به گزارش تجارت نیوز، اوراسیا ریویو با انتشار یادداشتی نوشت: تغییر ناگهانی موضع چین — در قالب یک نشست خبری ویژه به مناسبت آغاز ریاست این کشور بر شورای امنیت سازمان ملل در اول می و با حضور فو کانگ، نماینده این بازیگر — بهسرعت پس از تماس تلفنی ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، با دونالد ترامپ در ۲۸ آوریل رخ داد؛ این تغییر موضع تصادفی نیست. پوتین در این تماس به ترامپ هشدار داد که «در صورت ازسرگیری اقدامات نظامی از سوی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، این کنش بهطور اجتنابناپذیر پیامدهای بسیار منفی نهتنها برای ایران و همسایگانش، بلکه برای کل جامعه بینالمللی به دنبال خواهد داشت. روسیه همچنین تاکید کرد که عملیات زمینی در خاک ایران غیرقابلقبول و خطرناک خواهد بود.
استراتژی محتاطانه چین
اوراسیا ریویو در ادامه این یادداشت آورد، فو کانگ، نماینده چین با قرائت بیانیهای مکتوب، بهصراحت اعلام کرد که محاصره آمریکا علیه ایران باید لغو شود. او در ادامه ریشه بحران را در حملات «ناعادلانه» ایالات متحده و متحدانش علیه ایران خواند و هشدار داد که اگر تنگه هرمز همچنان در وضعیت بحرانی باقی بماند، زمانی که هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا (ایرفورس وان) در پکن به زمین مینشیند، این موضوع در صدر دستور کار خواهد بود؛ هرچند روابط چین و آمریکا فراتر از بحران کنونی قابل تبیین است، اما تداوم مسدود بودن مهمترین گذرگاه راهبردی جهان به یک اولویت اجتنابناپذیر تبدیل شده است.
چین که بزرگترین واردکننده نفت جهان است و حدود ۴۰ درصد نفت خام آن از تنگه هرمز عبور میکند، بازگشایی این مسیر را مسالهای فوری در سطح منافع ملی و جهانی میداند. از نگاه فو کانگ، مسئولیت بازگشایی تنگه بر عهده هر دو طرف است. او خواستار کاهش تنش هماهنگ شد؛ به این معنا که ایران باید محدودیتهای خود را لغو و آمریکا نیز محاصره تلافیجویانهاش را بردارد.
سفیر چین از لحن و ادبیات واشنگتن ابراز نگرانی کرد؛ لحنـی که نشان میدهد آتشبس حاکم موقتی است. او از جامعه بینالمللی خواست مخالفت خود را با ازسرگیری عملیات نظامی اعلام کند.
انتخاب واژگان توسط فو کانگ که بحران هرمز را به سفر ترامپ به چین پیوند زده، قابل توجه است. او در جایی اعلام کرد: «مطمئن هستم اگر تنگه هرمز تا زمان سفر رئیسجمهور آمریکا به چین همچنان بسته باشد، این موضوع در صدر دستور کار گفتوگوهای دوجانبه قرار خواهد گرفت. البته روابط چین و آمریکا بسیار فراتر از تنگه هرمز است و به نظر من در راستای منافع هر دو کشور، دو ملت و البته همه مردم جهان است که چین و آمریکا روابطی باثبات، سالم و پایدار داشته باشند».
نکته جالب آنکه سفیر چین در همین نشست فرصت را غنیمت شمرد تا هرگونه همکاری نظامی میان چین و ایران در جریان جنگ را بهطور قاطع رد کند. او در عین حال مدعی شد: «اما ما نسبت به آنچه مردم ایران متحمل میشوند، بسیار همدل هستیم. جنگی غیرقانونی بر مردم تحمیل شده است».
فرصتی برای بازتعریف تصویر آمریکا توسط رقبا
اوراسیا ریویو در ادامه نوشت: بدون تردید، چین و روسیه با اتخاذ چنین مواضعی، از شکلگیری روایتی جایگزین در عرصه بینالمللی خبر میدهند؛ روایتی که ایالات متحده را بهعنوان عامل بیثباتی در خلیج فارس ترسیم میکند. در میان این دو قدرت بزرگ، چین موضعی بهمراتب قویتر اتخاذ کرده و حلوفصل بحران محاصره هرمز را به گفتمان راهبردی چین و آمریکا پیوند زده است.
بهطور قابل توجهی، سه روز پس از سخنرانی فو کانگ در نیویورک، پکن گامی قاطع علیه ایالات متحده برداشت و به پالایشگاههای نفت چین در سراسر کشور دستور داد تا تحریمهای دولت ترامپ علیه نفت ایران را نادیده بگیرند. «عمل، بهتر از حرف است.» این نخستین بار است که کشوری بهطور مستقیم و علنی دولت ترامپ را به چالش میکشد؛ اقدامی که سطح تازهای از تقابل را نشان میدهد و میتواند مقدمهای بر تحولات آینده باشد.
با این حال، با نگاهی دقیقتر روشن میشود که در محاسبات پکن این واقعیت نیز نهفته است که چین روابطی عمیق و تعیینکننده با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) دارد؛ روابطی که از نظر پویایی بسیار فراتر از آن تعاملات پکن با تهران است . با این حال فو کانگ با احتیاط از موضعگیری قضاوتگرایانه درباره پیوندهای ایران با کشورهای نفتی خلیج فارس خودداری کرد.
تله راهبردی برای ترامپ
از سوی دیگر، همین که به یک سیاستمدار اقتدارگرا مانند ترامپ بهطور علنی اعلام شود که دعوت از او برای سفر رسمی به چین مشروط شده، خود موضوع مهمی محسوب میشود. گفته میشود که شی جینپینگ در حال متعادلسازی دعوت از ترامپ با دعوت مشابهی از ولادیمیر پوتین در ماه می است.
با این حال، نمیتوان با قطعیت درباره انگیزه چین برای علنی کردن فضای سفر ترامپ به پکن در ۱۰ روز آینده سخن گفت. در واقع، در دل بیانیه طولانی فو، عبارتی مبهم در پرانتز آمده با این مضمون: «اگر این سفر (ترامپ) انجام شود، آیا ممکن است پکن ترجیح دهد سفر رسمی ترامپ به زمان دیگری و در شرایطی آرامتر موکول شود؟».
واقعیت این است که ترامپ با سه گزینه روبهروست: نخست، بازگشت به جنگ؛ اما این گزینه نهتنها در داخل آمریکا بهشدت نامحبوب است، بلکه مستلزم بازتعریف ضرورت آن و نیز چشمانداز روشن برای موفقیتش خواهد بود. دوم، حرکت به سمت مذاکره؛ اما تهران خواستار تغییر بنیادین در چارچوب مذاکرات است که عملا به معنای عقبنشینی ترامپ از سیاست «فشار حداکثری» خواهد بود.
گزینه سوم: ادامه وضعیت کنونی یعنی «جنگ محاصرهای» است. این مسیر کمهزینهتر است، اما بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک تله راهبردی است؛ جایی که عامل تعیینکننده، میزان تابآوری طرفین خواهد بود. در این میان، تغییر در موازنه فشار جهانی میتواند عاملی تعیینکننده باشد. امروز ایالات متحده، بهعنوان عضو دائم شورای امنیت، تا حدی در انزوا قرار گرفته است.
ترامپ نسبت به انتقادها بسیار حساس است. او در واکنشی نادر، ولادیمیر پوتین را پس از پیشنهاد میانجیگریاش، بهطور علنی مورد انتقاد قرار داد و به او توصیه کرد بر جنگ اوکراین تمرکز کند. در مقابل، فو کانگ از نقطهای «پاک» و بدون پیشداوری سخن گفت و واقعیت ژئوپلیتیکی تلخ را نیز در نظر گرفت: این آخرین فرصت برای ائتلاف ترامپ–نتانیاهو است تا بار دیگر شانس خود را برای حمله تهاجمی به ایران امتحان کند.
از نگاه تهران، تصمیم ترامپ برای آغاز به اصطلاح «پروژه آزادی» در تنگه هرمز — که ظاهرا با هدف «کمک به کشتیهای بیطرف» و تضمین عبور ایمن آنها طراحی شده — تنها یک عملیات امنیتی نیست، بلکه اقدامی چندلایه سیاسی-نظامی است؛ تلاشی برای بازتعریف قواعد بازی در تنگه هرمز و در دست گرفتن ابتکار عمل در یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان.
از همین رو رویارویی دیالکتیکی حاکم میتواند سطح ریسک را برای همه طرفها افزایش دهد. بیدلیل نیست گروهی مدعیاند، نشانههای حرکت خطرناک به سمت «فاز درگیری مستقیم» هماکنون در تنگه هرمز قابل مشاهده است.