هدف قرار گرفتن مسیرهای جایگزین انتقال نفت عربستان در کنار تشدید حملات در خلیج فارس و دریای سرخ، دکترین امنیت انرژی منطقه را با چالشی ساختاری مواجه کرده و با تضعیف اصل «افزونگی مسیرها»، هزینه و نااطمینانی صادرات نفت به بازارهای جهانی را افزایش داده است.
جنگ سودان از یک بحران داخلی به رقابتی منطقهای تبدیل و با پیوند خوردن شاخ آفریقا به خاورمیانه، دریای سرخ به کانون جدید منازعات ژئوپلیتیک میان عربستان، امارات و دیگر بازیگران تبدیل شده است.
جنگ ایران و خطر گسترش بحران، میتواند چین را که معمولا از مداخله در منازعات پرهیز میکند، به سمت ایفای نقش میانجی برای جلوگیری از تشدید درگیری و حفظ ثبات بازار انرژی سوق دهد.
سایه تداوم تنشهای منطقهای، افزایش هزینههای دفاعی، اختلال در مسیرهای صادرات انرژی و فشارهای مالی، اجرای طرح بلندپروازانه «چشمانداز ۲۰۳۰» عربستان را با چالشهای تازهای مواجه کرده و ریاض را به بازنگری در سرعت و مقیاس پروژههای تحول اقتصادی ناچار کرده است.
تداوم جنگ ایران و آمریکا در حال از بین بردن سازوکارهایی است که تاکنون مانع از وقوع بحران جهانی انرژی شدهاند؛ از این رو، بازگشت به مسیر دیپلماسی و دستیابی به توافقی جامع برای توقف درگیریها و تضمین امنیت مسیرهای حیاتی انرژی ضروری است.
تداوم محدودیت کشتیرانی در هرمز و تشدید اختلالات بابالمندب، تجارت کانتینری خلیج فارس را زمینگیر و با تحمیل مسیرهای جایگزین پرهزینه و طولانی، فشار بر زنجیره تأمین و قیمت کالاها را تشدید کرده است.
شکست آمریکا در برابر ایران، همزمان با شکاف در روابط عربستان و امارات و پیوند روزافزون خاورمیانه با آفریقا، نظم منطقهای را از رقابت سنتی تهران و واشنگتن به سوی معادلات چندلایه جدید سوق داده است.
همزمانی کنترل ایران بر تنگه هرمز و نفوذ حوثیها بر بابالمندب میتواند تهران و متحدانش را به اهرمهای تعیینکننده تجارت جهانی انرژی تبدیل کرده و فشار بر آمریکا و متحدانش را افزایش دهد.
هر درگیری طولانیمدت در خلیج فارس میتواند اقتصاد جهانی را با یکی از جدیترین آزمونهای انرژی روبهرو کند؛ اگر جنگ برای ماهها ادامه پیدا کند و تأسیسات تولید، پایانههای صادراتی و مسیرهای حیاتی کشتیرانی آسیب ببینند، پرسش مهمی مطرح میشود: آیا جهان میتواند بدون نفت خلیج فارس به مسیر خود ادامه دهد؟
اعلام ممنوعیت عبور کشتیهای مرتبط با اسرائیل از دریای سرخ توسط جنبش انصارالله یمن (حوثیها)، بار دیگر توجه جهان را به تنگه استراتژیک بابالمندب جلب کرده است.
در حالی که تنگه هرمز همواره به عنوان مهمترین گلوگاه انرژی جهان شناخته میشود، اکنون نام تنگه بابالمندب نیز بیش از هر زمان دیگری در محافل سیاسی و اقتصادی مطرح شده است.
اخیرا ماجرای توسعه دو خط لوله دوقلو با قطر ۵۶ اینچ که هر کدام ۵ میلیون بشکه در روز ظرفیت دارند مطرح شده است. این دو خط لوله مسیری از جنوب عراق طی میکنند، از کویت عبور میکنند، سپس نفت تولیدی عربستان و امارات را جمعآوری میکنند و در نهایت به دو بندر عمان، دقم و صلاله، میرسند.
بسیاری از تنشها و جنگها، اهداف اقتصادی را در کنار اهداف سیاسی دنبال میکنند. یکی از موضوعات مهم در روابط بینالملل، موضوع کریدورها و روابط ترانزیتی و تجاری کشورهاست. باید دید جایگاه ایران در جنگ کریدورها کجاست؟
بررسیها نشان میدهد هفت نفتکش سعودی پس از حمله اخیر حوثیهای یمن به دو ابرنفتکش در دریای سرخ، فرستندههای خود را خاموش کردهاند تا موقعیت مکانی آنها مشخص نباشد.
توقف حمل نفت عربستان سعودی از تنگه باب المندب در هفته گذشته، پرسشهای زیادی را درباره آسیبپذیری تجارت نفت از طریق چند گلوگاه آبی مهم در جهان برانگیخت.