به گزارش تجارت نیوز، آنطور که کپلر گزارش داده، با وجود اینکه کشتیرانی همچنان از هر دو تنگه هرمز و بابالمندب ادامه دارد، اعتماد فعالان این حوزه به شرایط عملیاتی همچنان تحت فشار است. در ۲۱ ژوئیه، حجم تردد در هر دو گلوگاه به طور چشمگیری کاهش یافت، طوری که تعداد عبور شناورها از تنگه هرمز نسبت به روز قبل ۳۱ درصد کاهش یافت و به ۹ فروند رسید. همچنین تردد از بابالمندب نیز با کاهش ۳۴ درصدی به ۲۹ فروند رسید. این کاهش در حالی رخ داده که فضای امنیتی منطقه رو به وخامت است.
ثبت چهار مورد قطعی از تغییر مسیر و بازگشت کشتیها در نزدیکی خلیج عدن نشان میدهد که اپراتورهای کشتیرانی پس از تهدیدهای حوثیها علیه کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی، با احتیاط بیشتری عمل میکنند. همزمان، حملات دریایی تأییدشده در اطراف تنگه هرمز نیز ادامه دارد و این موضوع نگرانیها را تقویت کرده است که تداوم نااطمینانی در هر دو گلوگاه راهبردی منطقه میتواند تصمیمگیری درباره مسیرهای کشتیرانی را تغییر دهد، هزینههای حملونقل دریایی را افزایش دهد و موجب تداوم سطوح بالای صرف ریسک ژئوپلیتیکی در بازارهای انرژی شود.
همچنین روز چهارشنبه 31 تیر رویترز به نقل از دادههای مربوط به کشتیرانی عنوان کرد که چهار نفتکش امروز، چهارشنبه مسیر خود را در دریای سرخ تغییر دادند. همچنین هیات دریایی اتحادیه اروپا توصیه میکند که کشتیهای تجاری مرتبط با منافع اسرائیل، ایالات متحده یا عربستان سعودی تا زمان کاهش سطح تهدید، از عبور از دریای سرخ و خلیج عدن خودداری کنند.
با توجه به تشدید درگیریها در این دو آبراه راهبردی نیاز است که به اهمیت آنها و کشورهای وابسته به آنها پرداخته شود.
اهمیت هرمز و بابالمندب برای جهان
تنگه هرمز و بابالمندب دو حلقه حیاتی در شبکه تجارت دریایی جهان به شمار میروند و نقش آنها فراتر از یک مسیر عبور منطقهای است. تنگه هرمز تنها مسیر دسترسی دریایی کشورهای حاشیه خلیج فارس به آبهای آزاد محسوب میشود و بخش قابل توجهی از صادرات نفت خام، میعانات گازی و گاز طبیعی مایع جهان از این گذرگاه انجام میشود. در سوی دیگر، بابالمندب دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند و مسیر اصلی ارتباط دریایی میان آسیا و اروپا از طریق کانال سوئز را تشکیل میدهد. هرگونه اختلال در عملکرد این دو گذرگاه میتواند زنجیره تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
وابستگی اقتصاد جهانی به این دو گلوگاه باعث شده است که حتی تهدیدهای محدود یا حملات پراکنده نیز پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشند. در چنین شرایطی، شرکتهای کشتیرانی ممکن است برای کاهش ریسک، مسیرهای طولانیتری مانند دور زدن دماغه امید نیک را انتخاب کنند. این تصمیم زمان سفر را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد، مصرف سوخت را بالا میبرد و ظرفیت موثر ناوگان جهانی را کاهش میدهد. در نتیجه، هزینه حمل کالا و قیمت تمامشده بسیاری از محصولات در بازارهای جهانی افزایش مییابد.
بر اساس تازهترین دادههای آژانس بینالمللی انرژی، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ به طور متوسط ۴.۲ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی در روز از بابالمندب عبور کرده است. گرچه این رقم نسبت به سال ۲۰۲۳ که حدود ۹.۳ میلیون بشکه در روز بود کاهش قابل توجهی نشان میدهد، اما این افت بیش از آنکه ناشی از کاهش اهمیت این گذرگاه باشد، نتیجه حملات دریایی و تغییر مسیر کشتیها در دریای سرخ است. وابستگی کشورهای اروپایی به این مسیر برای واردات کالا از آسیا و همچنین وابستگی کشورهای آسیایی به صادرات از مسیر سوئز، باعث شده است هرگونه ناامنی در بابالمندب به سرعت بر هزینه حملونقل، نرخ بیمه دریایی و زنجیره تأمین جهانی اثر بگذارد.
کاهش تردد از بابالمندب همزمان با تهدید در هرمز
حال پس از درگیری میان آمریکا و ایران در تنگه هرمز و بستهشدن این آبراه راهبردی، مساله کاهش تردد از بابالمندب و تهدیدهای حوثیهای یمن، بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.
پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در اسفندماه و بسته شدن تنگه هرمز، اقتصاد جهانی تحت تاثیر قرار گرفت و بخش عظیمی از تجارت نفت، گاز، فرآوردههای پتروشیمی، کودهای کشاورزی و دیگر کالا محدود شد. این آبراه محل عبور حدود ۲۰ درصد مصرف روزانه نفت جهان و نزدیک به یکچهارم تجارت دریایی نفت است و اخلال در روند تجارت از این طریق، منجر به افزایش قیمت نفت، بنزین، ال.ان.جی، کودهای کشاورزی و… شد.
با این که این روند در زمان آتشبس کوتاه و شکننده میان ایران و آمریکا پایان یافت، اما پس از شروع دوباره درگیریها و کاهش عبور و مرور از تنگه هرمز، عبور و مرور از دیگر آبراه راهبردی یعنی بابالمندب نیز محدود شد. دلیل این موضوع به طور عمده تهدیدهای حوثیها علیه کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی عنوان شده و این مساله بار دیگر منجر به کاهش عبور و مرور و امتناع کشتیها از این آبراه پرریسک شده است.
لازم به ذکر است که اگر عبور کشتیها هم از تنگه هرمز و هم از بابالمندب متوقف شود، اقتصاد جهان بار دیگر با یک شوک همزمان انرژی و تجارت روبهرو میشود. چراکه بخش بزرگی از صادرات نفت و ال.ان.جی خلیج فارس به بازارهای جهانی نمیرسد و مسیر دریایی آسیا-اروپا از طریق کانال سوئز عملا مختل میشود و بار دیگر افزایشی در قیمت بسیاری از کالاها رخ میدهد. در چنین شرایطی خطر رکود و افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی نیز بالا میرود چراکه اخلال در این دو آبراه، قلب تجارت جهانی را هدف قرار میدهد؛ موضوعی که اقتصاد عمده کشورها به آن گره خورده است.
برای مطالعه بیشتر گزارش چگونه ژئوپلیتیک به عاملی تعیینکننده در بازار نفت تبدیل شد؟ را در تجارتنیوز بخوانید.