به گزارش تجارت نیوز، در سالهای اخیر با پدیدهای به نامِ کاهش تمایل نسل جدید (یا همان نسلZ) به بیمهشدن مواجهیم. برخی دلیل فقدان تمایل این نسل به کار رسمی و بیمهشده را نبود شناخت از سازوکارهای بیمهای و نگرش کوتاهمدت به زندگی و فقدان افق در ذهنی برای دوره میانسالی و کهنسالی ارزیابی میکنند. با این وجود، برخی کارشناسان حوزه روابط کار و تامین اجتماعی نگرشی متفاوت دارند و بازار کار را مقصر اصلی میدانند.
احسان سهرابی (فعال کارگری و عضو پیشین شورای عالی حفاظت فنی وزارت کار) در این ارتباط توضیح میدهد: نسلZ و به ویژه متولدین دهه هشتاد خورشیدی، با تمام ضعفها و قوتها و تمایزهایی که با نسلهای قبل خود دارند، یک ویژگی خاص دارند و آن سواد اجتماعی و اقتصادی بالاست. آنها همچنین به شدت تجربهگرا بوده و آزمون و خطای پرداخت حق بیمه و بیمهشدن را در نسل پدر و مادر خود به وضوح میبینند.
وی افزود: وقتی پدر و پدربزرگ یک فرد متولد سال ۱۳۸۰ مدام در خانه از ناکافی بودن مستمری بازنشستگی خود میگوید و یک مادر بازنشسته از درمان تامین اجتماعی و بیمه سلامت گله میکند و از سی سال پرداخت حق بیمه پشیمان است، نمیتوان انتظار داشت که نسلZ نگاه مثبتی به پدیده بیمه اجتماعی داشته باشد. قاعدتاً این پرسش در ذهن آنها ایجاد میشود که آیا این صندوق توانسته پس از اخذ سالها حق بیمه و صرف هزینههای اداری فراوان، درمان، مستمری و خدمات ازکارافتادگی و سایر مزایای رفاهی را به شیوهای مناسب و مطلوب، برای بیمه شده فراهم کند؟ پاسخ به این سوال قاعدتاً تصمیم نسلZ را نسبت به آیندهی شغلی، تحت تاثیر قرار میدهد.
سهرابی با اشاره به این موضوع که ما فعالان کارگری نسبت به چالشهای سازمان تامین اجتماعی و ضعفهای آن آگاه هستیم، گفت: این امر حق قانونی فرد است که بیمه شود یا نشود. خود بنده به عنوان بیمه شده سازمان تامین اجتماعی با سالها سابقه کار، باید اعتراف کنم اگر راهی برای انتخاب صندوق بیمهای دیگری داشتم، قطعاً صندوقی دیگر را انتخاب میکردم.
این فعال کارگری تصریح کرد: مهمترین چیزی که وجود دارد و نسل Z برایش بسیار مهم است، حق انتخاب است. من باید انتخاب کنم که چه طرح بیمهای در کدام صندوق به چه نحوی، خواستههای من را پوشش دهد و در یک محیط شفاف، باید اینکه با پول من چه میکنند، کاملاً مشخص باشد.
او در ادامه اضافه کرد: دیگر نمیتوان به نسل جدید و متولد دهه هشتاد توضیح داد که باید بهعنوان بیمه شده در صندوقی حق بیمه بدهد که قرار است در آینده ماهی ۱۰۰ دلار بهعنوان مستمری به او بدهد و سود شرکتهای شستای این صندوق که برای حفظ ارزش داراییهای بیمهشده فعال هستند، با وجود حدود ۲۰۰ شرکت بزرگ، حتی یک درصد هزینههای صندوقی که در آن پول ریختید را هم نمیدهد!
این عضو پیشین شورای عالی حفاظت فنی تاکید کرد: دادن تسهیلات به موقع، مستمری کافی و به موقع، تکریم ارباب رجوع و مواردی از این دست، برای نسلی که دیگر قربانی انحصارات نیست و خود انتخاب میکند، امری ضروری است. وقتی جوانی میگوید من در ماه یک گرم طلا خریداری میکنم و پس از ۳۰ سال، با داشتن حداقل نیمکیلو طلا، یک آپارتمان کوچک برای دوران پیری خریداری میکنم، نمیتوانید او را از این اقدام منصرف و مجبور به تحمل شرایط یک سازمان بیمهگر اجتماعی ناکارآمد کنید!
به اعتقاد این فعال کارگری، از جوان نسل جدید این انتظار نمیرود که به سازمانی که ثبات مدیریت آن هرگز به دو سال نمیرسد (و اخیراً با برکناری مدیرعامل تامین اجتماعی در بیست ماهگی دوره مدیریت خود مجدداً این حقیقت تلخ ثابت شد) اعتماد داشته باشد.
سهرابی در ادامه خاطرنشان کرد: ما باید انتظار داشته باشیم این نسل جدید که بهعنوان نسل Z در پلتفرمها فعال است یا کارهای فریلنسری و خویشفرما را میپسندد و یا اینکه در شرکتهای دیجیتال مشاغل پر انعطاف دارد، اشکال و فرمهای جدیدی از خدمات بیمهای را بپذیرد. ما هنوز در ایران برای پلتفرمها و سکوهای اینترنتی یک نظام جامع بیمهای تعریف نکردهایم؛ آن وقت ما انتظار داریم نسل جدید که میبیند سازمان جهانی کار پیرامون چنین مشاغلی کنوانسیون الزام آور تصویب کرده و در ایران هنوز هیچ خبری نیست، به موسسات بیمهای و سازمان تامین اجتماعی اعتماد کند. وقتی زور تامین اجتماعی به دولت نرسیده و برای تامین هزینهها دست در جیب بیمه شده میکنند، ممکن است نسل قبلی صبر پیشه کند، اما در نسل جدید ماجرای مطالبهگری و حقخواهی کاملاً متفاوت و شدیدتر است.
سهرابی در ادامه اظهار کرد: این مدیران موسسات و سازمانهای بیمهای ما هستند که باید مطابق با شرایط روز تغییر کنند و یک ذهنیت خوب در خاطره نسلها از بیمه و تامین اجتماعی بهجا بگذارند. ما نباید توپ را صرفاً در زمین مردم بیندازیم. سوء مدیریتها باید رفع شود و خدمات ارتقاء یابد و شرط چنین اصلاحاتی، رقابت و تخصصگرایی است. بر نسل جدید با شیوههای قدیمی نمیتوان حکمرانی کرد و انتظار داشت با بیماریهای سخت در دوران پیری، هیچ ادعایی نسبت به جایی که به آن حق بیمه دادند، نداشته باشند.
این فعال کارگری در پایان گفت: باید بپذیریم واقعیتهای تلخ جامعه با فرهنگسازی قابل پوشیده شدن و پنهانسازی نیست. وقتی سازمانی برای گرفتن رای اعتماد یک وزیر یا رای آوردن، شعار متناسبسازی میدهد ولی در عمل انتظارات انجام نمیگیرد، نباید انتظار داشته باشد که این نسل که بهتر از قبلیها حساب و کتاب بلد است، در برابر این کارها سکوت کند. اگر صندوقها خود را تغییر ندهند، جوانان قطعاً به سمت بیمه تامین اجتماعی یا دیگر صندوقهای دولتی نخواهند رفت و در نتیجه آیندهی نظام تامین اجتماعی ایران بحرانیتر خواهد شد.
منبع: ایلنا