به گزارش تجارت نیوز، تا همین چند سال پیش، اگر صحبت از آموزش کودکان در خانه میشد، ذهن بسیاری به دوران همهگیری کرونا یا خانوادههایی میرفت که به دلیل بیماری، معلولیت یا زندگی در مناطق دورافتاده امکان حضور در مدرسه را نداشتند. اما امروز «هوماسکول» یا آموزش خانگی دیگر یک راهحل موقت یا استثنایی نیست؛ بلکه در بسیاری از کشورهای جهان به یکی از شیوههای رسمی آموزش تبدیل شده و هر سال بر شمار خانوادههایی که این مسیر را انتخاب میکنند، افزوده میشود.
«هوم اسکول» نشانه تغییر در رابطه میان جامعه و نظام آموزش رسمی است / مدرسه در گذشته تنها محل دسترسی به دانش بود، اما امروز این انحصار از بین رفته است
امانالله قراییمقدم، جامعه شناس و استاد دانشگاه، در این باره به تجارتنیوز میگوید: افزایش گرایش برخی خانوادههای ایرانی به آموزش خانگی را نمیتوان صرفاً به علاقه والدین برای تغییر شیوه آموزش نسبت داد، بلکه این پدیده نشانه تغییر در رابطه میان جامعه و نظام آموزش رسمی است.
او میافزاید: هرگاه یک نهاد اجتماعی نتواند انتظارات مخاطبان خود را برآورده کند، بهتدریج اشکال جایگزین برای آن شکل میگیرد و «هوماسکول» نیز از همین جنس است.
این جامعهشناس اظهار میدارد: مدرسه در گذشته تنها محل دسترسی به دانش بود، اما امروز این انحصار از بین رفته است. خانوادهها با یک گوشی تلفن همراه یا رایانه به هزاران ساعت محتوای آموزشی، کلاسهای آنلاین، معلمان خصوصی و منابع بینالمللی دسترسی دارند.
قراییمقدم خاطرنشان میکند: وقتی مدرسه دیگر تنها مسیر آموزش نباشد، طبیعی است که خانوادهها عملکرد آن را با گزینههای دیگر مقایسه و اگر احساس کنند مدرسه پاسخگوی نیازهای فرزندشان نیست، به سمت الگوهای جایگزین بروند.
برخی والدین تصور میکنند مدرسه دیگر بهترین گزینه برای آموزش فرزندشان نیست
این استاد دانشگاه تاکید میکند: یکی از مهمترین دلایل افزایش استقبال از آموزش خانگی، کاهش اعتماد بخشی از جامعه به کارآمدی نظام آموزشی است. سالهاست که بسیاری از خانوادهها از حجم بالای محفوظات در کتابهای درسی، تأکید بیش از اندازه بر آزمون و کنکور، ضعف در آموزش مهارتهای زندگی، فاصله میان محتوای آموزشی با نیازهای واقعی جامعه است.
قرایی ادامه میدهد: همچنین نبود فضای کافی برای پرورش خلاقیت موضوع دیگر این انتقادها است که به مرور باعث شده برخی والدین تصور کنند مدرسه دیگر بهترین گزینه برای آموزش فرزندشان نیست.
این جامعه شناس تاکید میکند: در کنار این مسائل، برخی خانوادهها نسبت به محتوای فرهنگی و ایدئولوژیک آموزش رسمی نیز دغدغه دارند. آنها ترجیح میدهند خودشان درباره نوع آموزش، ارزشها و حتی شیوه تربیتی فرزندشان تصمیم بگیرند. البته این دغدغه در همه خانوادهها یکسان نیست، اما نمیتوان نقش آن را در افزایش گرایش به هوماسکول نادیده گرفت.
امانالله قراییمقدم همچنین به تغییر نگرش نسل جدید والدین اشاره میکند و میگوید: والدین امروز نسبت به نسلهای قبل مشارکت بسیار بیشتری در فرآیند تربیت فرزند دارند. آنها صرفاً مدرسه را مسئول آموزش نمیدانند، بلکه خود را شریک اصلی این فرآیند میدانند و به همین دلیل تمایل دارند بر کیفیت، محتوا و حتی روش تدریس نظارت مستقیم داشته باشند. آموزش خانگی این امکان را برای آنها فراهم میکند.
«هوم اسکول» یک «پیام اجتماعی» برای سیاستگذاران است / تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد آموزش خانگی معمولاً جایگزین کامل مدرسه نمیشود
این جامعهشناس و استاد دانشگاه در عین حال هشدار میدهد: گسترش هوماسکول را نباید صرفاً به عنوان یک انتخاب فردی یا یک تهدید امنیتی تحلیل کرد. این پدیده بیش از هر چیز یک «پیام اجتماعی» برای سیاستگذاران است.
او میافزاید: اگر خانوادهها در حال فاصله گرفتن از مدرسه هستند، نخستین پرسش این نیست که چگونه باید با هوماسکول برخورد کرد؛ بلکه باید پرسید چرا بخشی از جامعه احساس میکند آموزش رسمی دیگر پاسخگوی نیازهایش نیست. هرچه اعتماد عمومی به کیفیت مدارس، استقلال نظام آموزشی و کارآمدی آن بیشتر شود، گرایش به آموزش خانگی نیز کاهش خواهد یافت.
قراییمقدم اظهار میدارد: تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد آموزش خانگی معمولاً جایگزین کامل مدرسه نمیشود، بلکه در جوامعی رشد میکند که خانوادهها به دنبال حق انتخاب بیشتر هستند. بنابراین اگر سیاستگذاران تنها به ممنوعیت یا برخوردهای اداری فکر کنند، احتمالاً نتیجه مطلوبی نخواهند گرفت.
او در پایان میگوید: راهکار اصلی، افزایش کیفیت آموزش رسمی، تقویت اعتماد عمومی و ایجاد تنوع در شیوههای آموزشی است؛ زیرا در دنیای امروز نمیتوان خانوادهها را از جستوجوی گزینههای متنوع آموزشی بازداشت.
فعالیت مراکز موسوم به «هوماسکول» در ایران فاقد مجوز قانونی است
در ایران اما هنوز آمار رسمی و دقیقی از تعداد دانشآموزانی که به شکل غیررسمی از الگوی هوماسکول استفاده میکنند وجود ندارد. آموزش در خانه در قوانین آموزشی کشور به رسمیت شناخته نشده و وزارت آموزشوپرورش نیز بارها اعلام کرده است که فعالیت مراکز موسوم به «هوماسکول» فاقد مجوز قانونی است. با این حال، شواهد و روایتهای موجود نشان میدهد
در سالهای اخیر گروهی از خانوادهها، بهویژه در شهرهای بزرگ، مسیر متفاوتی را برای آموزش فرزندان خود انتخاب کردهاند؛ برخی فرزندشان را صرفاً برای حفظ وضعیت تحصیلی در مدرسه ثبتنام میکنند اما آموزش اصلی را با کمک معلمان خصوصی، کلاسهای آنلاین و منابع آموزشی داخلی و خارجی در خانه پیش میبرند و برخی دیگر نیز به دنبال راههایی برای فاصله گرفتن هرچه بیشتر از آموزش رسمی هستند.
«هوماسکول» از کجا آمد؟
برخلاف تصور رایج، آموزش خانگی پدیدهای مدرن نیست. تا پیش از شکلگیری نظام آموزش عمومی در قرن نوزدهم، بیشتر کودکان در خانه یا نزد معلمان خصوصی آموزش میدیدند. با اجباری شدن آموزش عمومی، مدارس به مهمترین نهاد آموزشی تبدیل شدند، اما از دهه ۱۹۷۰ میلادی، بار دیگر جنبشی برای بازگشت به آموزش خانگی در ایالات متحده شکل گرفت.
در ابتدا این جنبش بیشتر با انگیزههای مذهبی و فرهنگی همراه بود، اما به تدریج دلایل دیگری مانند نارضایتی از کیفیت مدارس، مخالفت با محتوای آموزشی، نیازهای ویژه برخی کودکان، انعطافپذیری بیشتر برنامه درسی و شخصیسازی آموزش نیز به آن اضافه شد.
امروزه آموزش خانگی در کشورهایی مانند آمریکا، کانادا، استرالیا، بریتانیا و برخی کشورهای اروپایی با قوانین مشخص پذیرفته شده است، هرچند میزان نظارت دولتها بر آن متفاوت است. در برخی کشورها خانوادهها موظفاند بهصورت دورهای عملکرد تحصیلی فرزندان خود را به نهادهای آموزشی گزارش دهند و در برخی دیگر آزادی بیشتری دارند.