به گزارش تجارت نیوز، حاشیههای ایجادشده درباره قرارداد رامین رضائیان با استقلال، در شرایطی است که مدیران باشگاه استقلال پیشتر وجود بند فسخ در قرارداد او را تایید کرده بودند؛ جایی که علی تاجرنیا، رئیس هیاتمدیره و سرپرست وقت مدیرعاملی استقلال، گفته بود در قرارداد رضاییان برای هر دو طرف امکان فسخ پیشبینی شده و در صورت فراهم شدن شرایط، بازیکن میتواند با پرداخت مبلغ تعیینشده از باشگاه جدا شود.
اما حالا خود رضاییان در برنامه «فوتبال برتر» مدعی شده است در ابتدا قرار بوده مبلغ فسخ قرارداد بین ۵ تا ۱۰ میلیارد تومان باشد، ولی با تصمیم مدیران باشگاه این رقم در نهایت به ۱۰۰ میلیون تومان کاهش یافته است. اگر این روایت با متن قرارداد مطابقت داشته باشد، این پرسش به میان میآید که چرا باشگاه استقلال چنین حق خروج ارزانی را برای یک بازیکن تحت قرارداد خود ایجاد کرده است؟
۱۰۰ میلیون تومان در برابر چه چیزی؟
برای درک ابعاد اقتصادی موضوع کافی است رقم اعلامشده را با ارزش قراردادی بازیکن مقایسه کنیم. در گزارشهای مالی باشگاه استقلال که بر اساس اطلاعات سامانه کدال مورد بررسی قرار گرفته، درباره پیشپرداخت قرارداد رضاییان نیز ارقام قابل توجهی مطرح شده و حسابرس خواستار ارائه اسناد مربوط به پرداخت پیشپرداخت شده است.
از سوی دیگر، در مقطعی گزارشهایی درباره ارزش بالای قرارداد رضاییان منتشر شد؛ هرچند جزئیات دقیق قرارداد و اجزای پرداختی آن باید از اسناد رسمی باشگاه و قرارداد قابل احراز باشد. بنابراین اگر بازیکنی که برای جذب، تمدید یا حفظ او دهها میلیارد تومان منابع مالی درگیر شده، بتواند با پرداخت تنها ۱۰۰ میلیون تومان قراردادش را ترک کند، باشگاه عملا ریسک خروج بازیکن را به قیمت بسیار پایینی واگذار کرده است.
به زبان اقتصاد ورزش، باشگاه در چنین قراردادی باید میان دو موضوع توازن ایجاد کند: «امنیت سرمایهگذاری باشگاه» و «انعطافپذیری بازیکن برای تغییر تیم». اگر این تعادل برقرار نباشد، قرارداد به جای آنکه ابزار مدیریت ریسک باشد، به ابزار انتقال ریسک از باشگاه به بازیکن تبدیل میشود.
همهچیز به کام رامین؟
از منظر اقتصادی، ساختار چنین قراردادی را میتوان به نفع رامین رضاییان ارزیابی کرد؛ چرا که این بازیکن هم از مزایای قرارداد با استقلال برخوردار است و هم ظاهرا هزینه خروجش بسیار پایین تعیین شده است. یعنی اگر شرایط حضور در استقلال مطلوب باشد، بازیکن میتواند بماند و از قرارداد خود استفاده کند؛ اما اگر پیشنهاد جذابتری از یک باشگاه داخلی یا خارجی دریافت کند، با پرداخت مبلغی بسیار محدود امکان خروج خواهد داشت. این دقیقا همان جایی است که مفهوم اختیار خروج در قراردادهای ورزشی اهمیت پیدا میکند.
این در شرایطی است که در یک قرارداد حرفهای، باشگاه باید ارزش اقتصادی بازیکن، سن، احتمال انتقال، عملکرد، وضعیت بازار، هزینه جایگزینی و اهمیت بازیکن برای تیم را در تعیین بند فسخ لحاظ کند. از این رو بند فسخ باید بخشی از استراتژی مدیریت دارایی انسانی باشگاه باشد. بنابراین اگر بازیکن برای باشگاه ارزش بالایی دارد، بند خروج بسیار پایین میتواند موجب شود تمام ریسک افزایش ارزش بازیکن متوجه باشگاه باشد و بخش عمده منافع افزایش ارزش نصیب بازیکن شود.
چرا استقلال کوتاه آمد؟
اینجا مهمترین پرسش پرونده خروج رامین رضائیان از باشگاه استقلال شکل میگیرد: چه دلیلی وجود داشته که مدیران استقلال حاضر شدهاند مبلغ فسخ را تا این اندازه پایین تعیین کنند؟
اگر استدلال باشگاه این بوده که رضاییان در زمان امضای قرارداد دیگر ارزش فنی گذشته را ندارد، باز هم این تصمیم نیازمند توضیح است؛ چرا که اگر باشگاه واقعا معتقد بوده ارزش اقتصادی بازیکن پایین است، اساسا چرا قرارداد جدید با او منعقد شده و چرا منابع مالی قابل توجهی برای حفظ او اختصاص یافته است؟ و اگر باشگاه معتقد بوده رضاییان بازیکن باارزشی است، تعیین حق فسخ بسیار پایین با این ارزیابی سازگار نیست.
اتفاقا اظهارات مدیران استقلال نیز نشان میدهد نگاه باشگاه به رضاییان کاملا منفی نبوده است؛ چرا که تاجرنیا پیشتر گفته بود رضاییان از سرمایههای باشگاه محسوب میشود و حتی شخصا با جدایی او مخالف بوده است. در نتیجه، اینجا یک تناقض مدیریتی هم شکل میگیرد؛ از یک سو بازیکن «سرمایه باشگاه» معرفی میشود و از سوی دیگر، اگر ادعای رضاییان درباره رقم ۱۰۰ میلیون تومان صحیح باشد، خروج این سرمایه با هزینهای ناچیز امکانپذیر شده است.
مساله فقط رضاییان نیست
باشگاه استقلال امروز یک باشگاه بورسی است و تصمیمهای قراردادی آن دیگر فقط مساله مدیرعامل، سرمربی و هواداران نیست؛ این تصمیمها به سهامداران و ساختار اقتصادی باشگاه نیز مربوط میشود.
بررسی صورتهای مالی استقلال نشان داده است این باشگاه با افزایش شدید هزینهها، بدهیهای قابل توجه و مشکلات نقدینگی مواجه است. در گزارش مربوط به مجمع باشگاه، هزینههای ثبتشده در پایان تیر ۱۴۰۴ حدود ۱۳۰۰ میلیارد تومان اعلام شده که نسبت به دوره مشابه رشد قابل توجهی داشته است. در چنین شرایطی، مدیریت قرارداد بازیکنان باید دقیقتر از گذشته باشد. باشگاهی که با کمبود منابع مواجه است نمیتواند بهسادگی حقوق اقتصادی ناشی از قراردادهای خود را ارزان واگذار کند. به بیان سادهتر، استقلال پول کافی برای اشتباهات قراردادی ندارد.
چه کسی هزینه تصمیمات اشتباه را میدهد؟
اگر امروز رضاییان با ۱۰۰ میلیون تومان از استقلال جدا شود و فردا با یک باشگاه دیگر قراردادی چند ده میلیاردی یا حتی ارزی امضا کند، باشگاه استقلال چه چیزی به دست آورده است؟ پاسخ ظاهری ممکن است این باشد که باشگاه از هزینه دستمزد یک بازیکن خلاص شده است. اما پاسخ اقتصادی کاملتر نیازمند محاسبه «هزینه فرصت» است.
بر این اساس باید گفت باشگاه باید حداقل چهار موضوع را محاسبه کند: نخست، هزینه جایگزینی بازیکن؛ دوم، احتمال افت فنی تیم در صورت جدایی؛ سوم، هزینه جذب بازیکن جدید؛ و چهارم، ارزش احتمالی انتقال یا درآمدی که میتوانست از حفظ یا فروش بازیکن به دست آورد.
اگر مجموع این منافع از مبلغی که بازیکن برای فسخ میپردازد بیشتر باشد، باشگاه عملا یک دارایی را کمتر از ارزش اقتصادی آن واگذار کرده است.
تناقضی که باید شفاف شود
در این میان نکته قابل توجه دیگر اینکه درباره رقم بند فسخ رضاییان در ماههای گذشته اعداد بسیار متفاوتی مطرح شده است. برخی گزارشها از رقمهایی بسیار بالاتر سخن گفته بودند و حتی رقم ۱۰۰ میلیارد تومان نیز در برخی رسانهها مطرح شد، در حالی که مدیران باشگاه بعدا از «مبلغ کم» برای فسخ صحبت کردند. همین تفاوت روایتها ضرورت انتشار یا شفافسازی مفاد مالی قرارداد را بیشتر میکند.
البته تا زمانی که متن قرارداد یا سند رسمی باشگاه منتشر نشود، نمیتوان با قطعیت گفت رقم واقعی فسخ دقیقا ۱۰۰ میلیون تومان است؛ چرا که رقم ۱۰۰ میلیون تومان در حال حاضر ادعای مطرحشده از سوی رضاییان است و باید با سند قرارداد تطبیق داده شود.
گزارشهای بیشتر را در صفحه ورزشی بخوانید.