داستان‌های کوتاه حجره‌داران فرش تهران / بازاری که برخی غرفه‌هایش فروش داخلی ندارند (گزارش تصویری)

فرش از جمله کالاهایی است که در خانه اکثر ایرانی‌ها دیده می‌شود. به هرحال فرش هنر ایرانیان است و مردم ما نیز به شدت با آن مانوس هستند، اما گویا بازار فروش داخلی و حتی صادرات این محصول با‌ارزش، دچار رکود شده است.
داستان‌های کوتاه حجره‌داران فرش تهران / بازاری که برخی غرفه‌هایش فروش داخلی ندارند (گزارش تصویری)

به گزارش تجارت‌نیوز، بازار فرش تهران،بازاری است قدیمی واقع در مرکز شهر تهران. این بازار از جنوب به خیابان‌ مولوی، از شرق به خیابان مصطفی خمینی، از شمال به خیابان پانزده خرداد و از غرب به خیابان خیام منتهی می‌شود. در این بازار هرکدام از کسبه آن، فعالان باسابقه‌ای هستند که سالیان سال در این بازار مشغول به فعالیت بوده‌اند و هرکدام آنها ماجراهای خاصی در تجارت فرش خود دارند. یکی می‌خواهد به مانند دیگر دوستانش به زودی حجره خود را بفروشد و با دنیای فرش خداحافظی کند، دیگری ورزشکار است و ساعات کاهش یافته کاری خود را صرف یک ورزش حرفه‌ای می‌کند و برخی دیگر همچنان در این بازار رکودزده پای دخل‌های خود نشسته و منتظر یک مشتری هستند. در این گزارش، در کنار تصاویری از فعالان بازار به گوشه‌ای از زندگی پراتفاق هرکدام از کسبه پرداخته شده است. (عکس‌ها از شکیبا شیرازی)

در ورودی بازار بزرگ فرش تهران، تابلو فرشی به قیمت شش میلیون تومان وجود دارد که بافته یک بانوی ایرانی است.
به گفته بازاریان، بازار فرش در چند سال اخیر کم رونق شده است و مشتریان زیادی در بازار رفت و آمد ندارند.
بازاریان می‌گویند:ما هر صبح سعی می‌کنیم در یکی از حجره‌ها جمع شویم و دور هم صبحانه بخوریم بلکه این دورهمی‌ها بتواند این خلوتی و بی‌رونقی بازار را برایمان قابل تحمل کند.
در بازار چرخ‌دستی‌هایی وجود دارد که کارگران به کمک این چرخ‌ها، فرش‌ها را از انبار به حجره‌ها حمل می‌کنند.
انبارهای فرش معمولا در طبقه بالا یا مغازه‌ای در کنار هر حجره قرار دارد تا حمل و نقل و جا‌‌به‌جایی فرش‌ها آسان‌تر باشد.
بازار آنقدر خلوت و بی‌رونق شده است که بازاریان بخشی از وقت کاری خود را با وسایلی مانند موبایل سرگرم می‌گذرانند.
پیرمردی که تنها در حجره‌اش نشسته بود، می‌گفت: در این ۴۰ سالی که من در کار فرش هستم، هیچوقت بازار را اینقدر کساد ندیده بودم.
فرش فروشی که سالیان سال در راسته فرش بازار تهران مغازه داشته، مشغول جمع کردن حجره خود است و می‌گوید:با بستن حجره حداقل فعلا ضرر نمی‌کنم.
حجره‌های زیادی در بازار هستند که چند ماهی است به درهایشان قفل زده شده است.
حجره‌های زیادی در بازار هستند که چند ماهی است به درهایشان قفل زده شده است.
حاج حسین که می‌گوید قهرمان بولینگ است از حجره‌دارانی محسوب می‌شود که پدر و پدر بزرگش هم از فرش فروشان همین بازار بوده‌اند و می‌گوید: قبلا بازار اصلا به این شکل ساکت و بدون رفت و آمد نبود اما حالا با این وضع من به شخصه یا با مجله و روزنامه خود را سرگرم می‌کنم یا به باشگاه می‌روم و بولینگ بازی می‌کنم، به جز این دوکار کاری نمی‌شود کرد. ‌
یکی از حجره‌داران به نام، دیگر به خریداران داخلی فرش نمی‌‌فروشد و تمام فرش‌هایش را صادر می‌کند و میگوید که بیشترین فروش را در آمریکا دارد.
یکی از فعالان این بازار که چند روزی است از امریکا برگشته، می‌گوید: اگر وضع به همین روال پیش برود مجبورم حجره‌ام را در ایران ببندم.
نقشه فرش ایرانی در کشور‌های اروپایی به ویژه آلمان طرفدران پروپاقرصی دارد و یکی از کارهایی که بازاریان به سمتش رفته‌اند صادر کردن نقشه قالی است.
بازاریان می‌گویند: «بازار صادرات فرش به خارج از کشور به نسبت فروش داخلی خیلی بهتر است». آنها برای صادرات فرش خود از طریق مذاکرات تلفنی تلاش می‌کنند.
می‌توان در برخی حجره‌ها فرش‌هایی را پیدا کرد که به دلیل نقش‌های خاص خود، صدها میلیون تومان قیمت دارند.
در بازار، استاد‌هایی وجود دارند که کار‌های مختلفی از جمله رفو کردن، سرنخ زدن و… بر روی فرش انجام می‌دهند.
آقا سید، از استادکار‌های قدیمی بازار فرش تهران است که نزدیک ۵۰ سال سرنخ می‌زند.
هنگام شنیده شدن صدای اذان،بازار حال و هوای خاصی دارد، اکثر بازاریان یا به مسجد رفته یا در حجره‌های خود نماز می‌خوانند.
هنگام شنیده شدن صدای اذان،بازار حال و هوای خاصی دارد، اکثر بازاریان یا به مسجد رفته یا در حجره‌های خود نماز می‌خوانند.
بازاریان از فرش‌های موجود در حجره برای نشستن و پهن کردن سفره نهار هم استفاده می‌کنند.
با وجود نبود مشتری برای خرید فرش اما همچنان دستگاه کارت‌خوان در حجره‌ها موجود است.
آقای طالبی، از فرش فروشان جوان بازار است و به عکاسی علاقه زیادی داشته، ولی بنا به شرایطی امکان دنبال کردن علاقه‌اش را پیدا نکرده، اما حالا به هر کشوری که سفر می‌کند دوربین‌های قدیمی و خاص را می‌خرد.
ساعت پنج عصر که می‌شود، بازاریان کرکره‌ حجره‌ها را پایین می‌کشند و بازار آماده بسته شدن می‌‎شود.
ساعت پنج عصر که می‌شود، بازاریان کرکره‌ حجره‌ها را پایین می‌کشند و بازار آماده بسته شدن می‌‎شود.
این مطلب را به اشتراک بگذارید