به گزارش تجارت نیوز، تأمین اجتماعی در سومین جلسه کمیته مزد مدعی شده است که بیش از «نه بیست و هفتم» منابع درمانی در این سازمان برای درمان بیمه شدگان هزینه میشود. این ادعا در حالی مطرح میشود که بسیاری از فعالان کارگری معتقدند اعداد اعلام شده کمتر از میزان تعیین شده در قانون است. البته شنیده ها حاکی از این است که نمایندگان کارگری حاضر در جلسه به هیچ عنوان زیر بار این آمار نرفتند، چرا که بر اساس گزارشهای رسمی سالهای گذشته، از جمله گزارشهای ارائهشده در کمیسیون اجتماعی مجلس، سهم هزینهکرد واقعی در حوزه درمان همواره کمتر از ۵ درصد بوده است و نه بیست و هفتمِ تعیین شده هیچ زمانی به صورت کامل به درمان تخصیص نیافته است. این ادعا شاید در ظاهر بتواند نشانهای از پایبندی سازمان تامین اجتماعی به قانون و مسئولیت اجتماعیاش تلقی شود، اما در عمل با تردیدهای جدی مواجه شده است.
فعالان کارگری معتقدند آنچه در عمل رخ میدهد، فاصلهای معنادار با متن قانون دارد. بهویژه برای بازنشستگانی که با حقوقهای حداقلی و مستمریهایی که اغلب زیر خط فقر قرار دارد، ناچارند هزینههای سنگین درمان را از جیب بپردازند؛ هزینههایی که نه بیمه پایه بهدرستی پوشش میدهد و نه بیمه تکمیلی بازنشستگان پاسخگوی آن است.
سیاستگذاری در حوزه بیمه تکمیلی بازنشستگان باید بر اساس «سطح درآمد و میزان نیاز درمانی» انجام شود، نه بر مبنای الگوهای یکسان
در کنار همه انتقادهایی که به ناکارآمدی بیمههای درمانی وارد میشود، موضوع دیگری که کمتر به آن پرداخته شده، ناتوانی بخش قابلتوجهی از بازنشستگان در پرداخت حق بیمه «تکمیلی طلایی» است؛ بیمهای که در تبلیغات بهعنوان کاملترین سطح پوشش درمانی معرفی میشود، اما در عمل برای بسیاری از بازنشستگان به کالایی لوکس و دستنیافتنی تبدیل شده است.
فریدون اسدی، کارشناس اقتصاد سلامت در اینباره به تجارتنیوز میگوید: بیمه تکمیلی طلایی اساساً بر مبنای توان پرداخت گروههای شاغل یا اقشار با درآمد متوسط به بالا طراحی شده است، نه بازنشستگانی که مستمری آنها اغلب کفاف هزینههای اولیه زندگی را هم نمیدهد.
او میافزاید: بازنشستگانی که توان مالی دارند، میتوانند با بیمههای کاملتر خدمات بهتری بگیرند، اما اکثریت بازنشستگان یا ناچارند به بیمههای حداقلی بسنده کنند یا بهطور کلی از بیمه تکمیلی انصراف دهند. این یعنی گروهی که بیشترین نیاز درمانی را دارند، کمترین سطح پوشش را دریافت میکنند.
این کارشناس اقتصاد سلامت تاکید میکند: سیاستگذاری در حوزه بیمه تکمیلی بازنشستگان باید بر اساس «سطح درآمد و میزان نیاز درمانی» انجام شود، نه بر مبنای الگوهای یکسان. اگر بیمه تکمیلی طلایی واقعاً قرار است ابزاری حمایتی باشد، باید سهم پرداختی بازنشستگان کاهش یابد و مابهالتفاوت آن از محل منابع پایدار تأمین شود.
اسدی هشدار میدهد: حذف ناخواسته بازنشستگان از پوششهای کاملتر درمانی، در بلندمدت هزینههای سنگینتری به نظام سلامت تحمیل میکند. وقتی بازنشسته بهدلیل نداشتن بیمه مناسب درمان را به تعویق میاندازد، بیماری مزمنتر و پرهزینهتر میشود. در نهایت، هم فرد آسیب میبیند و هم سیستم درمانی.
بیماری نه یک اتفاق، بلکه بخشی از زندگی روزمره بازنشستگان است / تجربه زیسته بازنشستگان نشان میدهد که دسترسی به درمان مناسب، ساده و کمهزینه نیست
از سوی دیگر برای بسیاری از بازنشستگان، بیماری نه یک اتفاق، بلکه بخشی از زندگی روزمره است. افزایش سن، فرسودگی ناشی از سالها کار سخت و شرایط نامناسب محیط کار، آنها را بیش از هر قشر دیگری به خدمات درمانی وابسته کرده است. با این حال، تجربه زیسته آنها نشان میدهد که دسترسی به درمان مناسب، ساده و کمهزینه نیست.
بیمه تکمیلی بازنشستگان در سالهای اخیر بهعنوان راهحلی برای جبران ضعفهای بیمه پایه معرفی شد. اما در عمل، مشکلات ساختاری، قراردادهای نامناسب با شرکتهای بیمهگر و تأخیرهای طولانی در پرداخت خسارتها، این بیمه را به یکی از اصلیترین گلایههای بازنشستگان تبدیل کرده است.
ادعای «نه بیستوهفتم»؛ عددی که محل مناقشه است / تأمین اجتماعی باید بهصورت دقیق و قابل راستیآزمایی اعلام کند که چه میزان از منابع درمانی صرف خدمات مستقیم به بیمهشدگان شده است
علی اشراق، فعال کارگری نیز درباره ادعای تامین اجتماعی در مورد هزینه کرد درمان به تجارتنیوز میگوید: مسئله فقط عدد و آمار نیست. سؤال این است که این هزینهکرد کجا و چگونه انجام میشود. وقتی بازنشسته برای یک آزمایش ساده یا داروی تخصصی مجبور است از جیب هزینه کند، یعنی منابع درمانی یا بهدرستی تخصیص داده نمیشود یا در جای دیگری مصرف میشود.
او اضافه میکند: شفافیت در این حوزه وجود ندارد. تأمین اجتماعی باید بهصورت دقیق و قابل راستیآزمایی اعلام کند که چه میزان از منابع درمانی صرف خدمات مستقیم به بیمهشدگان شده و چه بخشی در قالب هزینههای اداری، بدهیها یا قراردادهای غیرکارآمد از دست رفته است.
شکاف میان قانون و اجرا عمیق است / مشکل اصلی، نه فقط کمبود منابع، بلکه نحوه تخصیص و مدیریت آنهاست. طبق قانون، سهم درمان باید مشخص و غیرقابل تفسیر باشد
این فعال کارگری اظهار میدارد: مشکل اصلی، نه فقط کمبود منابع، بلکه نحوه تخصیص و مدیریت آنهاست. طبق قانون، سهم درمان باید مشخص و غیرقابل تفسیر باشد. اما در عمل، منابع تأمین اجتماعی بهدلیل بدهیهای انباشته دولت، هزینههای جاری بالا و مدیریت ناکارآمد، دچار انحراف میشود.
اشراق میافزاید: بیمه تکمیلی بازنشستگان نیز بهدلیل حق بیمه پایین و قراردادهای کوتاهمدت، نمیتواند پوشش مؤثری ارائه دهد. وقتی حق بیمه متناسب با هزینه واقعی درمان تعیین نمیشود، شرکت بیمهگر ناچار است یا تعهدات را کاهش دهد یا پرداختها را به تأخیر بیندازد. نتیجه آن چیزی است که امروز بازنشستگان تجربه میکنند.
او تأکید میکند: بدون اصلاح ساختار و شفافسازی مالی، صرف اعلام اعداد و درصدها نمیتواند اعتماد از دسترفته بیمهشدگان را بازگرداند.
درمان نباید کالایی شود / وقتی بیمهها ناکارآمد میشوند، عملاً درمان به یک کالا تبدیل میشود که هرکس پول بیشتری دارد، خدمات بهتری میگیرد
از نگاه فعالان کارگری، آنچه امروز در حوزه درمان بازنشستگان رخ میدهد، نشانهای از حرکت تدریجی به سمت کالایی شدن درمان است.
علی اشراق با اشاره به این مساله اظهار میدارد: وقتی بیمهها ناکارآمد میشوند، عملاً درمان به یک کالا تبدیل میشود که هرکس پول بیشتری دارد، خدمات بهتری میگیرد. این دقیقاً خلاف فلسفه وجودی تأمین اجتماعی است.
او ادامه میدهد: بازنشستگان بیشترین نیاز درمانی را دارند، اما کمترین توان مالی را. اگر قرار باشد آنها برای درمان دست به قرض، فروش دارایی یا صرفنظر از درمان بزنند، باید پرسید این همه سال پرداخت حق بیمه چه نتیجهای داشته است؟
پیامدهای اجتماعی درمان پرهزینه / شدید بیماریها، افزایش هزینههای درمانی و کاهش کیفیت زندگی
از طرف دیگر گرانی و دشواری دسترسی به درمان، فقط یک مسئله فردی نیست؛ بلکه پیامدهای اجتماعی گستردهای دارد. بسیاری از بازنشستگان بهدلیل ناتوانی مالی، درمان خود را به تعویق میاندازند یا بهطور کامل رها میکنند. این موضوع در بلندمدت باعث تشدید بیماریها، افزایش هزینههای درمانی و کاهش کیفیت زندگی آنها میشود.