به گزارش تجارت نیوز، در حالی که برآوردهای جدید از هزینه زندگی یک خانوار کارگری در شهرهای بزرگ مانند تهران از مرز ۹۰ میلیون تومان عبور کرده، حداقل دریافتی بسیاری از کارگران حتی به یکچهارم این رقم نمیرسد؛ شکافی که به گفته کارشناسان، دیگر تنها یک مساله مزدی نیست و به بحرانی اجتماعی برای خانوادههای کارگری تبدیل شده است.
فاصله میان آنچه یک خانواده کارگری برای گذران حداقلی زندگی نیاز دارد و آنچه در پایان هر ماه به عنوان دستمزد دریافت میکند، به یکی از عمیقترین شکافهای اقتصادی سالهای اخیر تبدیل شده است. اگر در سالهای گذشته بحث اصلی بر سر این بود که حداقل دستمزد تا چه اندازه میتواند هزینههای یک خانوار را پوشش دهد، امروز صورت مساله تغییر کرده است؛ چراکه رشد مستمر قیمت خوراک، اجاره مسکن، درمان، آموزش و حملونقل، هزینه زندگی را با سرعتی بسیار بیشتر از افزایش مزد بالا برده است.
مزد بالا رفت، اما سفره کوچکتر شد / اگرچه عدد حقوق روی فیشهای کارگران بزرگتر شده، قدرت خرید واقعی آنها لزوماً افزایش نیافته است
در سال ۱۴۰۵، حداقل مزد ماهانه کارگران به حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان رسید. با اضافه شدن حق مسکن، بن خواربار و سایر مزایای قانونی، مجموع دریافتی یک کارگر مجرد بدون سابقه حدود ۲۱ تا ۲۲ میلیون تومان و دریافتی کارگر متأهل دارای یک فرزند نزدیک به ۲۴ میلیون تومان محاسبه میشود .
این افزایش در ظاهر یکی از بزرگترین رشدهای دستمزد در سالهای اخیر به شمار میآید، اما کارشناسان معتقدند مقایسه درصد افزایش مزد با درصد افزایش هزینههای واقعی زندگی تصویر متفاوتی ارائه میکند.
اقلامی مانند گوشت، لبنیات، برنج، روغن، اجاره مسکن و خدمات درمانی در بسیاری از مناطق رشدهایی به مراتب بالاتر از نرخ افزایش دستمزد داشتهاند. بنابراین اگرچه عدد حقوق روی فیشهای کارگران بزرگتر شده، قدرت خرید واقعی آنها لزوماً افزایش نیافته است.
خانواده دیگر با مساله مدیریت بودجه روبهرو نیست بلکه با مساله حذف نیازها مواجه است
فرزاد شهریاری، کارشناس اقتصاد خانواده، در اینباره به تجارتنیوز شکاف میان مزد و معیشت را صرفاً یک مساله کارگری نمیداند و معتقد است پیامدهای آن به ساختار خانواده منتقل شده است.
او میافزاید: وقتی هزینه زندگی یک خانوار به حدود ۹۰ میلیون تومان میرسد اما درآمد اصلی خانواده کمتر از ۲۵ میلیون تومان است، خانواده دیگر با مساله مدیریت بودجه روبهرو نیست؛ بلکه با مساله حذف نیازها مواجه است.
این کارشناس اقتصاد خانواده اظهار میدارد: خانوادههای کارگری در سالهای اخیر ابتدا هزینه تفریح، سفر و خریدهای غیرضروری را حذف کردند. در مرحله بعد، آموزشهای جانبی فرزندان، پوشاک و حتی برخی مواد غذایی از سبد مصرفی آنها حذف شد. اکنون بسیاری از خانوارها به مرحلهای رسیدهاند که هزینههای درمانی را نیز به تعویق میاندازند.
او ادامه میدهد: وقتی خانوادهای برای پرداخت اجاره خانه، خرید مواد غذایی و هزینه رفتوآمد مشکل دارد، طبیعی است که مراجعه به پزشک، آزمایش یا درمان دندانپزشکی را عقب بیندازد. این تصمیم شاید در کوتاهمدت به کاهش هزینه کمک کند، اما در بلندمدت هزینههای بیشتری به خانواده و نظام سلامت تحمیل میکند.
فشار اقتصادی روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار داده است
شهریاری خاطرنشان میکند: فشار اقتصادی همچنین روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار داده است. افزایش ساعات کار، اشتغال همزمان زن و مرد، خستگی مزمن و نگرانی دائمی درباره هزینهها، تنش در خانوادههای کمدرآمد را افزایش داده است.
او میافزاید: وقتی والدین بخش عمده انرژی خود را صرف تأمین هزینههای اولیه میکنند، زمان و توان کمتری برای تربیت فرزندان و روابط عاطفی باقی میماند. به همین دلیل بحران معیشت را نباید فقط با شاخصهای اقتصادی سنجید؛ این بحران آثار اجتماعی و روانی گستردهای دارد.
افزایش حق مسکن در فیش حقوقی اگرچه از نظر عددی مثبت است، اما در برابر رشد اجارهبها تأثیر محدودی دارد
در میان هزینههای خانوار، مسکن همچنان بیشترین سهم را دارد. در بسیاری از کلانشهرها، اجاره یک واحد کوچک میتواند بیش از نیمی از درآمد یک کارگر را مصرف کند.
کارشناس اقتصاد خانواده در اینباره میگوید: وقتی بیش از ۵۰ یا حتی ۶۰ درصد درآمد صرف مسکن میشود، عملاً امکان برنامهریزی اقتصادی از بین میرود. خانواده فقط تلاش میکند ماه را به پایان برساند.
او میافزاید: افزایش حق مسکن در فیش حقوقی اگرچه از نظر عددی مثبت است، اما در برابر رشد اجارهبها تأثیر محدودی دارد. حق مسکن سه میلیون تومانی در بسیاری از شهرهای بزرگ تنها بخش کوچکی از هزینه واقعی اجاره را پوشش میدهد.
این روند در بلندمدت میتواند آثار جدی بر سلامت کودکان و سالمندان داشته باشد
یکی دیگر از پیامدهای کاهش قدرت خرید، تغییر الگوی مصرف غذایی است. فرزاد شهریاری با اشاره به این مطلب میگوید: خانوادهها معمولاً مصرف مواد غذایی را یکباره کاهش نمیدهند؛ ابتدا کیفیت سبد غذایی را تغییر میدهند. گوشت قرمز کمتر میشود، لبنیات کاهش پیدا میکند و مواد غذایی ارزانتر جایگزین میشوند.
او هشدار میدهد: این روند در بلندمدت میتواند آثار جدی بر سلامت کودکان و سالمندان داشته باشد. قبلاً خانواده کارگری شاید هفتهای یک یا دو بار گوشت میخرید. امروز برای بسیاری از خانوادهها خرید گوشت به مناسبتهای خاص محدود شده است. این یعنی تورم فقط جیب مردم را خالی نکرده، بلکه سفره آنها را هم تغییر داده است.
اقتصادی که برای تأمین حداقلهای زندگی، افراد را به دو یا سه شغل همزمان وادار کند، در واقع هزینه ناکارآمدی خود را به خانواده منتقل کرده است
در سالهای اخیر، گسترش مشاغل دوم میان کارگران به پدیدهای فراگیر تبدیل شده است. رانندگی اینترنتی، کارهای خدماتی، فروش آنلاین و مشاغل پارهوقت بخشی از راهکار خانوادهها برای جبران کسری بودجه شدهاند. اما کارشناسان معتقدند این راهحل نمیتواند پایدار باشد.
فرزاد شهریاری میگوید: اقتصادی که برای تأمین حداقلهای زندگی، افراد را به دو یا سه شغل همزمان وادار کند، در واقع هزینه ناکارآمدی خود را به خانواده منتقل کرده است. افزایش ساعات کار ممکن است درآمد را کمی بالا ببرد، اما هزینههای پنهانی مانند خستگی، بیماری و کاهش کیفیت زندگی را نیز افزایش میدهد.