به گزارش تجارت نیوز، پشت داستان لیونل مسی، فقط استعداد فوتبالی قرار ندارد. مجموعهای از تصمیمهای خانوادگی، پزشکی، ورزشی و اقتصادی در کنار یکدیگر قرار گرفت تا این استعداد بتواند به بالاترین سطح فوتبال جهان برسد و در ادامه، به یک دارایی اقتصادی چندصد میلیون دلاری تبدیل شود.
نخستین حلقه این زنجیره، خانواده مسی بود؛ خانوادهای که در سالهای ابتدایی زندگی او با یک مسئله جدی مواجه شد: ادامه درمان کودکی که هنوز هیچ تضمینی برای تبدیل شدنش به یک ستاره بزرگ فوتبال وجود نداشت.
اولین سرمایهگذاری؛ وقتی مسی هنوز «مسی» نبود
لیونل مسی در کودکی با کمبود هورمون رشد مواجه شد و برای ادامه رشد طبیعی به درمان نیاز داشت. هزینه این درمان برای خانواده قابل توجه بود و باشگاههای آرژانتینی نیز حاضر نبودند تمام هزینههای مورد نیاز را تقبل کنند.
در چنین شرایطی، خانواده مسی تصمیم گرفتند برای حفظ آینده فوتبالی او راهی اسپانیا شوند. مسی در ۱۳سالگی به بارسلونا رفت و باشگاه کاتالان در نهایت پذیرفت هزینه درمان او را برعهده بگیرد.
از منظر اقتصاد ورزش، این تصمیم را میتوان نمونهای از سرمایهگذاری روی استعداد دانست؛ سرمایهگذاریای که در زمان انجام آن، بازدهی آن به هیچ وجه قابل پیشبینی نبود. بارسلونا در سال ۲۰۰۰ روی یک کودک ۱۳ساله سرمایهگذاری کرد؛ نه روی ستارهای که امروز همه جهان او را میشناسند.
حتی سند اولیه این توافق نیز بعدها به یک دارایی اقتصادی تبدیل شد. کارلس رکساچ، مدیر ورزشی وقت بارسلونا، تعهد اولیه باشگاه برای جذب مسی را روی یک دستمال نوشت. این دستمال در سال ۲۰۲۴ در حراجی به قیمت ۷۶۲ هزار و ۴۰۰ پوند، معادل حدود ۹۶۹ هزار دلار، فروخته شد؛ اتفاقی که بهخوبی نشان میدهد یک تصمیم ورزشی چگونه میتواند سالها بعد ارزش اقتصادی پیدا کند.
خورخه؛ از پدر یک کودک تا مدیر یک دارایی ورزشی
در این میان، نقش خورخه مسی نیز از منظر اقتصاد ورزش قابل توجه است. او فقط پدری نبود که فرزندش را برای ادامه مسیر فوتبال به اسپانیا برد. خورخه در سالهای بعد به نماینده و مدیر تجاری پسرش تبدیل شد و در مذاکرات حرفهای او نقش مهمی داشت. رویترز نیز در گزارش مربوط به درگذشت خورخه، از او به عنوان یکی از چهرههای مهم زندگی و حرفه مسی و نماینده او در بخش مهمی از دوران فوتبالش یاد کرده است.
با افزایش ارزش ورزشی مسی، مساله مدیریت اقتصادی او نیز پیچیدهتر شد. قراردادهای باشگاهی، دستمزد، حقوق تجاری، قراردادهای تبلیغاتی، استفاده از نام و تصویر و در نهایت مدیریت برند شخصی، همگی به بخشهایی از اقتصاد پیرامون این بازیکن تبدیل شدند. به این ترتیب، خورخه از مدیریت مسیر یک استعداد نوجوان، به مدیریت بخشی از یک دارایی ورزشی جهانی رسید.
البته این مسیر بدون چالش هم نبود. خورخه و لیونل مسی در پروندههای مالیاتی مرتبط با درآمدهای تبلیغاتی نیز با مشکلات حقوقی مواجه شدند و دادگاه اسپانیا در سال ۲۰۱۶ هر دو را در این پرونده مجرم شناخت. این بخش از داستان نشان میدهد که هرچه ارزش اقتصادی یک ورزشکار افزایش پیدا میکند، پیچیدگیهای حقوقی و مالی پیرامون او نیز بیشتر میشود.
زمانی که بازیکن به برند تبدیل شد
مسی در سالهای حضورش در بارسلونا دیگر صرفاً یک بازیکن فوتبال نبود. نام او به یک برند جهانی تبدیل شد؛ برندی که شرکتها برای تبلیغات، باشگاهها برای جذب مخاطب و لیگها برای افزایش دیدهشدن از آن استفاده میکردند. درآمد او دیگر فقط به قرارداد فوتبال محدود نبود. قراردادهای تبلیغاتی، حقوق تجاری، فروش محصولات، حضور رسانهای و همکاری با برندهای بینالمللی، بخش مهمی از ارزش اقتصادی این ستاره را تشکیل داد.
فوربس در برآورد سال ۲۰۲۶، درآمد تجمعی مسی در دوران حرفهایاش را حدود ۱.۸ میلیارد دلار اعلام کرده که درآمدهای فوتبالی و بیش از ۶۰۰ میلیون دلار درآمد خارج از زمین را شامل میشود. همین منبع ارزش خالص داراییهای مسی را حدود ۱.۱ میلیارد دلار برآورد کرده است.
فوربس همچنین درآمد سالانه مسی در سال ۲۰۲۶ را حدود ۱۴۰ میلیون دلار تخمین زده است؛ حدود ۷۰ میلیون دلار از فعالیتهای ورزشی و ۷۰ میلیون دلار از فعالیتهای خارج از زمین. این اعداد یک واقعیت مهم اقتصاد ورزش را نشان میدهد: ارزش اقتصادی یک ورزشکار بزرگ بسیار فراتر از قرارداد او با باشگاه است.
«اثر مسی»؛ وقتی ستاره ارزش باشگاه را تغییر میدهد
شاید مهمترین بخش اقتصاد مسی پس از انتقال او به اینترمیامی در سال ۲۰۲۳ آشکار شد. ورود مسی به فوتبال آمریکا تنها یک انتقال فوتبالی نبود. حضور او توجه جهانی را به باشگاه و لیگ فوتبال آمریکا افزایش داد و به رشد درآمدهای تجاری، فروش کالا، فروش بلیت و ارزش برند اینترمیامی کمک کرد.
فوربس گزارش کرده است درآمد سالانه اینترمیامی پس از ورود مسی به حدود ۲۰۰ میلیون دلار رسیده و ارزش این باشگاه در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۴ میلیارد دلار برآورد شده است؛ در حالی که ارزش باشگاه پیش از ورود مسی به شکل محسوسی پایینتر بود. افزایش فروش پیراهن و کالاهای تجاری، رشد مخاطبان دیجیتال و افزایش تقاضا برای بلیت مسابقات از جمله آثار تجاری حضور مسی در آمریکا بوده است.
این همان پدیدهای است که در ادبیات اقتصاد ورزش از آن به عنوان اثر ستاره یا Star Effect یاد میشود؛ یعنی ارزش اقتصادی یک ورزشکار میتواند از محدوده قرارداد شخصی او فراتر برود و به باشگاه، لیگ، اسپانسرها و حتی بازار ورزش یک کشور سرایت کند.
سرمایهگذاری اولیهای که میلیاردها دلار ارزش ساخت
اگر مسیر مسی را به زبان اقتصاد ورزش ترسیم کنیم، با یک زنجیره مشخص روبهرو میشویم. در نقطه آغاز، خانواده با هزینه درمان و ریسک آینده مواجه بود. سپس بارسلونا وارد شد و روی استعدادی سرمایهگذاری کرد که هنوز ارزش اقتصادی مشخصی نداشت. لاماسیا این استعداد را توسعه داد. خود مسی با سالها تمرین و عملکرد در بالاترین سطح، ارزش ورزشی ایجاد کرد و پس از آن، مدیران و شرکتهای تجاری این ارزش ورزشی را به ارزش اقتصادی تبدیل کردند. در نهایت، آن کودک به یک دارایی نامشهود جهانی تبدیل شد.
مسی امروز علاوه بر فوتبالیست بودن، یک برند است؛ برندی که شرکتها برای فروش محصولات و خدمات از آن استفاده میکنند، باشگاهها برای جذب مخاطب روی آن سرمایهگذاری میکنند و لیگها از حضورش برای افزایش ارزش تجاری خود بهره میبرند.
فوربس در سال ۲۰۲۵ درآمد خارج از زمین مسی را حدود ۷۵ میلیون دلار برآورد کرده و از همکاری او با برندهایی مانند آدیداس، لِیز و مسترکارت نام برده است.
راز موفقیت «پروژه مسی» چه بود؟
توضیح موفقیت مسی با یک عامل، سادهسازی بیش از حد ماجرا است. کمبود هورمون رشد عامل موفقیت او نبود؛ یک مشکل پزشکی بود که مسیر زندگی این کودک را دشوارتر کرد؛ اما در این میان آنچه اهمیت داشت، واکنش خانواده، دسترسی به درمان، تصمیم باشگاه بارسلونا و سپس قرار گرفتن استعداد مسی در یک نظام حرفهای پرورش بازیکن بود.
خورخه نیز به تنهایی مسی را نساخت. اما در چند نقطه حساس، تصمیمهایی گرفت که مسیر زندگی پسرش را تغییر داد. بارسلونا نیز صرفا یک باشگاه فوتبال نبود. این باشگاه در واقع در مقطعی از مسیر زندگی مسی، سرمایهگذار اولیه یک استعداد شد و لاماسیا وظیفه توسعه آن سرمایه انسانی را برعهده گرفت.
و در نهایت، خود مسی مهمترین حلقه این زنجیره بود؛ زیرا استعداد اولیه بدون سالها تمرین، انضباط، عملکرد مستمر و موفقیت در بالاترین سطح فوتبال، هرگز به یک برند جهانی تبدیل نمیشد.
یک درس مهم برای اقتصاد ورزش ایران
داستان مسی برای فوتبال ایران نیز یک پیام روشن دارد: کشف استعداد پایان کار نیست؛ آغاز یک زنجیره سرمایهگذاری است. در ایران وقتی از استعداد ورزشی صحبت میکنیم، معمولا تمرکز بر کشف بازیکن و آموزش اولیه اوست. اما تبدیل یک استعداد به یک ستاره ورزشی و سپس یک دارایی اقتصادی، به مجموعهای از عوامل نیاز دارد: درمان و سلامت، آموزش، مربیگری، زیرساخت، مدیریت حرفهای، قرارداد مناسب، حفاظت حقوقی، مدیریت مالی، ساخت برند شخصی و توسعه تجاری.
به همین دلیل، فوتبال حرفهای را نباید فقط کارخانه تولید بازیکن دانست. فوتبال میتواند زنجیرهای برای خلق ارزش اقتصادی از سرمایه انسانی باشد.
داستان لیونل مسی از همین منظر اهمیت دارد. در ابتدای این مسیر، خانوادهای قرار داشت که برای ادامه درمان و فوتبال یک کودک تصمیم گرفت؛ سپس باشگاهی قرار گرفت که حاضر شد روی آینده یک استعداد ناشناخته سرمایهگذاری کند؛ و سالها بعد، همان تصمیمها به خلق یکی از ارزشمندترین برندهای شخصی ورزش جهان منجر شد.
شاید بتوان داستان مسی را در یک جمله خلاصه کرد: پیش از آنکه بارسلونا روی مسی سرمایهگذاری کند، خانواده مسی روی آینده او سرمایهگذاری کرده بود؛ اما ارزش واقعی این سرمایهگذاری زمانی آشکار شد که یک سیستم حرفهای توانست استعداد، سرمایهگذاری و مدیریت را به ارزش اقتصادی تبدیل کند.
گزارشهای بیشتر را در صفحه ورزشی بخوانید.