به گزارش تجارت نیوز، با آغاز تابستان و افزایش تقاضای برق، صنعت برق ایران وارد دوره اوج مصرف میشود. این موضوع در شرایطی اتفاق میافتد که در جریان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آسیبهایی به صنعت برق وارد شده است.
محمد الهداد، مدیرعامل شرکت توانیر، روز دوشنبه در نشست خبری با اشاره به خسارتهای وارد شده به صنعت برق در حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، گفت: با وجود آسیب به حدود ۴ هزار مگاوات از ظرفیت نیروگاهی و هدف قرار گرفتن بخشهایی از شبکه برق، همکاران صنعت برق توانستند در مدت کمتر از ۴۰ روز شبکه را بازسازی و برای عبور از تابستان آماده کنند. همچنین نزدیک به دو هزار نقطه از شبکه برق کشور آسیب دید و بخشی از زیرساختهای تولید و انتقال برق مورد اصابت قرار گرفت.
باید دید با وجود رشد مصرف و ظرفیت تولید محدود، تراز برق کشور در تابستان امسال چگونه خواهد بود و چه میزان کمبود یا محدودیت در تامین برق مشترکان قابل پیشبینی است.
در همین زمینه تجارتنیوز با مهدی مسائلی، دبیر سندیکای صنعت برق ایران، گفتوگویی انجام داده است که در ادامه میخوانید.
***
صنعت برق کشور با یک ناترازی اقتصادی جدی مواجه است / حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد توان قابل تأمین برق کشور به مصرف تجهیزات سرمایشی اختصاص یافته است
*با توجه به شروع فصل تابستان و توان از دست رفته، وضعیت ناترازی برق کشور در سال جاری چگونه خواهد بود؟ ظرفیت تولید، میزان مصرف و حجم ناترازی برق در سال جاری در چه وضعیتی قرار دارد و کشور با چه محدودیتهایی مواجه خواهد شد؟
اگر وضعیت امسال، سال گذشته، پنج سال گذشته و حتی سالهای آینده را بررسی کنیم، یک نقطه مشترک در همه آنها وجود دارد. صنعت برق کشور با یک ناترازی اقتصادی جدی مواجه است و تا زمانی که این ناترازی اقتصادی برطرف نشود، نمیتوان انتظار بهبود پایدار در وضعیت برق کشور را داشت.
در جریان جنگی که از ۹ اسفند آغاز شد، بخشی از نیروگاههای متعلق به صنایع آسیب دیدند. در نتیجه، برقی که این نیروگاهها تولید و حداقل نیاز خود صنایع را تامین میکردند و در صورت وجود مازاد به شبکه تزریق میشد، از دسترس خارج شد. بنابراین اکنون آن ظرفیت را در اختیار نداریم.
از سوی دیگر، با افزایش دمای هوا، حدود ۳۵ هزار مگاوات بار ناشی از وسایل سرمایشی و برودتی وارد شبکه برق شده است. برای درک بهتر این عدد باید توجه داشت که کل ظرفیت منصوبه نیروگاهی کشور حدود ۱۰۰ هزار مگاوات است. بنابراین ۳۵ هزار مگاوات در برابر ۱۰۰ هزار مگاوات رقم بسیار قابل توجهی است. البته اهمیت این عدد زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم در بهترین شرایط، تولید همزمان برق کشور به حدود ۸۰ هزار مگاوات میرسد. اگر برای سهولت محاسبه، توان عملی تولید را حدود ۷۰ هزار مگاوات در نظر بگیریم، مشخص میشود که نزدیک به ۵۰ درصد از این ظرفیت صرف وسایل برودتی میشود. در واقع امروز حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد توان قابل تأمین برق کشور به مصرف تجهیزات سرمایشی اختصاص یافته است.
بدهی دولت به وزارت نیرو تا پایان سال ۱۴۰۴ معادل ۶۳۸ همت اعلام شده است / اگر این رقم به قیمت روز محاسبه شود، به دلیل آنکه از سال ۱۳۹۴ تاکنون بهطور کامل تسویه نشده است، ارزش واقعی آن به حدود ۲ هزار همت میرسد
حال باید به نخستین مساله مهم یعنی همان ناترازی اقتصادی توجه شود. بخش عمده این ناترازی ناشی از بدهی دولت به وزارت نیرو است. بر اساس آمارهای رسمی و تاییدشده، این بدهی تا پایان سال ۱۴۰۴ معادل ۶۳۸ همت اعلام شده است. اگر این رقم به قیمت روز محاسبه شود، به دلیل آنکه از سال ۱۳۹۴ تاکنون بهطور کامل تسویه نشده است، ارزش واقعی آن به حدود دو هزار همت میرسد.
نکته مهم این است که دولت از وزارت نیرو انتظار دارد برق پایدار برای مردم تامین کند. اساسا فلسفه وجودی وزارت نیرو نیز همین تامین برق پایدار است. اما اگر منابع مالی پایدار وجود نداشته باشد، نمیتوان انتظار پایداری در ارائه این خدمت را داشت.
حدود یکسوم برق تحویلی به مشترکان، بدون دریافت هیچگونه هزینهای عرضه میشود
موضوع مهم دیگر این است که حدود یکسوم برق تحویلی به مشترکان، بدون دریافت هیچگونه هزینهای عرضه میشود. این بخش شامل روشنایی شهری، روشنایی بینراهی، اماکن فرهنگی و مذهبی، مدارس دولتی، کمیته امداد و بهزیستی است. مجموع مصرف این بخشها حدود 9978 گیگاوات ساعت برآورد میشود که معادل حدود ۲۸۸۲ مگاوات توان است. در واقع برق این بخشها بهصورت رایگان عرضه میشود و هیچ درآمدی در برابر آن دریافت نمیشود.
اهمیت این عدد زمانی مشخص میشود که آن را با ظرفیتهای جدید مقایسه کنیم. برای مثال، اگر دولت چهاردهم موفق به احداث ۵ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی شده باشد، این ۲۸۸۲ مگاوات تقریباً معادل ۶۰ درصد آن ظرفیت است. از یک سو دولت برق خورشیدی را با هزینه بالا خریداری میکند و از سوی دیگر معادل بخش بزرگی از آن را بهصورت رایگان در اختیار برخی مصرفکنندگان قرار میدهد. طبیعی است که چنین روندی پیامدهای اقتصادی قابل توجهی خواهد داشت.
حدود ۳۰ درصد تا ۳۵ درصد برق کشور در بخش خانگی مصرف میشود و حدود ۴۰ درصد نیز در بخش صنعت به مصرف میرسد
امروز حدود ۳۰ درصد تا ۳۵ درصد برق کشور در بخش خانگی مصرف میشود و حدود ۴۰ درصد نیز در بخش صنعت به مصرف میرسد. در عین حال بخشی از صنایع آسیب دیدهاند و در حال بازسازی هستند. این صنایع برای بازسازی نیز به برق نیاز دارند. فرض کنیم طی سه تا چهار ماه آینده بخش قابل توجهی از آنها مجدداً وارد مدار شوند؛ با این حال مساله دیگری نیز وجود دارد.
حدود ۸۵ درصد نیروگاههای کشور حرارتی هستند و این نیروگاهها به سوخت نیاز دارند. در حال حاضر وضعیت تامین سوخت چندان مناسب نیست و پیشبینی میشود این شرایط در زمستان حتی دشوارتر شود. گرچه در تابستان حدود ۳۵ هزار مگاوات بار سرمایشی داریم، اما در زمستان با وجود کاهش این بار، نیروگاهها باید برای تعمیرات اساسی و اورهال از مدار خارج شوند. حدود نیمی از نیروگاهها در مدار هستند و نیمی از توان را میتوان تحویل داد. مساله این است که در زمستان همین میزان برق نیاز است، اما چون مساله کمبود سوخت وجود دارد، مشکل تامین برق در زمستان هم وجود دارد.
باید توجه داشت که مساله برق کاملا علمی و اقتصادی است. برق یک کالاست؛ زیرا از تولید در نیروگاه تا مصرف نهایی، زنجیرهای از کالاها و خدمات در کنار یکدیگر قرار میگیرند. برق یک انرژی تبدیلی است یعنی تولید برق وابسته به منابعی همچون آب و سوخت است. بنابراین زمانی که در هر دو حوزه با محدودیت یا ضعف مواجه باشیم، طبیعی است که نتیجه نهایی نیز تحت تاثیر قرار گیرد.
اگر به دنبال یافتن مقصر وضعیت فعلی باشیم، نباید صرفا صنعت برق را مقصر بدانیم؛ بلکه باید مجموعه عوامل اقتصادی، مالی و سیاستگذاری را در نظر بگیریم / اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد، نخستین گام اصلاح نگاه حاکمیت به صنعت برق است
در کنار این مسائل، مشکلات روابط بینالملل و محدودیتهای ارزی نیز وجود دارد. بسیاری از شرکتهای فعال در صنعت برق اعم از پیمانکاران، سازندگان و بازرگانان برای تامین مواد اولیه و ماشینآلات با مشکل مواجه هستند چراکه ارز به آنها تخصیص داده نمیشود. بنابراین اگر به دنبال یافتن مقصر وضعیت فعلی باشیم، نباید صرفا صنعت برق را مقصر بدانیم؛ بلکه باید مجموعه عوامل اقتصادی، مالی و سیاستگذاری را در نظر بگیریم.
اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد، نخستین گام اصلاح نگاه حاکمیت به صنعت برق است. برق یک کالای اساسی است. همانگونه که در شرایط جنگی، کمبود مواد غذایی بهرغم گرانی آن احساس نشد، در حوزه برق نیز نباید کمبود وجود داشته باشد. اگر قرار است برق پایدار تامین شود، باید از این صنعت حمایت شود. همچنین باید حساسیتها نسبت به اصلاح قیمت برق کاهش یابد؛ زیرا محدودیت منابع در نهایت موجب افزایش هزینهها خواهد شد.
از سال ۱۳۹۴ تاکنون دولت یارانه برق را بهطور کامل پرداخت نکرده است
البته یک مساله دیگر آن است که دولت قصد داشته باشد قیمت برق را پایینتر قیمتگذاری کند. در اینجا مساله آن است که دولت باید یارانه برق را بهطور کامل پرداخت کند. اما واقعیت این است که از سال ۱۳۹۴ تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است. هنگامی که دولت تعهدات مالی خود را انجام نمیدهد، کل زنجیره صنعت برق با مشکل مواجه میشود. امروز بخش خصوصی حدود 130 همت از شرکتهای توزیع، برق منطقهای و نیروگاهها بدهکار است و توانایی پرداخت آن را ندارد. ارزش واقعی منابع مالی آنها نیز به مرور کاهش مییابد.
همانطور که اشاره شد، اگر بدهیهای دولت از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۴ به قیمت روز محاسبه شود، وضعیت صنعت برق متفاوت خواهد شد. اما لازم به ذکر است که این اتفاق نخواهد افتاد. چراکه این بدهیها در دفاتر مالی دولت با ارزش اسمی زمان ثبت شدهاند و حتی همان ارقام نیز هنوز بهطور کامل پرداخت نشدهاند. تاکنون نیز برنامه مشخصی برای تسویه این بدهیها ارائه نشده است.
بنابراین باید قدردان این باشیم که هنوز برق در کشور برقرار است؛ زیرا صنعت برق تحت فشارهای مالی بسیار سنگینی قرار دارد.
هرچند نیروگاههای برقآبی امسال وضعیت بهتری نسبت به سال گذشته دارند، اما از منظر راهبردی نباید اتکای بیش از حدی به آنها داشت
*میزان ناترازی امسال چقدر خواهد بود؟
در خصوص میزان ناترازی برق باید گفت که گرچه امسال سال نسبتا پربارشی بوده است، اما نمیتوان اطمینان داشت که این وضعیت در سالهای آینده نیز ادامه پیدا کند. برخی پدیدههای اقلیمی نظیر النینو ممکن است بر شرایط تاثیر بگذارند، اما نمیتوان برنامهریزی بلندمدت را بر پایه چنین احتمالاتی بنا کرد.
به همین دلیل، هرچند نیروگاههای برقآبی امسال وضعیت بهتری نسبت به سال گذشته دارند، اما از منظر راهبردی نباید اتکای بیش از حدی به آنها داشت. با این حال، این نیروگاهها چند هزار مگاوات ظرفیت پشتیبان در اختیار شبکه قرار میدهند. در کنار آن، بخشی از ظرفیت نیروگاههای خورشیدی نیز وارد مدار شده است. البته برخی از این ظرفیتها فقط در ساعات میانباری قابل استفاده هستند و در زمان اوج مصرف کارایی لازم را ندارند.
همچنین بخشی از صنایع که نیروگاههای اختصاصی دارند هنوز خارج از مدار هستند. این صنایع در حال حاضر مصرف سابق خود را ندارند، اما نیروگاههای آنها نیز در مدار تولید قرار ندارند. در عین حال برای بازسازی فعالیتهای خود به برق نیاز دارند.
ناترازی برق در سال جاری کمتر از حدود ۱۰ هزار تا ۱۲ هزار مگاوات نخواهد بود / از اردیبهشتماه تاکنون برق چاههای کشاورزی روزانه حدود پنج ساعت قطع میشود
با در نظر گرفتن همه این عوامل، به نظر میرسد که ناترازی برق در سال جاری کمتر از حدود ۱۰ هزار تا ۱۲ هزار مگاوات نخواهد بود. حتی این برآورد را نیز باید ایدهآل تلقی کرد.
نشانههای این وضعیت هماکنون قابل مشاهده است. از اردیبهشتماه تاکنون برق چاههای کشاورزی روزانه حدود پنج ساعت قطع میشود. در حالی که بخش کشاورزی حدود ۱۳ درصد تا ۱۴ درصد برق کشور را مصرف میکند، اعمال این محدودیتها نشان میدهد که شبکه برق کشور در تامین کامل نیازها با مشکل مواجه است. این رقم در مقابل ظرفیت منصوبه حدود 14 هزار مگاوات است.
در مجموع میتوان گفت که حتی در صورت مدیریت شرایط، ناترازی حدود ۱۰ هزار تا ۱۲ هزار مگاواتی همچنان وجود خواهد داشت و احتمالا در زمستان نیز به شکلی دیگر ادامه پیدا خواهد کرد.
امیدواریم دولت، مجلس و قوه قضائیه با نگاه کلاننگر، حمایتهای مالی و نقدی لازم را در اختیار این صنعت قرار دهند تا صنعت برق بتواند دو وظیفه اساسی خود یعنی تامین برق پایدار و برنامهریزی برای توسعه، بازسازی و نوسازی زیرساختهای خود را انجام دهد. باید آهنربای جذب سرمایه خود را بازسازی و بازمهندسی کند.
صنعت برق با حدود ۱۳۰ همت بدهی انباشته مواجه است / در چنین شرایطی نمیتوان از صنعتی که امکان جذب سرمایه و توسعه سرمایهگذاری در آن محدود شده است انتظار رشد و توسعه داشت
امروز صنعت برق با حدود ۱۳۰ همت بدهی انباشته مواجه است که بخش عمده آن ناشی از کمبود منابع مالی و عدم ایفای تعهدات دولت است. نتیجه این وضعیت آن است که بانکها نیز تمایلی به تامین مالی پروژههای صنعت برق ندارند؛ زیرا نسبت به بازگشت سرمایه و بازپرداخت مطالبات خود اطمینان کافی ندارند.
در چنین شرایطی نمیتوان از صنعتی که امکان جذب سرمایه و توسعه سرمایهگذاری در آن محدود شده است انتظار رشد و توسعه داشت.
کمتر از یک درصد مشترکان برق کشور صنعتی هستند، اما همین گروه حدود ۴۰ درصد برق کشور را مصرف میکنند / چرا در زمان توسعه صنعتی کشور، موضوع مصرف برق و بهینهسازی آن از ابتدا مورد توجه قرار نگرفته است؟
نکته مهم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، ساختار مصرف برق کشور است. صنعت برق حدود ۴۲ میلیون مشترک دارد که بیش از ۸۰ درصد آنها مشترکان خانگی و مسکونی هستند. این گروه با وجود سهم بیش از ۸۰ درصدی در تعداد مشترکان، حدود ۳۵ درصد برق کشور را مصرف میکنند.
در مقابل، کمتر از یک درصد مشترکان برق کشور صنعتی هستند، اما همین گروه حدود ۴۰ درصد برق کشور را مصرف میکنند.
سوال اساسی این است که چرا در زمان توسعه صنعتی کشور، موضوع مصرف برق و بهینهسازی آن از ابتدا مورد توجه قرار نگرفته است؟ امروز در کشورهای پیشرفته مانند چین و کشورهای اروپایی، تجهیزات و خطوط تولیدی که از نظر مصرف انرژی بهینه نیستند کنار گذاشته میشوند. بسیاری از این تجهیزات به کشورهای دیگر فروخته میشوند و ما نیز بعضا آنها را خریداری میکنیم.
دلیل کنار گذاشته شدن این تجهیزات آن است که راندمان پایینی دارند و مصرف برق آنها بالاست. اما در ایران به دلیل ارزان بودن نسبی انرژی، چنین تجهیزاتی همچنان مورد استفاده قرار میگیرند. در نتیجه زمانی که با کمبود برق مواجه میشویم، همان صنایع نیز دچار محدودیت میشوند و عملا مزیت اولیه خود را از دست میدهند.
بخش صنعت در بسیاری از موارد عملکرد مناسبی در زمینه بهرهوری انرژی نداشته است / نمیتوان توسعه سنگین صنعتی را بدون مدیریت مصرف انرژی دنبال کرد
اگر قرار است در آینده به شرایط بهینه برسیم، باید از همان ابتدا اجازه ورود هر نوع فناوری و صنعتی را بدون توجه به شاخصهای بهرهوری انرژی ندهیم. یکی از دلایلی که موضوع بهینهسازی انرژی اکنون در دستور کار قرار دارد آن است که نگاه پیشگیرانه به این موضوع انجام نشده است. پیشتر فناوریهای با راندمان پایین وارد کشور شدهاند و همچنین کارخانههای با راندمان پایین و قدیمی نیز اجازه تولید دارند. مشکل آنجاست که به این موضوع افتخار هم میکنند.
از سوی دیگر، به طور دائم انتقاد میشود که شدت انرژی در ایران زیاد است. یکی از دلایل بالا بودن شدت مصرف انرژی در کشور، صرفا بخش خانگی نیست. گرچه مصرف خانگی نیز قابل توجه است، اما بخش صنعت در بسیاری از موارد عملکرد مناسبی در زمینه بهرهوری انرژی نداشته است. بنابراین نمیتوان توسعه سنگین صنعتی را بدون مدیریت مصرف انرژی دنبال کرد. مصرف باید کنترل شود و تا زمانی که کنترل نشود، امکان رسیدن تولید به میزان مصرف فراهم نیست. چراکه افزایش تولید برق نیازمند سرمایهگذاریهای بسیار گسترده و همچنین تامین سوخت فسیلی است؛ سوختی که هم گران است و هم محدود. از این رو، راه حل بهینه کنترل مصرف است و کنترل مصرف باید از مرزهای کشور صورت گیرد.