به گزارش تجارت نیوز، در هفتههای اخیر اظهارات رضا هاشمی، عضو هیاتمدیره کانون کارگران ساختمانی کشور و استان خوزستان، بار دیگر توجهها را به بحرانی جلب کرده که سالها در لایههای اداری و سامانهای جریان داشته و حالا به حذف گسترده کارگران از چرخه بیمه انجامیده است. او از قطع بیمه بیش از 300 هزار کارگر ساختمانی سخن میگوید؛ عددی که اگرچه ممکن است در روایتهای رسمی محل بحث باشد، اما در واقعیت میدانی، ترجمه آن چیزی جز بیپناهی هزاران خانواده کارگری نیست.
برخی فعالان کارگری اعلام کردهاند که حدود 300 تا 350 هزار کارگر ساختمانی بیمهشان قطع شده این گزارشها عمدتا در سالهای اخیر (بهویژه از 1402تا 1404) مطرح شده است.
750هزار کارگر ساختمانی زیر پوشش بیمه سازمان تأمین اجتماعی / 800 هزار کارگر ساختمانی در کشور از بیمه برخوردار نیستند
طبق برخی گزارشها، آمار رسمی در رسانهها نشان میدهد که بیش از 750 هزار کارگر ساختمانی زیر پوشش بیمه سازمان تأمین اجتماعی قرار دارند. این در حالی است که بر اساس آخرین آمار 500 هزار کارگر ساختمانی نیز در صف انتظار بیمه تامین اجتماعی قرار دارند و اگر این 300 هزار نفر که بیمهشان قطع شده را به این رقم اضافه کنیم در حال حاضر 800 هزار کارگر ساختمانی در کشور از بیمه برخوردار نیستند.
ادعای سازمان تامین اجتماعی: حذف فهرست بیمهشدگان به دلیل شناسایی غیرواقعیها و مطابق رویههای قانونی بوده و نه قطع عام بیمه کارگران
سازمان تأمین اجتماعی بارها گفته است که بیمه کارگران ساختمانی را قطع نکرده و فقط افراد غیرواقعی را از فهرست خارج کرده است. این موضع رسمی از سوی معاون بیمهای سازمان بیان شده که میگوید حذف فهرست بیمهشدگان به دلیل شناسایی غیرواقعیها و مطابق رویههای قانونی بوده و نه قطع عام بیمه کارگران.
«کمبود منابع» یا مشکلات بودجهای
از سوی دیگر یکی از بهانههای غیررسمی که به کرات از سوی منابع منتقد نقل شده، اشاره به کاهش منابع مالی یا محدودیت بودجه در تأمین اجتماعی است. در مصاحبهها و گزارشها آمده که سازمان گفته «در چارچوب منابع فعلی تنها تعداد محدودی از کارگران را میتواند بیمه کند و امکان پوشش بیشتر را ندارد».
سختگیری در احراز هویت شغلی
یک بهانه دیگر که از سوی مسئولان برای حذف یا قطع بیمه مطرح شده، همین احراز وضعیت واقعی کارگری در مشاغل ساختمانی است. سازمان میگوید لازم است فقط افرادی بیمه شوند که واقعاً در فعالیتهای ساختمانی فعال هستند و کار غیرمرتبط یا افراد «غیرواقعی» باید حذف شوند.
اما منتقدان میگویند که این سختگیریها در عمل به بهانهای برای کاهش تعداد بیمهشدگان تبدیل شده و بسیاری از کارگران واقعی نیز که قادر به ارائه مدارک یا احراز نیستند، از بیمه حذف شدهاند.
تأکید بر «ثبتنام در سامانه» و تغییر رویه اداری
در سالهای اخیر روند ثبتنام و مدیریت بیمه کارگران ساختمانی از سامانههای مختلفی عبور کرده و سازمان تأمین اجتماعی تأکید داشته که فقط کسانی که در سامانه این سازمان ثبتنام کنند، بیمه خواهند شد. این موضوع از نگاه منتقدان بهانهای برای «از دسترس خارج کردن» کسانی است که قبلاً در سامانه رفاه یا سامانه وزارت کار بودند و حالا باید مجدداً ثبتنام کنند، بدون آنکه سوابق و نوبت قبلیشان حفظ شود.
نبود هماهنگی میان سازمانی
اما در نهایت ریشه اصلی اختلافها به ناهماهنگی میان سامانههای وزارت کار، سازمان تأمین اجتماعی و سازمان فنی و حرفهای بازمیگردد. در سالهای گذشته ثبتنام بسیاری از کارگران در «سامانه رفاه» انجام شده و بر اساس اولویت، در صف دریافت بیمه قرار گرفته بودند. با تغییر سازوکارها و انتقال فرآیندها به سامانههای جدید تأمین اجتماعی، بخش مهمی از دادهها عملاً بیاستفاده یا حذف شد. نتیجه این شد که کارگرانی که چند سال در انتظار بودند، امروز باید از نقطه صفر شروع کنند؛ بدون اینکه تضمینی برای حفظ نوبت قبلی وجود داشته باشد.
هاشمی، عضو هیاتمدیره کانون کارگران ساختمانی کشور و استان خوزستان در مصاحبه ای به ایلنا گفت: کارگرانی که از سال 1399 در صف بودهاند اکنون هیچ رد مشخصی در سامانهها ندارند و تشکلهای صنفی نیز به اطلاعات دسترسی ندارند. به اعتقاد او اگر هماهنگی نهادی وجود داشت، امکان انتقال دادهها و حفظ اولویتها فراهم میشد و این حجم از نارضایتی شکل نمیگرفت.
اطلاعات جزیرهای سازمانها
عاطفه نوری، کارشناس حوزه تأمین اجتماعی که سالها در زمینه سیاستگذاری بیمههای اجتماعی فعالیت کرده، مشکل را ساختاری میداند و به تجارتنیوز میگوید: هر سازمان برای خود جزیرهای از اطلاعات ساخته و مسئولیت مشترک تعریف نشده است. وقتی پای منابع مالی محدود به میان میآید، طبیعی است که هر دستگاهی تلاش کند ورودیهای خود را کنترل کند و این کنترل معمولاً به شکل سختگیری در پذیرش بیمهشدگان جدید بروز میکند.
او میافزاید: روند موجود به گونهای است که به ازای چندین نفری که بیمهشان قطع میشود، تعداد محدودی جایگزین میشوند. چنین وضعی عملاً ظرفیت پوشش بیمهای را کوچکتر میکند. از نگاه کارشناسان، این مسئله بیارتباط با وضعیت مالی صندوقها نیست.
این کارشناس تامین اجتماعی خاطر نشان میکند: وقتی منابع پایدار برای اجرای قانون بیمه کارگران ساختمانی پیشبینی نشده و وابستگی به عوارض ساختوساز یا درآمدهای متغیر وجود دارد، در دوره رکود ساختمانی اولین جایی که تحت فشار قرار میگیرد، ورودی بیمهشدگان است. بنابراین سیستم به صورت پنهان به سمت محدودسازی حرکت میکند.
نوری هشدار میدهد: این محدودسازی اما به قیمت حذف کسانی تمام میشود که ماهیت شغلشان فصلی و بیثبات است. کارگری که چند ماه کار دارد و چند ماه بیکار است، بیش از هر فرد دیگری به پوشش درمانی نیاز دارد. وقتی بیمه قطع میشود، هزینه یک حادثه ساده میتواند کل دارایی خانواده را از بین ببرد.
کارت مهارتی که به رسمیت شناخته نمیشود / قطع بیمه فقط به معنای حذف یک دفترچه درمانی نیست این اتفاق بر احساس امنیت، برنامهریزی برای آینده و حتی تمایل به ماندن در شغل اثر میگذارد
موضوع دیگری که به گره بیمه دامن زده، اختلاف در تعریف عناوین شغلی است. سازمان فنی و حرفهای کارتهای جدید و بهروز صادر میکند، اما این عناوین در سامانه تأمین اجتماعی ثبت نشده یا معادلسازی نشده است. بنابراین کارگری که مهارتش ارتقا یافته، هنگام ثبتنام با بنبست روبهرو میشود.
عاطفه نوری در اینباره میگوید: این تضاد پیام خطرناکی دارد؛ زیرا انگیزه کارگران برای آموزش و حرفهایتر شدن را کاهش میدهد. وقتی مدرک مهارتی در مهمترین مطالبه یعنی بیمه کارآمد نیست، چرا باید فرد هزینه و زمان صرف کند؟
او می افزاید: قطع بیمه کارگران ساختمانی فقط به معنای حذف یک دفترچه درمانی نیست. این اتفاق بر احساس امنیت، برنامهریزی برای آینده و حتی تمایل به ماندن در شغل اثر میگذارد. همچنین گسترش بیپناهی در میان کارگران ساختمانی میتواند به افزایش فقر شهری و حاشیهنشینی منجر شود.
این کارشناس بیمه تاکید میکند: کارگران ساختمانی اغلب مهاجر یا ساکن مناطق کمبرخوردار است. حذف بیمه، آنها را در برابر هر شوک اقتصادی آسیبپذیرتر میکند. در چنین شرایطی کوچکترین حادثه، خانوادهها را به زیر خط فقر میبرد و چرخه محرومیت بازتولید میشود.