به گزارش تجارت نیوز، تحولات اخیر خاورمیانه بار دیگر اهمیت یکی از حساسترین آبراههای جهان را برجسته کرده است. تنگه بابالمندب که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند، در سالهای گذشته به یکی از مهمترین مسیرهای انتقال کالا، انرژی و تجارت جهانی تبدیل شده است.
این تنگه که میان سواحل یمن و شاخ آفریقا قرار دارد، دروازه ورود کشتیها به کانال سوئز محسوب میشود. بخش بزرگی از تجارت میان آسیا و اروپا از این مسیر عبور میکند و روزانه میلیونها بشکه نفت، فرآوردههای نفتی، گاز طبیعی مایع و هزاران کانتینر کالای تجاری از آن میگذرد.
به همین دلیل هرگونه تهدید امنیتی در این منطقه میتواند پیامدهایی فراتر از خاورمیانه داشته باشد و مستقیماً بر اقتصاد جهانی تأثیر بگذارد.
حوثیها چه اعلام کردهاند؟
جنبش انصارالله یمن اعلام کرده است که کشتیهای مرتبط با اسرائیل دیگر اجازه عبور از مناطق تحت نفوذ این گروه در دریای سرخ را نخواهند داشت. این تصمیم در شرایطی اعلام شده که تنشها میان ایران و اسرائیل وارد مرحله تازهای شده و منطقه شاهد تبادل حملات نظامی و افزایش سطح درگیریها بوده است.
حوثیها این اقدام را «مرحله نخست» توصیف کردهاند و هشدار دادهاند در صورت تداوم یا گسترش درگیریهای منطقهای، ممکن است اقدامات دیگری نیز در دستور کار قرار گیرد.
اگرچه هنوز جزئیات اجرایی این تصمیم به طور کامل مشخص نشده است، اما همین اعلام موضع کافی بوده تا بازارهای جهانی، شرکتهای کشتیرانی و فعالان حوزه انرژی با دقت بیشتری تحولات دریای سرخ را دنبال کنند.
چرا دریای سرخ برای تجارت جهانی حیاتی است؟
دریای سرخ یکی از مهمترین شاهراههای دریایی جهان به شمار میرود. کشتیهایی که از شرق آسیا، چین، هند و کشورهای حاشیه اقیانوس هند به سمت اروپا حرکت میکنند، معمولاً از مسیر بابالمندب، دریای سرخ و کانال سوئز عبور میکنند.
این مسیر کوتاهترین و اقتصادیترین راه ارتباطی میان آسیا و اروپا محسوب میشود. هرگونه اختلال در این کریدور، شرکتهای کشتیرانی را مجبور میکند مسیر طولانیتری را از اطراف قاره آفریقا و دماغه امید نیک انتخاب کنند؛ مسیری که هزاران کیلومتر به طول سفر اضافه میکند و هزینه حملونقل را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
برخی برآوردها نشان میدهد تغییر مسیر کشتیها میتواند بین ۱۰ تا ۱۵ روز به زمان حمل کالا اضافه کرده و هزینه سوخت و بیمه را چندین برابر افزایش دهد.
بابالمندب و هرمز؛ دو گلوگاه تعیینکننده انرژی جهان
در سالهای اخیر، نام تنگه هرمز همواره به عنوان مهمترین گلوگاه انرژی جهان مطرح بوده است. اما اکنون بسیاری از کارشناسان معتقدند بابالمندب نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است.
تنگه هرمز مسیر اصلی صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس محسوب میشود، در حالی که بابالمندب مسیر حیاتی انتقال انرژی از دریای سرخ به بازارهای جهانی است.
همزمانی هرگونه اختلال در این دو آبراه میتواند تأثیرات گستردهای بر بازارهای انرژی داشته باشد. تحلیلگران هشدار میدهند که بیثباتی همزمان در هرمز و بابالمندب ممکن است باعث جهش قیمت نفت، افزایش هزینه حملونقل دریایی و تشدید فشارهای تورمی در اقتصاد جهانی شود.
وابستگی عربستان به دریای سرخ افزایش یافته است
یکی از دلایل حساسیت بالای بازار انرژی نسبت به تحولات دریای سرخ، تغییر مسیر صادرات نفت عربستان سعودی در سالهای اخیر است.
براساس ارزیابیهای صنعتی، بیش از ۷۰ درصد صادرات نفت خام عربستان اکنون از طریق بندر ینبع در ساحل دریای سرخ انجام میشود. این اقدام با هدف کاهش وابستگی به مسیرهای خلیج فارس و افزایش امنیت صادرات انرژی صورت گرفته است.
اما همین موضوع باعث شده هرگونه ناامنی در بابالمندب مستقیماً بر صادرات نفت بزرگترین تولیدکننده نفت جهان اثر بگذارد و نگرانیها درباره عرضه جهانی انرژی را افزایش دهد.
حوثیها چگونه به یک بازیگر مهم منطقهای تبدیل شدند؟
جنبش انصارالله یا حوثیها در دهه ۱۹۹۰ در شمال یمن شکل گرفت و ریشههای آن به جامعه زیدیهای این کشور بازمیگردد.
این گروه پس از تصرف صنعا، پایتخت یمن، در سال ۲۰۱۴ به یکی از بازیگران اصلی معادلات منطقه تبدیل شد. از آن زمان تاکنون، حوثیها نقش مهمی در تحولات امنیتی شبهجزیره عربستان و دریای سرخ ایفا کردهاند.
در سالهای اخیر، این گروه توانسته توانمندیهای نظامی خود را در حوزه پهپادها، موشکهای دوربرد و سامانههای دریایی توسعه دهد؛ موضوعی که باعث افزایش نگرانی کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی شده است.
تجربه اختلال در کشتیرانی دریای سرخ
پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، حوثیها حملات متعددی علیه کشتیهایی که به گفته آنها با اسرائیل ارتباط داشتند انجام دادند. این حملات موجب شد بسیاری از شرکتهای بزرگ کشتیرانی مسیر حرکت کشتیهای خود را تغییر دهند.
در نتیجه، بخش قابل توجهی از ناوگان تجاری جهان به جای عبور از کانال سوئز و دریای سرخ، مسیر طولانیتر اطراف آفریقا را انتخاب کرد. این موضوع هزینه حملونقل جهانی را افزایش داد و فشار بیشتری بر زنجیره تأمین بینالمللی وارد کرد.
در آن مقطع، ائتلافی از کشورهای غربی به رهبری آمریکا عملیات گستردهای را برای حفاظت از کشتیهای تجاری در دریای سرخ آغاز کردند تا امنیت این مسیر حفظ شود.
پیامدهای احتمالی برای اقتصاد جهانی
اگر محدودیتهای جدید در دریای سرخ گسترش یابد، آثار آن تنها به منطقه محدود نخواهد شد. افزایش هزینههای بیمه دریایی، رشد نرخ حملونقل، تأخیر در تحویل کالاها و افزایش قیمت انرژی از جمله پیامدهای احتمالی چنین وضعیتی خواهد بود.
اقتصاد جهانی که همچنان با چالشهای ناشی از تورم، بحرانهای ژئوپلیتیکی و اختلال در زنجیرههای تأمین مواجه است، نسبت به هرگونه تنش در گلوگاههای دریایی حساسیت بالایی دارد.
برخی مؤسسات بینالمللی هشدار دادهاند که تداوم ناامنی در دریای سرخ میتواند به افزایش قیمت کالاهای مصرفی، رشد هزینه واردات و کاهش سرعت تجارت جهانی منجر شود.
آیا بابالمندب به هرمز جدید تبدیل میشود؟
سوالی که امروز بسیاری از تحلیلگران مطرح میکنند این است که آیا بابالمندب میتواند به اندازه تنگه هرمز در معادلات ژئوپلیتیکی و انرژی جهان تأثیرگذار شود؟
واقعیت این است که اهمیت این آبراه در سالهای اخیر به شکل چشمگیری افزایش یافته است. وابستگی تجارت جهانی به کانال سوئز، افزایش صادرات نفت از دریای سرخ و نقش فزاینده یمن در معادلات امنیتی منطقه باعث شده بابالمندب از یک مسیر تجاری صرف، به یک نقطه راهبردی در سیاست بینالملل تبدیل شود.
اگر تنشهای منطقهای افزایش یابد، این تنگه میتواند به یکی از مهمترین نقاط بحرانی جهان تبدیل شود؛ نقطهای که سرنوشت بخشی از تجارت، انرژی و امنیت اقتصادی جهان به آن گره خورده است.
اعلام ممنوعیت عبور کشتیهای مرتبط با اسرائیل از دریای سرخ توسط حوثیها بار دیگر اهمیت راهبردی بابالمندب را در کانون توجه قرار داده است. این آبراه که یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی و تجارت جهانی محسوب میشود، اکنون بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی منطقه قرار گرفته است.
در شرایطی که بازارهای جهانی نسبت به هرگونه اختلال در تنگه هرمز حساس هستند، افزایش ناامنی در بابالمندب نیز میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد. آینده این منطقه به میزان زیادی به روند تحولات سیاسی و امنیتی خاورمیانه وابسته است، اما آنچه مسلم به نظر میرسد این است که بابالمندب دیگر تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین گرههای استراتژیک جهان تبدیل شده است.