به گزارش تجارت نیوز، آمارها نشان میدهد ایران از نظر توان پزشکی در حوزه پیوند عضو، ظرفیت قابل توجهی دارد و مراکز درمانی کشور سالانه صدها عمل پیچیده پیوند انجام میدهند. به گفته مسئولان حوزه سلامت، در سال گذشته بیش از هزار و ۱۰۰ مورد انواع پیوند عضو در کشور انجام شده است؛ آماری که نشاندهنده توان علمی و تخصصی نظام درمانی در این حوزه است. با این حال، فاصله میان تعداد بیماران نیازمند پیوند و تعداد اعضای اهدایی همچنان زیاد است. هزاران بیمار در کشور در صف انتظار دریافت عضو هستند و برخی از آنها هرگز فرصت رسیدن به پیوند را پیدا نمیکنند.
این در حالی است که کارشناسان معتقدند ظرفیت بالقوه اهدای عضو در ایران به مراتب بیشتر از وضعیت فعلی است. سالانه هزاران مورد مرگ مغزی در کشور رخ میدهد، اما تنها بخشی از این موارد به اهدای عضو منجر میشود. شکافی که ریشه آن فقط در مسائل پزشکی نیست؛ بلکه به عوامل فرهنگی، روانی، اجتماعی و حتی ساختاری بازمیگردد.
در بسیاری از موارد، خانوادهها در لحظه تصمیمگیری هنوز مرگ مغزی را بهعنوان «پایان قطعی زندگی» نپذیرفتهاند. برخی امیدوارند بیمار به زندگی بازگردد، برخی دچار تردیدهای مذهبی یا اخلاقی میشوند و برخی نیز به دلیل ناآگاهی یا بیاعتمادی، از رضایت به اهدای عضو خودداری میکنند. همین تردیدها، فرصت نجات جان چند بیمار را از بین میبرد.
در شرایطی که روزانه تعدادی از بیماران در صف انتظار پیوند جان خود را از دست میدهند، این پرسش همچنان مطرح است که چرا فرهنگ اهدای عضو در ایران هنوز به یک رفتار عمومی و پذیرفتهشده اجتماعی تبدیل نشده است؟ موانع اصلی کجاست و چه تجربههایی در جهان توانسته این مسیر را هموار کند؟
سالانه بین ۵ تا ۸ هزار مورد مرگ مغزی در ایران رخ میدهد / از این تعداد، حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر از نظر پزشکی قابلیت اهدای عضو دارند
بر اساس آمارهای تخصصی، سالانه بین ۵ تا ۸ هزار مورد مرگ مغزی در ایران رخ میدهد. از این تعداد، حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر از نظر پزشکی قابلیت اهدای عضو دارند، اما تعداد مواردی که در نهایت به اهدای واقعی منجر میشود، به مراتب کمتر است.
حدود ۲۵ هزار بیمار ایرانی در صف انتظار پیوند عضو قرار دارند / روزانه ۷ تا ۱۰ نفر از این بیماران، پیش از رسیدن نوبت پیوند، جان خود را از دست میدهند
در سال گذشته بیش از ۱۱۰۰ مورد انواع پیوند عضو در کشور انجام شد. هرچند این عدد نسبت به سالهای گذشته نشاندهنده حرکت رو به جلو در حوزه پیوند است، اما در برابر تعداد بیماران نیازمند، همچنان کافی نیست. برآوردها نشان میدهد حدود ۲۵ هزار بیمار ایرانی در صف انتظار پیوند عضو قرار دارند و گفته میشود روزانه ۷ تا ۱۰ نفر از این بیماران، پیش از رسیدن نوبت پیوند، جان خود را از دست میدهند.
این اعداد نشان میدهد که مساله اهدای عضو فقط یک موضوع درمانی نیست؛ بلکه مسالهای حیاتی برای نظام سلامت و جامعه است.
بسیاری از خانوادهها تصور میکنند مرگ مغزی همان کماست و هنوز احتمال بازگشت وجود دارد
فائزه محمدی، روانشناس اجتماعی در این باره به تجارتنیوز میگوید: لحظهای که پزشکان خبر مرگ مغزی را به خانواده اعلام میکنند، خانواده هنوز وارد مرحله پذیرش فقدان نشده است. ذهن آنها در وضعیت انکار، شوک و امید کاذب قرار دارد. در چنین شرایطی درخواست اهدای عضو، از نظر روانی بسیار دشوار است.
او توضیح میدهد: بسیاری از خانوادهها تصور میکنند مرگ مغزی همان کماست و هنوز احتمال بازگشت وجود دارد. همین سوءبرداشت باعث میشود احساس کنند اگر رضایت بدهند، در واقع خودشان به پایان زندگی عزیزشان تن دادهاند. این احساس گناه یکی از مهمترین موانع روانی در اهدای عضو است.
برخی خانوادهها نگرانند که مبادا اعضا به شکل عادلانه تخصیص پیدا نکند یا تصورات نادرستی درباره سوءاستفاده وجود دارد
این روانشناس اجتماعی در ادامه اظهار میدارد: بخشی از مخالفتها نیز ریشه در ترسهای پنهان اجتماعی دارد. برخی خانوادهها نگرانند که مبادا اعضا به شکل عادلانه تخصیص پیدا نکند یا تصورات نادرستی درباره سوءاستفاده وجود دارد. حتی اگر این نگرانیها پایه علمی نداشته باشد، در تصمیمگیری خانواده اثر میگذارد.
بسیاری از مردم هنوز تفاوت میان «کما» و «مرگ مغزی» را نمیدانند / در ایران هنوز آموزش عمومی کافی درباره مرگ مغزی نداشتهایم
یکی از اصلیترین مشکلات در ایران، ناآگاهی عمومی درباره مفهوم مرگ مغزی است. بسیاری از مردم هنوز تفاوت میان «کما» و «مرگ مغزی» را نمیدانند.
در کما، برخی فعالیتهای مغزی باقی میماند و احتمال بازگشت بیمار وجود دارد، اما در مرگ مغزی، تمامی عملکردهای مغز بهطور غیرقابل بازگشت از بین رفته است و بیمار از نظر پزشکی فوت شده محسوب میشود.
فائزه محمدی در این باره میگوید: ما در ایران هنوز آموزش عمومی کافی درباره مرگ مغزی نداشتهایم. بسیاری از خانوادهها در همان لحظه اول با واژهای روبهرو میشوند که درباره آن هیچ شناختی ندارند. طبیعی است که در چنین شرایطی واکنش دفاعی نشان دهند.
چرا ایرانیها کارت اهدای عضو نمیگیرند؟ / بر اساس آمارهای رسمی تنها حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد ایرانیها اعلام کردهاند که تمایل به اهدای عضو دارند
مساله فقط لحظه مرگ مغزی نیست. حتی در سطح جامعه نیز هنوز اهدای عضو به یک تصمیم از پیش تعیینشده برای بسیاری از مردم تبدیل نشده است. مسئولان انجمن اهدای عضو ایرانیان میگویند تنها حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد ایرانیها اعلام کردهاند که تمایل به اهدای عضو دارند. این در حالی است که این رقم در برخی کشورها به چند برابر میرسد.
روانشناس اجتماعی در این باره توضیح میدهد: در جامعه ما صحبت درباره مرگ هنوز یک تابو است. افراد از گفتوگو درباره وصیت، اهدای عضو یا تصمیمهای پس از مرگ پرهیز میکنند. همین سکوت، در لحظه تصمیم بحران ایجاد میکند.
او میافزاید: یکی دیگر از موانع کمتر گفتهشده، بیاعتمادی بخشی از جامعه به نظام درمانی است. اگرچه روند پیوند عضو در ایران تحت ضوابط سخت پزشکی و قانونی انجام میشود، اما برخی شایعات و تصورات نادرست باعث شده بخشی از جامعه نگرانیهایی درباره نحوه تخصیص عضو یا تشخیص مرگ مغزی داشته باشد.
مشکل این است که در لحظه تصمیم، آگاهی، آمادگی روانی و گفتوگوی قبلی وجود ندارد
در نهایت، اهدای عضو فقط یک اقدام پزشکی نیست؛ آزمونی برای فرهنگ همدلی و مسئولیت اجتماعی است. در کشوری که هزاران بیمار در انتظار پیوند عضو هستند و هر روز برخی از آنها فرصت زندگی را از دست میدهند، هر رضایت به اهدای عضو میتواند معنای واقعی «ادامه حیات» باشد.
فائزه محمدی در پایان میگوید: مردم ایران ذاتاً جامعهای همدل و نوعدوست هستند. مشکل این نیست که مردم مخالف نجات جان دیگران باشند؛ مشکل این است که در لحظه تصمیم، آگاهی، آمادگی روانی و گفتوگوی قبلی وجود ندارد. اگر این سه حلقه تقویت شود، اهدای عضو میتواند به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود.
کشورهای پیشرو چه کردهاند؟/ حضور تیمهای تخصصی گفتوگو با خانواده در بیمارستانها
برخی کشورها توانستهاند با ترکیب فرهنگسازی و اصلاح ساختار، نرخ اهدای عضو را به شکل چشمگیری افزایش دهند.
اسپانیا سالهاست بالاترین نرخ اهدای عضو جهان را دارد. راز موفقیت این کشور فقط قانون نیست؛ بلکه حضور تیمهای تخصصی گفتوگو با خانوادهها در بیمارستانها، آموزش عمومی گسترده و فرهنگسازی مستمر است.
در آمریکا ثبت رضایت برای اهدای عضو روی گواهینامه رانندگی انجام میشود و کمپینهای رسانهای بزرگی برای ترویج این فرهنگ وجود دارد.
انگلستان نیز با اجرای سیستم «رضایت مفروض» (مگر اینکه فرد مخالفت کرده باشد) توانست نرخ اهدای عضو را افزایش دهد.
کشور کرواسی هم نمونهای موفق از کشوری است که با اصلاح نظام شناسایی اهداکنندگان، جهش بزرگی در این حوزه ایجاد کرد.