به گزارش تجارت نیوز، طرح پزشک خانواده از همان روزی که مطرح شد، قرار بود ستون فقرات اصلاحات در نظام درمان باشد؛ مدلی که با استقرار نظام ارجاع، مدیریت تقاضا، پیشگیری از خدمات غیرضروری و شکلگیری پرونده سلامت برای هر فرد، هزینهها را کنترل و کیفیت را ارتقا دهد. با این حال، سالها پس از آغاز اجرا، بسیاری از اهداف اولیه هنوز محقق نشده و حتی در برخی مناطق، طرح به حداقل کارکرد خود تقلیل یافته است. همزمان، بحث افزایش تعرفههای پزشکی نیز به یکی از چالشهای اصلی سیاستگذاران تبدیل شده؛ موضوعی که موافقان و مخالفان جدی دارد.
پزشک خانواده باید مدیر سلامت جمعیت تحت پوشش باشد اما به یک مُهر برای ارجاع تبدیل شده است
الگوی پزشک خانواده بر تجربه کشورهایی مانند انگلستان و کانادا استوار است؛ جایی که پزشک عمومی قدرت تصمیمگیری، اختیار ارجاع و پشتوانه مالی مشخص دارد. اما به گفته پزشکان ایرانی، آنچه در عمل اتفاق افتاده فاصله زیادی با این الگو دارد.
علی ایزدی، پزشک عمومی در این باره به تجارتنیوز میگوید: در تئوری، ما باید مدیر سلامت جمعیت تحت پوشش باشیم، اما در عمل بیشتر به یک مُهر برای ارجاع تبدیل شدهایم. اختیار کافی برای مدیریت درمان نداریم و بیمار هم الزامی به تبعیت از مسیر ارجاع احساس نمیکند.
وقتی منابع محدود باشد، طبیعی است که کیفیت قربانی میشود / بسیاری از پزشکان به دلیل تأخیرهای طولانی در پرداختها از طرح پزشک خانواده خارج شدهاند
او با اشاره به فشار کاری بالا ادامه میدهد: برای هر ویزیت باید زمان کافی گذاشت؛ آموزش داد، پیشگیری کرد، پیگیری انجام داد. ولی سرانهای که تعیین میشود متناسب با این حجم کار نیست. وقتی منابع محدود باشد، طبیعی است که کیفیت قربانی میشود.
این پزشک عمومی خاطر نشان میکند: بسیاری از همکارانش به دلیل تأخیرهای طولانی در پرداختها از طرح خارج شدهاند. گاهی چند ماه پولی دریافت نمیکنیم. در این مدت باید اجاره مطب، حقوق منشی، هزینه آب و برق و تجهیزات را بدهیم. چطور میشود دوام آورد؟
ایزدی ادامه میدهد: این وضعیت باعث شده پزشک خانواده به گزینهای موقت برای برخی پزشکان جوان تبدیل شود، نه یک مسیر حرفهای پایدار.
سالها تبلیغ شده که متخصص بهتر است در حالی که بیشتر مشکلات در همان سطح عمومی قابل حل است
این پزشک عمومی یکی از مهمترین چالشها را بیاعتمادی بخشی از جامعه میداند و تاکید میکند: سالها تبلیغ شده که متخصص بهتر است. در حالی که بیشتر مشکلات در همان سطح عمومی قابل حل است. اما وقتی بیمار میبیند میتواند مستقیم به متخصص مراجعه کند، چرا باید از فیلتر پزشک خانواده عبور کند؟
او ادامه میدهد: اگر نظام ارجاع ضمانت اجرایی داشته باشد، هم ازدحام در مطب متخصصان کمتر میشود و هم هزینهها کاهش مییابد.
بعضیها فکر میکنند افزایش تعرفه یعنی درآمد بیشتر پزشک، در حالی که بخش زیادی از آن صرف هزینههای جاری میشود
ایزدی خاطرنشان میکند: پرونده الکترونیک اگر بهدرستی عمل کند، میتواند تحولی بزرگ ایجاد کند. ولی وقتی سیستمها به هم وصل نیستند یا مدام قطع میشوند، عملاً مجبوریم دوباره همان روشهای سنتی را ادامه دهیم.
او در بخش دیگری از صحبتهایش به موضوع تعرفهها میپردازد و میگوید: بعضیها فکر میکنند افزایش تعرفه یعنی درآمد بیشتر پزشک، در حالی که بخش زیادی از آن صرف هزینههای جاری میشود. قیمت تجهیزات، مواد مصرفی و حتی مالیات بالا رفته است. اگر تعرفه واقعی نشود، ادامه فعالیت صرفه اقتصادی ندارد.
پایین نگه داشتن مصنوعی تعرفهها فقط به کاهش کیفیت یا خروج نیروها از سیستم منجر میشود
ایزدی در پایان هشدار میدهد: پایین نگه داشتن مصنوعی تعرفهها فقط به کاهش کیفیت یا خروج نیروها از سیستم منجر میشود. از یک طرف بیماران از رشد هزینهها میترسند و از طرف دیگر، کاهش کیفیت یا کمبود پزشک هم تهدیدی جدی است. به هر حال اگر پزشک در سیستم نماند، اولین آسیب به مردم میرسد. بنابراین باید تعادلی ایجاد شود که هم بیمار توان پرداخت داشته باشد و هم ارائهدهنده بتواند ادامه دهد.
شکست پزشک خانواده پیش از هر چیز ناشی از ناهماهنگی میان منابع و تعهدات است / پرداخت سرانهای که با تورم سالانه تنظیم نشود، خیلی زود کارایی خود را از دست میدهد
مبینا طلوعی، کارشناس اقتصاد سلامت، نیز در این باره به تجارتنیوز میگوید: شکست پزشک خانواده پیش از هر چیز ناشی از ناهماهنگی میان منابع و تعهدات است. وقتی بسته خدمتی وسیع تعریف میکنیم اما بودجه متناسب نمیگذاریم، نتیجه همین میشود که طرح نیمهجان باقی بماند.
او میافزاید: پرداخت سرانهای که با تورم سالانه تنظیم نشود، خیلی زود کارایی خود را از دست میدهد.
این کارشناس اقتصاد سلامت ادامه میدهد: سیاست مهار تعرفهها در ظاهر به نفع مردم است، اما در عمل پیامدهای پیچیدهای دارد. وقتی قیمت واقعی نباشد، ارائهدهنده خدمت تلاش میکند از مسیرهای دیگر هزینه را جبران کند؛ افزایش آزمایشها، تصویربرداری یا خدماتی که شاید همیشه ضروری نباشند.
او اضافه میکند: بنابراین بهتر است به جای سرکوب عدد تعرفه، نظام خرید راهبردی خدمت را تقویت کنیم؛ یعنی بیمه بداند چه خدمتی را، از چه کسی و با چه کیفیتی میخرد.
شکاف درآمدی میان سطوح مختلف پزشکی، انگیزه حضور در خط مقدم را از بین میبرد
این کارشناس سلامت هشدار میدهد: شکاف درآمدی میان سطوح مختلف پزشکی، انگیزه حضور در خط مقدم را از بین میبرد. اگر پزشک عمومی احساس کند با چند سال کار در طرح آینده روشنی ندارد، طبیعی است که به فکر مهاجرت یا تغییر حوزه بیفتد.
پزشک خانواده قربانی کمبود منابع پایدار و ضمانت اجرایی
آنچه از گفتههای پزشک و کارشناس برمیآید این است که پزشک خانواده بیش از هر چیز قربانی کمبود منابع پایدار و نبود ضمانت اجرایی شده است. در چنین شرایطی، بحث تعرفهها نیز به گرهای پیچیده تبدیل میشود؛ گرهی که باز کردن آن نیازمند تصمیمهای همزمان در حوزه مالی، مدیریتی و فرهنگی است. تا زمانی که این مجموعه اصلاحات کنار هم قرار نگیرد، نه میتوان انتظار داشت پزشکان با انگیزه در سطح اول باقی بمانند و نه بیماران از خدماتی منسجم و باکیفیت بهرهمند شوند.