درباره انتخابات مجارستان نوشت: اوربان شکست را پذیرفت و به رقیب خود، پیتر ماگیار، رهبر حزب تیسا، تبریک گفت و متعهد شد که «از طرف اپوزیسیون نیز به ملت مجارستان و میهن ما خدمت کند». میزان مشارکت رأیدهندگان بیشتر از هر انتخابات پارلمانی قبلی در مجارستان از زمان فروپاشی کمونیسم در سال ۱۹۸۹ بود. پس از ۱۶ سال حکومت حزب فیدس به رهبری اوربان، چه چیزی این تغییر جهت شگفتانگیز را توضیح میدهد؟
چرا اوربان زمین خورد؟
وقتی رژیمهای حزب مسلط و ریشهدار از قدرت برکنار میشوند، معمولاً دلیلش را باید در اشتباهات انباشته شده رئیسجمهور فعلی یا تدبیر اپوزیسیون جستوجو کرد. در مجارستان، هر دو عامل نقش داشتند.
فیدس با سه مسئولیت عمده وارد انتخابات شد. اول، سابقه اقتصادی اخیرش وحشتناک بوده است. سالها سوءمدیریت مالی، اقتصاد دولتی و فرسایش حاکمیت قانون، رشد اقتصادی مجارستان را ضعیف کرد تا جایی که سال گذشته این میزان حدود 0.5 درصد بوده است. افزایش تورم در سالهای 2022 و 2023 به 25 درصد رسید، بالاترین میزان در اتحادیه اروپا در آن زمان.
دوم، نظارت دولت بر خدمات عمومی اصلی به طور گسترده ناکافی تلقی شده است. سیستم مراقبتهای بهداشتی دولتی مجارستان نمادین است: تقریباً همه مجارستانیها به آن وابسته هستند، اما ناامیدی عمیقی از زیرساختهای رو به زوال بیمارستانها، کمبود مداوم پزشکان و پرستاران (که بسیاری از آنها به اتریش، آلمان و سایر نقاط اتحادیه اروپا رفتهاند)، و زمان انتظار طولانی برای مراقبتهای بهداشتی وجود دارد. مجارستان یکی از پایینترین امید به زندگی را در اتحادیه اروپا به نام خود ثبت کرده است.
سوم، فساد به یک امر همهگیر تبدیل شده است. طبق گزارش سازمان شفافیت بینالملل، مجارستان در کنار بلغارستان، فاسدترین کشور اتحادیه اروپا است. در سطح جهانی، این کشور در رتبهای هم سطح کشورهایی مانند کوبا و بورکینافاسو قرار دارد.
رد یا انحراف جریان مداوم گزارشهای تحقیقاتی معتبر که جزئیات سوءاستفاده از منابع عمومی توسط مقامات و خانوادههای آنها – از جمله، ظاهراً، پدر و داماد اوربان – را شرح میداد، برای فیدس به طور فزایندهای دشوار شد. روی هم رفته، این مسئولیتها باعث فروپاشی گسترده اجتماعی-اقتصادی شد و ثباتی که فیدس زمانی ایجاد کرده بود، به رکود و بدبینی ملی تبدیل کرد.
برگ برنده رقیب
کمپین فیدس که قادر به تبلیغ برای بهبود کیفیت زندگی مجارستانیها نبود، به شدت به ایجاد ترس و وحشت متکی شد که بخش عمده آن بر نظریههای توطئه در مورد اوکراین متمرکز بود. ادعاهای خیالی در مورد برنامهریزی اوکراین برای اقدامات نظامی علیه مجارستان و تأمین مالی مخالفان، جایگزین هرگونه پیام مثبت انتخاباتی یا دستاوردهای ملموس شد.
به نوشته فارین پالسی همانطور که قدرتمندان غیرلیبرال در زمینههای دیگر – مانند شکست ژایر بولسونارو، رئیس جمهور سابق برزیل در سال ۲۰۲۲ – تجربه کردهاند، رأیدهندگان، به ویژه میانهروها، پس از مدتی از پیامهای مداوم ترس، نفرت و توهین خسته میشوند. علاوه بر این، ادعاهای مکرر اوربان مبنی بر حفاظت از حاکمیت مجارستان به طور فزایندهای برای منتقدان پوچ به نظر میرسید، زیرا مجارستان به مهرهای در بازیهای سیاست خارجی روسیه و فرشی برای منافع اقتصادی چین تبدیل شد. در سمت مخالف، مگیار و متحدانش با ساختن یک کتاب راهنمای جدید برای مقابله با فیدس، در جایی که رقبای قبلی شکست خورده بودند، موفق شدند.
اول، مگیار از نبرد جنگ فرهنگی در مورد مسائل داغ مانند مهاجرت و حقوق LGBTQ اجتناب کرد و در عوض بر ارائه پیام مثبت به رأیدهندگان تمرکز کرد. مگیار (که نام خانوادگی او به راحتی به معنای «مجارستانی» است) میهنپرستی را به عنوان یک ایده فراگیر و آیندهنگر احیا کرد و فیدس را در زمینهای که به طور سنتی بر آن تسلط داشته است، به چالش کشید. او با تشخیص خستگی رأیدهندگان از بحثهای ایدئولوژیک، از مجارستانیها خواست که به مجارستانی «انسانیتر» باور داشته باشند و به آنها امید احیای غرور ملی را پیشنهاد داد. او همچنین بیوقفه بر فساد تأکید کرد و آن را به ناکارآمدیهای آشکار حکومت که زندگی روزمره در کشور را آزار میدهد، مرتبط دانست.
دوم، او دامنه جغرافیایی مخالفان را گسترش داد. مگیار با کنار گذاشتن تمرکز سنتی چپ-لیبرال بر رأیدهندگان شهری و تحصیلکرده، به طور گسترده در خارج از بوداپست کمپین برگزار کرد و از شهرهای کوچک و کماهمیت بیشماری بازدید داشت تا فیدس را در حوزه انتخاباتی خود به چالش بکشد. او حتی یک راهپیمایی چند روزه به رومانی را رهبری کرد تا با مجارهای قومی ساکن در آنجا که مدتهاست یک بلوک طرفدار فیدس هستند، ارتباط برقرار کند.
سوم، او در استفاده از رسانههای اجتماعی چابکی نشان داد. مگیار که از رسانههای سنتی دور بود، از فیسبوک و اینستاگرام برای ارتباط مستقیم با رأیدهندگان استفاده کرد. پستهای ساده اما هوشمندانه او باعث شد پیامرسانی فیدس، دست و پا چلفتی و قدیمی به نظر برسد. او همچنین در پیشبینی و خنثی کردن کمپینهای بدنام فیدس مهارت داشت و اغلب حملات مخالفان خود را خنثی میکرد.
یک مصاحبه ویدیویی پربیننده در اوایل کار، که در آن جداییاش از حزب فیدس در سال ۲۰۲۳ و انتقاداتش از دولت را توضیح داد، به طرز ویرانگری مؤثر واقع شد و بیش از ۲.۵ میلیون بازدید داشت آن هم در کشوری با کمتر از ۱۰ میلیون نفر جمعیت. مگیار و تیمش با انرژی و عزمی راسخ توانستند پویایی رقابتهای قبلی را دگرگون کنند؛ واقعیتی که بسیاری از ناظران در ایالات متحده، به ویژه در محافل محافظهکار، به کندی آن را تشخیص میدادند.
درسهای شکست اوربان برای ترامپ
اگرچه مجارستان و ایالات متحده از بسیاری جهات با هم تفاوت دارند، اما زندگی سیاسی آنها در سالهای اخیر به طور منحصر به فردی به هم پیوسته، زیرا دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده و جنبش «آمریکا را دوباره قدرتمند می کنیم» (MAGA) برای اوربان احترم بسیاری قائل بودند و مشتاقانه پیوندهایی را بین حوزههای سیاسی محافظهکار دو کشور ایجاد کردهاند.
در طول مبارزات انتخاباتی، ترامپ آشکارا از اوربان حمایت کرد و جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، را اندکی قبل از رأیگیری به بوداپست فرستاد تا آخرین تلاش خود را برای تقویت مبارزات انتخاباتی ضعیف فیدس انجام دهد.به دلیل این پیوند، انتخابات سرنوشتساز مجارستان درسهایی را هم برای جنبش MAGA و هم برای دموکراتهایی که قصد دارند علیه آن رقابت کنند، ارائه میدهد.
برای ترامپ و متحدانش، نتیجه مجارستان محدودیتهای نبرد جنگ فرهنگی را به عنوان یک استراتژی سیاسی پایدار برای یک حزب حاکم برجسته میکند. رأیدهندگان در نهایت برای بهبود واقعی در زندگی روزمره خود، فراتر از پیامهای نمایشی را مدنظر قرار میدهند. در عین حال، فساد – به ویژه هنگامی که به یک رهبر، خانواده و نزدیکانش گره خورده باشد – سم سیاسی است، کند اثر اما کشنده.
برای مخالفان ترامپ، درسها به همان اندازه واضح است: آنها نباید از به چالش کشیدن یک جنبش پوپولیستی در سرزمین مادریاش، یعنی میهنپرستی و ملیگرایی، بترسند. اما نامزدها باید ایدههای جدید و به طور گسترده جذاب را بپذیرند و فراتر از منطقه امن پایگاههای رأیدهندگان شهری، کمپین کنند. آنها همچنین باید درباره مسائل غیرایدئولوژیک و حساس، مانند فساد و هزینههای مراقبتهای بهداشتی، که بازده بهتری نسبت به مباحث ایدئولوژیک سنتی دارند، تأکید کنند.
در نهایت، آنها باید به پذیرش روشهای جدید رسانههای اجتماعی که با رأیدهندگان جوان ارتباط برقرار میکنند، ادامه دهند. به طور خلاصه، هر دو طرف باید به دقت توجه داشته باشند که چگونه یک جنبش پوپولیستی که زمانی قوی و با اعتماد به نفس بود و ظاهراً تمام کارتهای سیاسی را در دست داشت، به طرز قاطعانهای شکست خورد و چگونه یک اپوزیسیون جدید بر الگوی بیتحرکی و تفرقه غلبه کرد تا پیروز شود.