سید مجید موسوی فرمانده موشکی ایران با شروع عملیات نصر علیه رژیم صهیونیستی صریح و روشن میگوید: باید «میدان، خیابان و دیپلماسی» را به هم پیوند زد تا دشمن از صحنه خارج شود و عزت و اقتدار برای ایران و ملتهای آزاده رقم بخورد. پیش از او نیز قالیباف بارها بر همین سهضلعی تأکید کرده بود.
ما و فقط هم ما حق داریم هر رطب و یابسی را به هم ببافیم و از تریبون و رسانه فریاد کنیم. اگر کسی گفت این دروغها تان راست نیست قبول نداریم، اگر گفت اشتباه اشتباه میگوئید باید پدرش راهم دربیاوریم چون دچار خطای محاسباتی شده است!
یکی از مسائل موجود در جامعه انقلابی، بحث از یک جماعت نفوذی در ساختار حکمرانی کشور است که بی وقفه در حال تخریب شرایط درونی، خیانت به انقلاب و کشور، ضربه به منافع و... هستند. اما وقتی پرسیده میشود که این جماعت دقیقا چه کسانی هستند و کجا مشغول خرابکاری هستند، کسی از آنها پاسخ مشخصی نمیدهد.
در ماههای اخیر، شاید پرتکرارترین توصیهای که از سوی رهبر شهید مطرح شده بود، ضرورت حفظ همبستگی ملی و پرهیز از دوقطبیسازی در جامعه بود. تأکید اصلی نیز بر این نکته قرار داشت که حتی اختلافنظرهای طبیعی، نباید به شکاف اجتماعی و نزاع داخلی منجر شود.
همین چند سال قبل بود که بحثهای بیهوده درباره رقابت میان میدان و دیپلماسی فضای سیاسی کشورمان را پر کرده بود مثل بحث بیهودهای که در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی درباره اینکه تعهد مهمتر است یا تخصص جریان داشت.
برخیها خیلی زودتر از آنچه تصور میشد به تنظیمات کارخانه برگشته اند! هنوز میدان در تب و تاب است و خیابان در التهاب، هنوز دشمن دارد دندانهایش را نشان میدهد اما برخیها این «هنوز» را نفهمیده فیل شان یاد هندوستانِ اختلاف کرده است.
آسیبشناسی تجمعات شبانه خیابان به نحوه رویکرد و عملکرد «برخی اهل سیاست» در برابر «خیابان مردم» برمیگردد و این آسیبشناسی، فقط قصه نقد نیست، قصه برخی غصههاست.
آزادی عقیده و بیان، حقی برای تمام مردم است که اولاً خدادادی است، ثانیاً قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی با صراحت و تأکید آن را حق آحاد اتباع ایرانی دانسته و ثالثاً ذات انسان نمیتواند از آن فاصله بگیرد و خود را از آن محروم بداند.
شرایط این جنگ با جنگ ۱۲روزه و حتی جنگ ۸ ساله با رژیم بعثی به کلی متفاوت است. صفآرایی آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی به همراه پایگاههای منطقهای، ایران را در مقابل جبههای بزرگ از دو لشکر مهیب و مستعمرات نهفته آن قرار داده است.
در آستانه یوم الله ۲۲ بهمن قرار داریم. ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم مستبد پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی است. ۴۷ سال از آن سال گذشته است. «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» سه آرمان اساسی مردم بود که با وحدت و همبستگی بینظیر با رهبری امام خمینی شکل گرفت.
شایعه و جریانهای تندرو همچون دو نوک یک پیکاناند که رابطهای مستقیم با یکدیگر دارند. در واقع، شایعه برای آنان ابزاری کمهزینه، اثرگذار و سریع است؛ ابزاری که سوپرانقلابیها با استفاده از آن میتوانند بدون ورود رسمی به میدان نقد کارشناسی، رقبای سیاسی خود را در موضع دفاعی قرار دهند
اسحاق جهانگیری سیاستورز باسابقه ایرانی را میتوان در تهخطی از اصلاحطلبها فرض کرد که در همسایگی جناح سیاسی اعتدالگرایان قرار دارد. به همین دلیل بود که حسن روحانی با تشخیص خود و شاید سفارشهای مرحوم اکبر هاشمیرفسنجانی در مقام معاون اول رئیسجمهور، دوره یازدهم ریاستجمهوری فعالیت خود را در سطحی بالا شروع کرد.
یک جامعهشناس میگوید: تندروها با صدای خشونتطلبانهای که دارند انسجام اجتماعی را دچار فروپاشی کرده و اجازه نمیدهند نیروها، عوامل، فضاها، مفاهیم و صداهای مبتنی بر انسجام ایجاد شود. این باعث میشود که مردم امکان توافق بر یک موضوع را نداشته باشند و تعارض فراگیر شود.
یکی از نشانههای فرسودگی سیاست در ایرانِ امروز، گرفتار شدن آن در چرخهای بیپایان از «نه»هاست؛ چرخهای که به جای خلق و اصلاح، تنها به انکار و درجا زدن میانجامد.
از گمانهزنی درباره چهرههای شاخص تا هجوم توییتری اطرافیان برای بازگشت به قدرت، روزنامه جوان هشدار میدهد این روند میتواند انسجام ملی را خدشهدار کند.
فحاشی و هتاکی بهعنوان ابزاری سیاسی از دوران پهلوی دوم تا امروز در ایران رواج داشته است. این رویه که با شعبان بیمخ آغاز شد، پس از انقلاب توسط مجاهدین خلق و سپس سلطنتطلبهای خارجنشین ادامه یافت و اکنون تندروهای داخلی نیز از آن برای حذف رقبا بهره میبرند.
در روزهایی که ایران با تهدیدات جدی منطقهای مواجه است، شاهد یکی از نادرترین پدیدههای اجتماعی-سیاسی هستیم، یکپارچگی مثالزدنی ملت ایران، فارغ از قومیت، دین، مذهب و گرایشهای سیاسی، در حمایت از موجودیت کشور و دفاع از کیان ملی. جنگ دوازدهروزه اخیر نهتنها عاملی برای تنش نبود، بلکه باعث تقویت پیوندهای ملی و روشن شدن خطوط مرز میان "ملت" و "اقلیت بیپروا" شد.