هر درگیری طولانیمدت در خلیج فارس میتواند اقتصاد جهانی را با یکی از جدیترین آزمونهای انرژی روبهرو کند؛ اگر جنگ برای ماهها ادامه پیدا کند و تأسیسات تولید، پایانههای صادراتی و مسیرهای حیاتی کشتیرانی آسیب ببینند، پرسش مهمی مطرح میشود: آیا جهان میتواند بدون نفت خلیج فارس به مسیر خود ادامه دهد؟
اعلام ممنوعیت عبور کشتیهای مرتبط با اسرائیل از دریای سرخ توسط جنبش انصارالله یمن (حوثیها)، بار دیگر توجه جهان را به تنگه استراتژیک بابالمندب جلب کرده است.
در حالی که تنگه هرمز همواره به عنوان مهمترین گلوگاه انرژی جهان شناخته میشود، اکنون نام تنگه بابالمندب نیز بیش از هر زمان دیگری در محافل سیاسی و اقتصادی مطرح شده است.
اخیرا ماجرای توسعه دو خط لوله دوقلو با قطر ۵۶ اینچ که هر کدام ۵ میلیون بشکه در روز ظرفیت دارند مطرح شده است. این دو خط لوله مسیری از جنوب عراق طی میکنند، از کویت عبور میکنند، سپس نفت تولیدی عربستان و امارات را جمعآوری میکنند و در نهایت به دو بندر عمان، دقم و صلاله، میرسند.
بسیاری از تنشها و جنگها، اهداف اقتصادی را در کنار اهداف سیاسی دنبال میکنند. یکی از موضوعات مهم در روابط بینالملل، موضوع کریدورها و روابط ترانزیتی و تجاری کشورهاست. باید دید جایگاه ایران در جنگ کریدورها کجاست؟
بررسیها نشان میدهد هفت نفتکش سعودی پس از حمله اخیر حوثیهای یمن به دو ابرنفتکش در دریای سرخ، فرستندههای خود را خاموش کردهاند تا موقعیت مکانی آنها مشخص نباشد.
توقف حمل نفت عربستان سعودی از تنگه باب المندب در هفته گذشته، پرسشهای زیادی را درباره آسیبپذیری تجارت نفت از طریق چند گلوگاه آبی مهم در جهان برانگیخت.