به گزارش تجارت نیوز، در ظاهر، توافق میان آمریکا و ایران درباره بازگشایی تنگه هرمز و تمدید آتشبس دستکم ۶۰ روزه، نشانهای از کاهش تنش در یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیک جهان به نظر میرسد. طبق این چارچوب اولیه، دو طرف درباره بازگشایی مسیر کشتیرانی، لغو محاصره دریایی بنادر ایران توسط آمریکا و آغاز مذاکرات فنی درباره برنامه هستهای تهران به تفاهم رسیدهاند. گفته شده امضای رسمی این توافق روز ۱۹ ژوئن در سوئیس انجام خواهد شد.
با این حال، این آرامش بیشتر به «وقفهای موقت» شباهت دارد تا پایان یک بحران. زیرا همزمان با کاهش تنش سیاسی، بازارها واکنشی سریع نشان دادند: نفت خام برنت در ۱۵ ژوئن به زیر ۸۳ دلار در هر بشکه سقوط کرد، والاستریت رشد کرد و شاخص نیکی ژاپن و کاسپی کره جنوبی هر کدام حدود ۵ درصد افزایش یافتند. دونالد ترامپ نیز در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که توافق نهایی شده و از نفتکشها خواست «موتورهای خود را روشن کنند».
بازار انرژی: سقوط نفت و واکنش سریع اقتصاد جهانی
نخستین واکنش به این توافق در بازار انرژی دیده شد. تنگه هرمز، که طبق برآوردها حدود یکچهارم تجارت جهانی نفت و حجم عظیمی از LNG و کود را عبور میدهد، بار دیگر به مرکز توجه تبدیل شد.
با وجود کاهش فوری قیمتها، کارشناسان انرژی هشدار میدهند که بازگشت واقعی جریان نفت و گاز به وضعیت عادی ممکن است ماهها طول بکشد. پاکسازی مینها به تنهایی بین ۴۰ تا ۵۰ روز زمان نیاز دارد. علاوه بر آن، هنوز صدها نفتکش در خلیج فارس سرگردان هستند و ۳۸ کشتی مرتبط با ژاپن در مسیرهای محدودشده گرفتار شدهاند.
در واقع، بازارهای مالی سریعتر از واقعیت فیزیکی عمل کردهاند. حتی اگر تنگه هرمز طبق برنامه باز شود، ریسک بیمه، هزینه حملونقل و نگرانیهای امنیتی همچنان بالاتر از سطح قبل از بحران باقی خواهد ماند.
واشنگتن: خرید آرامش با هزینه بلندمدت
برای آمریکا، این توافق یک دستاورد سیاسی کوتاهمدت محسوب میشود. کاهش قیمت نفت به کاهش فشار تورمی کمک میکند و از نظر سیاسی برای دولت آمریکا یک موفقیت قابل نمایش است. همچنین فرصتی ۶۰ روزه برای مذاکره درباره برنامه هستهای ایران ایجاد شده است.
اما مسئله اصلی اینجاست که واشنگتن در مقابل چه چیزی را پذیرفته است. گزارشها نشان میدهد ایران همچنان بر دریافت هزینههای خدماتی و حفظ نقش مدیریتی در تنگه هرمز تأکید دارد. حتی برخی منابع اشاره کردهاند که بازگشایی مسیر تحت «ترتیبات ایران» انجام خواهد شد.
اگر چنین باشد، آمریکا در عمل ثبات کوتاهمدت را با اهرم فشار بلندمدت ایران معامله کرده است؛ یعنی بحران پایان نیافته، بلکه فقط شکل آن تغییر کرده است.
ایران: تبدیل بحران به اهرم قدرت
برای ایران، این وضعیت نوعی دستاورد غیرمستقیم محسوب میشود. تهران نه جنگی تمامعیار را برده و نه عقبنشینی کامل کرده، اما موفق شده فشار اقتصادی جهانی را به ابزار مذاکره تبدیل کند.
ایران اکنون نشان داده که میتواند از یک نقطه کلیدی مانند تنگه هرمز برای اثرگذاری بر بازار جهانی انرژی استفاده کند. این تنگه بهتنهایی مسیر عبور حدود ۲۵ درصد نفت دریایی جهان است و اختلال در آن، بلافاصله بازار جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
به این ترتیب، حتی تهدید آینده ایران نیز اکنون وزن متفاوتی دارد، زیرا این بحران نشان داد که این ابزار واقعاً کار میکند.
اسرائیل: کاهش فشار، نه تغییر راهبرد
به گزارش فوربس، برای اسرائیل، این توافق بیشتر به معنای از دست رفتن شتاب استراتژیک است تا یک پیروزی یا شکست کامل. اسرائیل انتظار داشت فشار بر ایران ادامه یابد، اما اکنون واشنگتن اولویت را به کاهش تنش انرژی و ثبات بازار داده است.
در همین حال، مقامات اسرائیلی تأکید کردهاند که به عملیات دفاعی خود ادامه خواهند داد و به هیچ توافقی که در آن مشارکت نداشتهاند پایبند نیستند. این وضعیت نشان میدهد که آتشبس فعلی، لایهای از تنش را کاهش داده اما ساختار کلی بحران منطقهای را حفظ کرده است.
چین: برنده خاموش بحران
چین یکی از مهمترین بازیگران غیرمستقیم این بحران است. این کشور بزرگترین واردکننده نفت خلیج فارس محسوب میشود و در دوره اختلال، واردات خود را حدود ۴ میلیون بشکه در روز کاهش داده و به ذخایر داخلی متکی شده است.
پس از خبر آتشبس، شاخص CSI 300 چین حدود ۱.۹ درصد رشد کرد. برای پکن، این توافق به معنای کاهش هزینه انرژی و بازگشت به یک مسیر تأمین باثباتتر است. اما در سطح راهبردی، چین بار دیگر یاد گرفت که وابستگی انرژی میتواند به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود.
کشورهای خلیج فارس: آرامش موقت، نگرانی پایدار
برای کشورهای خلیج فارس، این آتشبس همزمان یک فرصت و یک هشدار است. از یک سو کاهش تنش به بهبود سرمایهگذاری، گردشگری و حملونقل کمک میکند. اما از سوی دیگر، تجربه اخیر نشان داد که امنیت صادرات انرژی تا چه اندازه شکننده است.
بر اساس گزارشهای بینالمللی، حتی اختلالات کوتاهمدت در تنگه هرمز میتواند به بازارهای ارز، بدهی و اقتصاد کشورهای در حال توسعه سرایت کند. به همین دلیل، کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات و قطر احتمالاً به جای کاهش هزینههای امنیتی، سرمایهگذاری در زیرساختهای جایگزین، ذخیرهسازی و مسیرهای صادراتی جدید را افزایش خواهند داد.
آرامش موقت در یک نقطه استراتژیک جهان
آتشبس میان آمریکا و ایران و بازگشایی احتمالی تنگه هرمز، اگرچه در کوتاهمدت باعث کاهش قیمت نفت و رشد بازارهای مالی شده، اما در واقع ساختار بحران را تغییر داده نه حل کرده است.
واشنگتن آرامش فوری خرید، ایران اهرم فشار خود را حفظ کرد، اسرائیل بخشی از شتاب سیاسی خود را از دست داد، کشورهای خلیج فارس با واقعیت جدیدی از ناامنی انرژی مواجه شدند و چین از یک دوره قیمت پایینتر بهره برد.
در نهایت، تنگه هرمز دیگر فقط یک گذرگاه حساس نیست؛ بلکه به یک ابزار آزمایششده قدرت ژئوپلیتیک تبدیل شده است. همین موضوع باعث میشود این آرامش بیشتر شبیه یک «وقفه در بحران» باشد تا پایان آن.