به گزارش تجارت نیوز، در سالهای اخیر اما افزایش قیمت زمین، تورم افسارگسیخته، رشد هزینه مصالح ساختمانی، کاهش قدرت خرید خانوارها، دشواری دریافت تسهیلات بانکی، کاهش سرمایهگذاری بخش خصوصی و ابهامهای اقتصادی موجب شده بازار مسکن وارد یکی از طولانیترین دورههای رکود خود شود. نتیجه این وضعیت، کاهش محسوس صدور پروانههای ساختمانی، توقف یا کند شدن پروژههای عمرانی و ساختمانی و افزایش بیکاری در میان کارگران ساختمانی بوده است؛ کارگرانی که برخلاف بسیاری از شاغلان، نه حقوق ثابت دارند و نه امنیت شغلی.
رکود مسکن فقط بحران یک بازار نیست / هرگاه ساختوساز متوقف شود، عملاً زنجیره بزرگی از اشتغال نیز متوقف میشود
خسرو امیری، کارشناس اقتصادی در پاسخ به این سوال که رکود ساخت و ساز تا چه اندازه میتواند در رشد اقتصادی کشور و معیشت کارگران تاثیرگذار باشد به تجارتنیوز میگوید: رکود بازار مسکن یکی از مهمترین عوامل کند شدن رشد اقتصادی کشور است، اقتصاد مسکن صرفاً خرید و فروش آپارتمان نیست. ساخت هر واحد مسکونی دهها فعالیت اقتصادی را به حرکت درمیآورد. بنابراین هرگاه ساختوساز متوقف شود، عملاً زنجیره بزرگی از اشتغال نیز متوقف میشود.
او ادامه میدهد: یکی از مهمترین دلایل بیرونقی بازار مسکن، کاهش شدید قدرت خرید مردم است. درآمد خانوارها در سالهای اخیر متناسب با افزایش قیمت مسکن رشد نکرده است. در بسیاری از شهرها قیمت یک واحد مسکونی طی چند سال چند برابر شده اما حقوق و دستمزد چنین رشدی نداشته است.
تسهیلات ساخت و خرید مسکن دیگر پاسخگوی قیمتهای فعلی نیست
امیری همچنین بی ثباتی اقتصادی را عاملی موثر در کاهش سرمایه گذاری دانسته و اظهار میدارد: وقتی نرخ ارز، تورم و هزینههای تولید دائماً در حال تغییر است، سازنده نمیتواند برآورد دقیقی از هزینه نهایی پروژه داشته باشد. این نااطمینانی باعث میشود بسیاری از پروژهها یا آغاز نشوند یا در میانه راه متوقف شوند.
او همچنین به مشکلات نظام بانکی اشاره میکند و میگوید: تسهیلات ساخت و خرید مسکن دیگر پاسخگوی قیمتهای فعلی نیست. سقف وامها فاصله زیادی با قیمت واقعی مسکن دارد و نرخ سود نیز برای بسیاری از متقاضیان سنگین است. در نتیجه نه سازنده منابع مالی کافی در اختیار دارد و نه خریدار توان ورود به بازار را پیدا میکند.
درآمد این کارگران کاملاً وابسته به وجود پروژه ساختمانی است
این کارشناس اقتصادی در ادامه میگوید: اما رکود در بازار ساخت و ساز کشور علاوه بر اینکه عامل مهمی در کند شدن رشد اقتصادی به شمار میآید، قربانیانی هم به دنبال خواهد داشت.
خسرو امیری تاکید میکند: کارگران ساختمانی نخستین گروهی هستند که آثار رکود را با تمام وجود احساس میکنند. برخلاف بسیاری از مشاغل، درآمد این کارگران کاملاً وابسته به وجود پروژه ساختمانی است. اگر پروژهای وجود نداشته باشد، درآمدی هم وجود ندارد.
او ادامه میدهد: اکنون بسیاری از کارگران روزها و حتی هفتهها در میدانهای کار منتظر میمانند اما هیچ کارفرمایی برای استخدام آنها مراجعه نمیکند. برخی تنها چند روز در ماه موفق به کار میشوند که این میزان درآمد حتی پاسخگوی اجاره خانه آنها هم نیست.
بخش زیادی از کارگران ساختمانی فاقد قرارداد دائمی هستند / بسیاری از کارگران ساختمانی به دلیل کاهش درآمد، حتی توان پرداخت حق بیمه یا هزینههای درمانی را ندارند
این کارشناس اقتصادی با بیان این مطلب که نبود امنیت شغلی مهمترین مشکل این قشر است، میگوید: کارگر ساختمانی ممکن است امروز مشغول کار باشد اما فردا هیچ پروژهای پیدا نکند. به همین دلیل برنامهریزی برای زندگی، پرداخت اجاره، هزینه تحصیل فرزندان و درمان تقریباً غیرممکن شده است.
امیری درباره وضعیت درمان نیز توضیح میدهد: بسیاری از کارگران ساختمانی به دلیل کاهش درآمد، حتی توان پرداخت حق بیمه یا هزینههای درمانی را ندارند. این در حالی است که شغل آنها یکی از پرحادثهترین مشاغل کشور محسوب میشود و کوچکترین حادثه میتواند خانوادهای را با بحران جدی مالی روبهرو کند.
او اضافه میکند: در فصلهایی از سال که معمولاً فعالیتهای ساختمانی کاهش پیدا میکند، مشکلات چند برابر میشود. بسیاری از خانوادههای کارگری ناچار میشوند از هزینه تغذیه، درمان یا آموزش فرزندان خود بکاهند تا بتوانند اجاره خانه را پرداخت کنند.
کارگران ساختمانی سهم بزرگی در توسعه شهرها دارند اما نخستین گروهی هستند که از چرخه اشتغال حذف میشوند
خسرو امیری تاکید میکند: در کنار رونق پروژههای عمرانی، باید حمایتهای اجتماعی از کارگران ساختمانی افزایش یابد. این کارگران در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری به حمایت نیاز دارند. بسیاری از آنها حتی پسانداز چندانی ندارند و با چند هفته بیکاری، زندگیشان دچار بحران میشود. لازم است پوشش بیمهای این قشر تقویت شود، روند بیمهپردازی تسهیل شود و حمایتهای معیشتی در دورههای رکود افزایش یابد.
او در پایان میافزاید: کارگران ساختمانی سهم بزرگی در توسعه شهرها دارند اما هنگام رکود، نخستین گروهی هستند که از چرخه اشتغال حذف میشوند. اگر برای این وضعیت برنامهریزی نشود، علاوه بر مشکلات اقتصادی، آسیبهای اجتماعی نیز افزایش خواهد یافت.