به گزارش تجارت نیوز، کارشناسان خاورمیانه و انرژی در شورای روابط خارجی آمریکا در یک یادداشت مشترک، به تحلیل آثار حملات جدید آمریکا به ایران بر تنگه هرمز پرداختهاند. این یادداشت تصریح میکند، تفاهمنامه میان آمریکا و ایران، در اساس ابزاری بود که ترامپ برای باز کردن فوری تنگه هرمز به آن نیاز داشت تا خود را از شرایط وخیمی نجات دهد که تخلیه ذخایر راهبردی انرژی در آمریکا به وجود آورده بود.
این جمع کارشناسی معتقد است که با حملات اخیر آمریکا به ایران، اکنون این تفاهمنامه هم در مسیر فروپاشی قرار گرفته و ترامپ هم تصریح کرده است که آتشبس پایان یافته و این شرایط قطعا بحران در تنگه هرمز را تشدید خواهد کرد و بازار ملتهب انرژی را در معرض آزمون دشوار جدیدی قرار خواهد داد. در این یادداشت تأکید شده است که ایران اکنون تنگه هرمز را به صورت کامل از آن خود کرده، اما برای نگهداری این اهرم فشار، مجبور است هزینه پرداخت کند.
ایران تنگه هرمز را از آن خود کرد و برای حفظ آن باید هزینه بدهد
در ابتدای یادداشت توضیح میدهد که ایران در نتیجه جنگ، تنگه هرمز را مسدود ساخت و در عمل توانست این آبراه حیاتی را به اهرمی راهبردی در اختیار خود، تبدیل کند؛ به این معنا که تهران نشان داده هم اراده و هم توان لازم برای کنترل، انسداد یا مشروطسازی عبور از این تنگه را در اختیار دارد و قادر است بر بازار جهانی نفت و گاز اثر مستقیم بگذارد.
استدلال کارشناسان این است که ایران از یک سو با بستن تنگه نشان داده توان بازدارندگی در برابر یک نیروی نظامی قدرتمند را در اختیار دارد و از سوی دیگر، با طرح ایدههایی مانند «مدیریت آینده تنگه»، «خدمات دریایی»، «بیمه» یا «هزینه عبور»، میکوشد این دستاورد را به منبع درآمد پایدار تبدیل کند؛ درآمدی که حتی در برآوردهای گوناگون غربی نیز میتواند تا دهها میلیارد دلار در سال برسد.
با این حال، کارشناسان تأکید میکنند که حفظ چنین موقعیتی برای ایران بدون هزینه نخواهد بود و همزمان به عقیده این جمع کارشناسی، اگر تهران در اعمال کنترل بر هرمز زیادهروی کند، ممکن است کاهش وابستگی به هرمز سوق دهد. ایشان البته اعتراف میکنند که حرکت در مسیر جایگزینی، بسیار دشوار و دور از دسترس خواهد بود.
ترامپ با آتشبس و تفاهمنامه فقط میخواست خود را از انسداد تنگه هرمز نجات دهد
تیم کارشناسی سیافآر اعتراف میکند که تفاهمنامه آتشبس ترامپ با ایران هرگز قرار نبوده یک راهبرد منسجم برای حل مسئله هستهای، مهار توان نظامی ایران یا پایان پایدار جنگ باشد، بلکه در واقع تلاشی برای نجات خود ترامپ از بنبست پرهزینهای بود که با جنگ و بستهشدن تنگه هرمز ایجاد شده بود.
به عقیده ایشان، ترامپ پس از آنکه نتوانست اهداف اولیه واشنگتن را در جنگ محقق کند و مدام آنها را تغییر میداد و متوجه شد که برای بازگشایی هرمز گزینه نظامی، پرهزینه، نامطمئن و فاقد تضمین خواهد بود، درخواست آتشبس کرد تا مسئله را به یک معامله فوری بر سر عبور کشتیها تقلیل دهد.
بنابراین آتشبس نه از موضع پیروزی، بلکه از موضع اضطرار مطرح شد: کاخ سفید برای جلوگیری از جهش بیشتر قیمت انرژی، کاهش فشار بازارهای جهانی و کاستن از تبعات سیاسی و اقتصادی بحران، حاضر شد به ایران امتیاز بدهد تا مسیر تنگه ولو بهطور موقت باز شود. به همین دلیل، کارشناسان شورا این توافق را «توافق هرمز» میخوانند؛ توافقی که هدف اصلی آن خرید زمان و خروج ترامپ از فشار فوری بحران بود، بیآنکه مسئله اصلی یعنی کنترل ایران بر تنگه، تهدید کشتیرانی و آینده آزادی عبور در هرمز را واقعاً حل کرده باشد.
بازگشایی نظامی تنگه هرمز، نه تنها غیرممکن بود، بلکه نتیجه مطلوب هم به دنبال نمیداشت
نویسندگان سپس به تشریح این موضوع میپردازند که ترامپ به خوبی میدانست هیچ گزینه نظامی کمهزینه و مطمئن برای بازگشایی تنگه هرمز در اختیار ندارد. ایشان توضیح میدهند که قدرت دریایی، هوایی و نظامی آمریکا در تنگهای که در باریکترین نقطه خود حدود ۲۱ مایل عرض دارد، نمیتواند کاری از پیش ببرد؛
ایشان تأکید میکنند که ایران با استفاده از مینهای دریایی، پهپادها، موشکها و حملات پراکنده، عبور کشتیهای تجاری را مختل میکند و حتی اگر آمریکا ناوهای جنگی، هواپیماها، مینروبها و نیروهای زیادی را وارد عملیات کند، فقط یک حمله موفق به یک کشتی تجاری کافی است تا مالکان کشتیها و شرکتهای بیمه از عبور از هرمز خودداری کنند.
این جمع کارشناسی در نهایت استدلال میکند که حتی بازگشایی نظامی تنگه، با اتکا بر منابع عظیم و تلفات انسانی سنگین و خسارت به ناوها، بازهم تضمینی برای بازگشت اعتماد تجاری ایجاد نمیکرد. از این رو، ترامپ در برابر دو گزینه نامطلوب قرار گرفت: یا باید هزینه یک درگیری نظامی پرخطر را میپذیرفت، یا با دادن امتیاز و پرداخت نوعی «بهای سیاسی و اقتصادی» به ایران، بهطور موقت مسیر عبور کشتیها را باز میکرد؛ توافقی که از نگاه نویسنده، بیش از آنکه نشانه موفقیت دیپلماسی باشد، نتیجه گرفتار شدن واشنگتن در پیامدهای جنگی بود که خود آغاز کرده بود.
منبع: فارس