به گزارش تجارت نیوز، در دفتر مرکزی آنتروپیک در سانفرانسیسکو، یک ایده ساده اما اثرگذار بسیاری از تصمیمهای راهبردی این شرکت را هدایت میکند. دنیلا آمودی، رئیس و همبنیانگذار آنتروپیک، بارها به مفهومی بازمیگردد که به هویت و چشمانداز بلندمدت شرکت تبدیل شده است؛ انجام کار بیشتر با منابع کمتر. این اصل نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه واکنشی آگاهانه به طرز تفکری است که امروز بر بخش بزرگی از صنعت هوش مصنوعی در سیلیکونولی حاکم شده است.
در سراسر صنعت فناوری، بهویژه در میان بزرگترین آزمایشگاههای پژوهشی هوش مصنوعی و سرمایهگذاران آنها، مقیاس به مترادف موفقیت تبدیل شده است. شرکتها سرمایههای بیسابقه جذب میکنند، سالها زودتر به دنبال تضمین دسترسی به تراشههای پیشرفته میروند و مجتمعهای عظیم دیتاسنتری را در نقاط مختلف ایالات متحده میسازند. باور غالب این است که هر شرکتی که بتواند بزرگترین و قدرتمندترین زیرساخت هوش مصنوعی را ایجاد کند، در نهایت بر بازار مسلط خواهد شد.
OpenAI روشنترین نمونه این رویکرد به شمار میرود. این شرکت تعهداتی در حدود یک تریلیون و چهارصد میلیارد دلار برای محاسبات و زیرساخت ثبت کرده و در همکاری با شرکای خود، در حال ساخت پردیسهای عظیم دیتاسنتری و تضمین دسترسی به نسلهای آینده سختافزار با سرعتی بیسابقه است. این استراتژی بر این فرض استوار است که مقیاس صرف، مستقیما به توانمندی برتر و رهبری پایدار بازار منجر میشود.
اما آنتروپیک مسیر متفاوتی را دنبال میکند. این شرکت معتقد است در رقابت هوش مصنوعی راه دیگری هم وجود دارد؛ مسیری که بر هزینهکرد منضبط، بهرهوری الگوریتمی و عرضه سنجیده تمرکز دارد. از نگاه آنتروپیک، میتوان بدون تلاش برای پیشی گرفتن از همه رقبا در ساخت زیرساخت، همچنان در مرز فناوری باقی ماند.
دنیلا آمودی توضیح میدهد که آنتروپیک همواره کوشیده منابع خود را با دقت مصرف کند، هرچند فعالیت در این حوزه بدون تردید به توان محاسباتی بالا نیاز دارد. او اشاره میکند که این شرکت در مقایسه با رقبای بزرگ خود، همواره تنها به بخشی از سرمایه و توان محاسباتی آنها دسترسی داشته است. با این حال، آنتروپیک در چند سال گذشته بارها مدلهایی ارائه کرده که از نظر قدرت و عملکرد در بالاترین سطح صنعت قرار داشتهاند.
این دیدگاه زمانی جالبتر میشود که به پیشینه مدیران آنتروپیک توجه کنیم. دنیلا آمودی و برادرش داریو آمودی، مدیرعامل شرکت، از جمله پژوهشگرانی بودند که به گسترش نظریه مقیاسپذیری کمک کردند؛ نظریهای که میگوید افزایش توان محاسباتی، حجم داده و اندازه مدل به بهبود قابل پیشبینی عملکرد هوش مصنوعی منجر میشود. همین ایده بعدها به ستون فقرات مالی رقابت امروز در هوش مصنوعی تبدیل شد و سرمایهگذاریهای عظیم، رشد ارزش تراشهها و ارزشگذاریهای نجومی شرکتهای زیانده را توجیه کرد.
با وجود بهرهمندی آنتروپیک از این شرایط، این شرکت تلاش دارد نشان دهد آینده رقابت تنها به این وابسته نیست که چه کسی بزرگترین آموزشهای اولیه را اجرا میکند. استراتژی آنتروپیک بر استفاده از دادههای آموزشی باکیفیتتر، روشهای پیشرفته پساآموزش برای بهبود استدلال، و طراحی محصولاتی متمرکز است که هزینههای عملیاتی را کاهش داده و پذیرش در مقیاس بزرگ را سادهتر میکند. این موضوع اهمیت ویژهای دارد، زیرا هزینههای استنتاج و بهرهبرداری از مدلها پس از عرضه، بهصورت دائمی ادامه مییابد.
آنتروپیک منکر اهمیت توان محاسباتی نیست. این شرکت حدود صد میلیارد دلار تعهد محاسباتی دارد و انتظار میرود برای حفظ رقابتپذیری به توان بیشتری نیاز پیدا کند. دنیلا آمودی تاکید میکند که باقی ماندن در خط مقدم مستلزم افزایش منابع است، اما یادآور میشود ارقام بزرگی که در صنعت مطرح میشوند، همیشه قابل مقایسه مستقیم نیستند و ساختارهای پیچیده قراردادهای بلندمدت را در نظر نمیگیرند.
او فضای کنونی را محیطی توصیف میکند که در آن شرکتها تحت فشارند تا خیلی زود برای تضمین دسترسی آینده به سختافزار تصمیمگیری کنند. همزمان، حتی متخصصانی که خود در شکلگیری نظریه مقیاسپذیری نقش داشتهاند، از تداوم رشد عملکرد و کسبوکار در طول سالها شگفتزده شدهاند. با وجود پیشبینیهای مکرر درباره کند شدن پیشرفت نمایی، این روند همچنان ادامه یافته است.
این شرایط همزمان امید و ریسک را افزایش میدهد. اگر پیشرفت نمایی ادامه یابد، شرکتهایی که زودتر زمین، برق و تراشه را تثبیت کردهاند دوراندیش به نظر میرسند. اما اگر سرعت پیشرفت یا پذیرش بازار کاهش یابد، شرکتهایی که بیش از حد تعهد دادهاند ممکن است با سالها هزینه ثابت و زیرساخت بلااستفاده روبهرو شوند.
دنیلا آمودی بر تمایز میان پیشرفت فناورانه و پذیرش اقتصادی تاکید میکند. از دید آنتروپیک، نشانهای از کاهش سرعت پیشرفت فنی دیده نمیشود، اما سرعت ادغام هوش مصنوعی در فرایندهای واقعی کسبوکارها و زندگی روزمره همچنان نامطمئن است. فرایندهای خرید سازمانی، تغییرات ساختاری و عوامل انسانی میتوانند حتی در صورت توانمندی بالای ابزارها، پذیرش را به تاخیر بیندازند.
این نگاه سازمانمحور نقش آنتروپیک را در بازار هوش مصنوعی مولد تعریف میکند. این شرکت خود را عمدتا تامینکننده مدل برای کسبوکارها میداند و درآمدش از ادغام مدل کلود در محصولات و فرایندهای سازمانی حاصل میشود؛ استفادهای که معمولا پایدارتر از کاربردهای مصرفکننده است.
آنتروپیک اعلام کرده درآمدش سه سال پیاپی هر سال ده برابر شده و مدل توزیع متفاوتی را برگزیده است. کلود در پلتفرمهای ابری مختلف، حتی متعلق به شرکتهای رقیب، در دسترس قرار دارد. از نگاه دنیلا آمودی، این تصمیم پاسخی به نیاز مشتریان برای انعطافپذیری و انتخاب است، نه صرفا همکاری نمادین.
با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۶، تفاوت این رویکردها اهمیت بیشتری پیدا میکند. هم آنتروپیک و هم OpenAI در مسیر آمادگی برای بازار عمومی قرار دارند، در حالی که هنوز در فضای خصوصی با رشد سریع و عدم قطعیت فعالیت میکنند. نتیجه این رقابت فلسفی در سالهای آینده مشخص خواهد شد و نشان میدهد آیا بهرهوری میتواند در کنار مقیاس، عامل تعیینکننده آینده هوش مصنوعی باشد یا نه.
