به گزارش تجارت نیوز، در دوران جنگ، باشگاه های ورزشی نه تنها با کاهش شدید درآمدهای سنتی خود مواجه میشوند، بلکه با مجموعهای از مشکلات پیچیده و چندوجهی دست و پنجه نرم میکنند که بقای آنها را به طور جدی تهدید میکند.
فروپاشی درآمدهای حاصل از بلیتفروشی و روز مسابقه
از بین رفتن درآمدهای حاصل از بلیتفروشی، یکی از اولین و ملموسترین ضربات اقتصادی است که به باشگاه های ورزشی وارد میشود. محدودیتهای امنیتی و ممنوعیت تجمعات یکی از دلایل آن است؛ چرا که دولتها برای جلوگیری از حملات احتمالی و حفظ امنیت، برگزاری تجمعات بزرگ را ممنوع یا محدود میکنند.
از سوی دیگر، در دوران جنگ، بهویژه در محدودههای نزدیک به مناطق درگیر یا شهرهای استراتژیک، خاموشی شبانه برای جلوگیری از هدفگیری آسان توسط دشمن اعمال میشود که برگزاری مسابقات در عصر یا شب را غیرممکن میسازد.
نقصان جمعیت تماشاگران هم یکی دیگر از این دلایل است و مشکلات مربوط به سوخت، خرابی زیرساختها و اولویتدهی به جابجایی نیروها و تجهیزات نظامی، رفت و آمد تماشاگران به ورزشگاهها را بسیار دشوار یا غیرممکن میسازد.
بهعنوان مثال، در طول جنگ جهانی دوم، بسیاری از ورزشگاههای شهرها در بریتانیا و اروپای شرقی یا خالی ماندند یا بهعنوان مراکز پشتیبانی نظامی، پناهگاه موقت یا حتی بازداشتگاه مورد استفاده قرار گرفتند. این امر باعث شد درآمدهای حاصل از فروش بلیت که شریان اصلی بسیاری از باشگاهها بود، به طور کامل قطع شود.
ناپدید شدن یا کاهش شدید حامیان مالی (اسپانسرها)
شرکتها و صنایع، اولین نهادهایی هستند که در دوران جنگ با بحران مالی روبرو میشوند و ناگزیر از کاهش یا حذف هزینههای غیرضروری، از جمله حمایتهای مالی ورزشی، خواهند بود.
در این خصوص، کاهش سودآوری صنایع یکی از این دلایل است و بسیاری از صنایع تولیدی یا خدماتی، به دلیل تحریمها، کمبود مواد اولیه، تخریب زیرساختها یا تغییر خط تولید به سمت نیازهای جنگی، دچار افت شدید درآمد میشوند.
به این عامل باید تغییر اولویتهای سرمایهگذاری را هم اضافه کرد؛ چرا که شرکتها سرمایههای خود را به سمت صنایعی مانند صنایع دفاعی، غذایی، پزشکی سوق میدهند که در دوران جنگ اولویت دارند.
توقف فعالیت شرکتهای خارجی
بسیاری از حامیان مالی بینالمللی، فعالیت خود را در کشورهای درگیر جنگ متوقف میکنند؛ چرا که برندهای لوکس یا شرکتهای خدماتی که معمولا حامیان مالی باشگاههای بزرگ هستند، در دوران جنگ با کاهش شدید تقاضا روبرو میشوند. برای مثال پس از آغاز جنگ جهانی اول و دوم، بسیاری از قراردادهای حمایتی باشگاههای اروپایی با شرکتهای خودروسازی، تولیدکنندگان لوازم خانگی یا برندهای پوشاک که تولیدشان تحت تأثیر جنگ قرار گرفته بود، لغو یا معلق شد.
کاهش ارزش تجاری و بازاریابی
از سوی دیگر، جنگ، جذابیت تجاری ورزش را بهشدت تحت تاثیر قرار میدهد، زیرا باشگاهی که قادر به برگزاری مسابقات منظم نیست یا بازیکنان کلیدی خود را از دست داده، ارزش برند تجاری خود را از دست میدهد. از سوی دیگر، در شرایطی که جامعه درگیر بحران بقاست، توجه به مسائل ورزشی و سرگرمی کاهش مییابد. ضمن این که پوشش رسانهای مسابقات ممکن است محدود شود یا کیفیت آن کاهش یابد.
افزایش هزینههای عملیاتی و نگهداری
افزون بر این، با وجود کاهش درآمدها، برخی هزینهها در دوران جنگ نه تنها کاهش نمییابند، بلکه ممکن است افزایش نیز پیدا کنند. بهعنوان مثال، ورزشگاهها و کمپهای تمرینی نیازمند نگهداری هستند، حتی اگر بلااستفاده بمانند؛ حفظ بازیکنان کلیدی، یا پرداخت حقوق به کادر فنی در شرایط عدم فعالیت، بار مالی سنگینی است.
بحران ارزی و انتقال پول
در بسیاری از جنگها، تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای بانکی، انتقال پول به ویژه به صورت بینالمللی را دشوار میسازد. بهعنوان مثال، باشگاهی که بازیکن خارجی خریداری میکند یا مربی خارجی استخدام میکند، در دوران جنگ با مشکل جدی در پرداخت دستمزد ارزی مواجه میشود. ضمن اینکه انتقال پول از یک کشور درگیر جنگ به کشوری دیگر، ممکن است به دلیل تحریمها یا محدودیتهای بانکی، سالها به طول بینجامد یا غیرممکن شود.
در مجموع باید گفت چالشهای مالی دوران جنگ برای باشگاههای ورزشی، ابعاد گستردهای دارد که فراتر از یک یا دو مانع ساده است. این چالشها شامل فروپاشی کامل مدلهای درآمدی سنتی، از دست دادن حامیان مالی، کاهش ارزش تجاری و افزایش هزینهها میشود. از این رو، عبور از این مرحله، نیازمند استراتژیهای بقا، حمایتهای دولتی و گاهی اتکا به منابع غیرمتعارف است.
گزارشهای بیشتر را در صفحه ورزشی بخوانید.