به گزارش تجارت نیوز، جنگ هوایی در خاورمیانه بیسروصدا با دقت در حال بازتجهیز است. طی سال گذشته، راکتهای ۷۰ میلیمتری هدایتشونده با لیزر APKWS II – که در اصل برای تبدیل راکتهای غیرهدایتشونده به سلاحهای دقیق هوا به سطح طراحی شده بودند – به ستون فقرات نیروی هوایی آمریکا در مقابله با تهدیدات هوایی کوچک و کمهزینه بدل شدهاند. آنچه ابتدا یک راهکار اضطراری در میدان بود، اکنون به دکترین رسمی تبدیل شده است: جنگندهها و هواگردهای تهاجمی بهطور معمول به پرتابهای راکتهای هدایتشونده مجهز میشوند تا با ازدحام پهپادها و موشکهای کروز مقابله کنند.
اهرم نظامی اقتصادی
منطق این انتخاب ساده است. موشکهای پیشرفته هوا به هوا بسیار گران و از نظر تعداد محدود هستند. یک موشک AIM-120 AMRAAM حدود یک میلیون دلار قیمت دارد و AIM-9X Sidewinder چند صد هزار دلار. در مقابل، بخش هدایت APKWS II تنها بین ۱۵ تا ۲۰ هزار دلار هزینه دارد (برخی برآوردها تا ۳۵ هزار دلار رسیده) و کل راکت ۷۰ میلیمتری (هدایت + موتور + کلاهک) تنها چند هزار دلار بیشتر. این فناوری یک راکت معمولی را به ابزار رهگیری دقیق و ارزان تبدیل میکند. در آسمانی که بیش از پیش با پهپادهای انتحاری و کوچک اشباع شده، این معادله بهوضوح به نفع حامیانی است که میتوانند دهها شلیک دقیق داشته باشند، نه صرفا چند موشک میلیون دلاری.
شکافهایی که پر شد
این سیستم ابتدا روی F-16 مستقر شد و سپس روی F-15E و A-10 Thunderbolt II و بالگردهای AH-64 Apache تعریف شد. اگرچه بالگردهای UH-60 و MH-60 بیش از یک دهه پیش این سیستم را آزمایش کرده بودند، ادغام مدرن همچنان روی هواگردهای بال ثابت و تهاجمی متمرکز است. راکتها از غلافهای هفتتایی شلیک میشوند که میتوان آنها را روی یک آویزگاه نصب کرد.
این قابلیت به هواگردهایی مانند استرایک ایگل امکان میدهد دهها راکت حمل کنند و همچنان جایگاههایی برای موشکهای دیگر باقی بماند. این انعطافپذیری بارگذاری، پرواز را قادر میسازد همزمان هم جنگ هوایی متعارف و هم دفاع در برابر ازدحام پهپادی را پوشش دهد، بدون وابستگی به موشکهای ارزشمند و کمیاب.
از نظر تاکتیکی، APKWS II شکاف خطرناک در حوزه توانمندی را پر میکند. در حمله بزرگ ایران به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ – زمانی که گزارش شد جنگندهها ذخایر موشکی خود را در تعقیب پهپادها تمام کردند – فرماندهان با یک معضل مواجه شدند: یا خطر اتمام ذخایر موشکهای گرانقیمت را بپذیرند یا با بمبهایی که برای اهداف هوایی کوچک مناسب نبودند، حملات را ادامه دهند. راکتهای لیزری گزینهای میانی ارائه دادند: دقت در برابر اهداف کوچک و مانورپذیر با کسری از هزینه و با انبار مهمات عمیقتر و لجستیک سادهتر.
پاشنه آشیل هدایتگرهای لیزری
البته APKWS II همه چالشها را حل نمیکند. هدایت لیزری آنها نیازمند خط دید مستقیم یا نشانهگذار خارجی است، گزارهای که نبرد در فواصل بلند یا در شرایط جوی نامناسب را دشوار میسازد. تلاشها برای توسعه – شامل جستوجوگرهای دومد با حسگرهای فروسرخ – به دنبال گسترش محدوده درگیری و کاهش وابستگی به نشانهگذاران خارجی هستند. حتی علیرغم این پیشرفتها، راکتها ذاتا کوتاهبرد باقی میمانند و برای مقابله با تهدیدات دوربرد (BVR) همچنان نیاز به موشکهای کلاسیک و شبکههای حسگر وجود خواهد داشت.
موفقیت APKWS II روند دموکراتیزهشدن دفاع هوایی را سرعت بخشیده است، به بیانی دیگر تسلیحات هدایتشونده نسبتا ارزان، امکان ایجاد معماریهای دفاعی لایهای و توزیعشده را برای متحدان و شرکا واقعیتر کردهاند. این امر پیامدهای بزرگی در زمینه صادرات و همکاریهای نظامی دارد. کشورها و نیروهای دریایی و هوایی که عملکرد آمریکا را رصد میکنند – و برخی پلتفرمهای متحدان که در حال بررسی هستند – احتمالا این مسیر را دنبال خواهند کرد و سطح پایه دفاعی در ائتلافها را بالا میبرند، در حالیکه محاسبات تهدید برای دشمنان تغییر میکند.
از نظر صنعتی نیز این تغییر به همان اندازه به نفع شرکتهای سازنده حسگر و جستجوگر است که به نفع تولیدکنندگان موتورهای راکتی. ارتقاهایی نظیر فیوز مجاورتی، الگوریتمهای هدایت بهبود یافته و جستجوگرهای فروسرخ برای تبدیل این راهکار کوتاهبرد به یک توانمندی هوابههوای قوی و قابلاعتماد حیاتی خواهند بود. برای آمریکا و شرکایش، آزمون بعدی گسترش تولید و یکپارچهسازی این سیستمها روی پلتفرمهای مختلف است.
از منظر حقوقی و دکترین درگیری نیز نیاز به بازنگری وجود دارد. بهکارگیری مهمات هوا به زمین در نقش هوا به هوا، پرسشهایی درباره گواهی مهمات، برنامهریزی خسارات جانبی و ایمنی استفاده ایجاد میکند؛ بهویژه در فضاهای هوایی شلوغ که هواپیمایی غیرنظامی و زیرساختهای غیررزمی حضور دارند. آموزش، فرماندهی و کنترل و ادغام با شبکههای دفاع هوایی گستردهتر باید به موازات تکامل یابند.
تلاشهای جهانی مقابله با پهپاد
پدیده APKWS درسی کلی از جنگهای اخیر برجسته میکند: تهدیدات نامتقارن هوایی نیازمند انطباق خلاقانه هستند. وقتی دشمنان ابزارهای ارزان و مختلکننده تولید میکنند، مدافعان یا باید موشکهای گرانقیمت را خرج یا راهکارهای ارزانتر را ابداع کنند. APKWS II نمونهای از گزینه دوم است؛ راهحلی اقتصادی، سریع و موثر که محاسبات عملیاتی را تغییر میدهد و برای پیشرفتهای بزرگتر زمان میخرد؛ از حسگرهای پیشرفته گرفته تا رهگیرهای چندلایه و شبکههای مقاوم.
این روند منحصر به نیروی هوایی آمریکا نیست. ارتشها و نیروهای نظامی در مناطق مختلف و حتی بخشهای غیرنظامی با ابتکار یا بازاستفاده از فناوریها در برابر چالشهای روزافزون جنگ پهپادی واکنش نشان دادهاند.
به عنوان نمونه، در اوکراین از رادارهای دوران جنگ سرد، توپهای ضدهوایی و موشکهای تغییرکاربری دادهشده استفاده کردهاند. نیروی دریایی آمریکا نیز آزمایش لیزرهای کشتیمحور برای نابودی پهپادها با هزینهای بسیار کمتر از موشک، با مزیت داشتن انبار مهمات عمیق را در دستور کار قرار داده است. علاوه بر این هند هم پس از حمله پهپادی به پایگاه هوایی جامو در ۲۰۲۱، دکترین ضدپهپاد شامل پارازیت، سلاحهای سبک و نمونههای لیزری بومی را تدوین کرد.
چین نیز توسعه سامانههای چندلایه ترکیبی از رادار، جنگ الکترونیک و موشکهای ارزان برای مقابله با پهپادها که اکنون به خریداران خارجی هم عرضه میشوند را در دستور کار قرار داده است.
وقتی معادلات هوایی تغییر میکند
راکتهای هدایتشونده ارزان هرگز جایگزین موشکهای پیشرفته نخواهند شد، اما ماموریت هواگردهای تاکتیکی را دگرگون میکنند و ابزاری مقیاسپذیر و مقرونبهصرفه در برابر تهدید پهپادها ارائه میدهند. این تغییر نشاندهنده تحول دکترینال است: دقت دیگر فقط در انحصار تسلیحات میلیوندلاری نیست، بلکه میتواند با هزینهای بسیار کمتر و در حجم بالا تامین شود.
آنچه در آینده تعیینکننده خواهد بود، نه سامانه تسلیحاتی منفرد، بلکه تعادل میان هزینه، سازگاری و تابآوری است. اگر دشمنان به اشباع آسمان با پهپادهای ارزان ادامه دهند، برتری نهایی شاید از آنِ طرفی نباشد که پیشرفتهترین موشکها را دارد، بلکه نصیب کسی میشود که سریعتر نوآوری کرده و عاقلانهتر خرج کند.
داستان APKWS تنها یک فصل از تحول گستردهتر پدافند هوایی است؛ یادآوری این واقعیت که در عصر پهپاد، برتری نظامی بهاندازه برد و کشندگی، به صرفهجویی مالی و خلاقیت نیز وابسته است. پرسش فوری این است: آیا ارتشها و بخشهای غیرنظامی میتوانند این سازگاریها را بهسرعت گسترش دهند، پیش از آنکه فناوری پهپادی باز هم پیشرفت کرده و معادله هزینه را تغییر دهد؟