به گزارش تجارت نیوز، فارین پالسی با انتشار یادداشتی نوشت: اواسط ماه فوریه، دولت آمریکا با ازبکستان توافقی برای دسترسی بهتر به مواد معدنی حیاتی این کشور امضا کرد. «چارچوب سرمایهگذاری مشترک» میان شرکت مالی توسعه بینالمللی آمریکا (DFC) و پرجمعیتترین کشور آسیای مرکزی، با هدف گسترش همکاری میان دو کشور طراحی شده بود و سرمایهگذاریها در سراسر زنجیره ارزش مواد معدنی حیاتی، از جمله اکتشاف، استخراج و فرآوری را در اولویت قرار میداد. این توافق که DFC آن را «تاریخی» توصیف کرد، پیشنهاد ایجاد یک شرکت هلدینگ سرمایهگذاری مشترک آمریکا و ازبکستان را برای اجرای پروژههای آینده در حوزه معادن و زیرساخت مطرح کرد.
این اقدام نتیجه تلاشهای آمریکا از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید برای نزدیک شدن به پنج جمهوری پیشین شوروی در آسیای مرکزی و افزایش نفوذ واشنگتن در منطقهای سرشار از منابع بود؛ منطقهای که سالها تحت نفوذ روسیه قرار داشت و در سالهای اخیر چین نیز تلاش کرده است نقش رهبری در آن ایفا کند.
رقابت چین و آمریکا در قلب آسیا
فارین پالسی در ادامه آورد: اما آمریکا تنها کشوری نیست که برای نزدیک شدن به کشورهای آسیای مرکزی تلاش میکند. اگرچه حضور تاریخی روسیه در این منطقه در حال کاهش بوده و جای خود را تا حد زیادی به چین داده، اتحادیه اروپا و بریتانیا نیز روابط خود را با این منطقه تقویت کردهاند؛ در حالی که کشورهای حوزه خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز شراکتهای تجاری مهمی در این حوزه ایجاد کردهاند.
کریم داهو، معاون مدیر روابط جهانی و همکاریهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، با اشاره به رقابت سیاسی و دیپلماتیک میان امپراتوریهای بریتانیا و روسیه در قرن نوزدهم بر سر این مناطق، گفت: «به نظر میرسد شاهد تکرار بازی بزرگ هستیم.» او افزود: «در بحبوحه رقابت جهانی برای دسترسی به منابع، رقابت شدیدی بر سر منابع معدنی این منطقه در جریان است».
آسیای مرکزی به یکی از میدانهای اصلی رقابت جهانی برای دستیابی به مواد خام حیاتی، از جمله عناصر نادر خاکی، تبدیل شده است؛ موادی که ذخایر قابل توجهی در این منطقه دارند، اما بخش بزرگی از آنها تاکنون دستنخورده باقی مانده است. چین که در سالهای اخیر نفوذ قابل توجهی در این کشورها به دست آورده، هماکنون هم یکی از بزرگترین تامینکنندگان جهانی و هم مهمترین فرآوریکننده این عناصر به شمار میرود.
بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ آژانس بینالمللی انرژی (IEA) درباره مواد معدنی حیاتی، چین زنجیره تامین مواد معدنی مهمی مانند سولفات منگنز و اسید فسفریک را کنترل میکند. همچنین چین در فرآوری این مواد پیشتاز است و در ۱۹ مورد از ۲۰ ماده معدنی راهبردی بررسیشده در گزارش آژانس، به طور متوسط حدود ۷۰ درصد سهم بازار جهانی پالایش را در اختیار دارد.
در چنین شرایطی، اقتصادهای بزرگ جهان برای به دست آوردن سهمی از ذخایر عظیم کشورهایی مانند قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان رقابت میکنند.بر اساس دادههای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، آسیای مرکزی دارای:
۳۹ درصد از ذخایر جهانی سنگ منگنز،
۳۱ درصد کروم،
۲۰ درصد سرب،
۱۳ درصد روی،
۹ درصد تیتانیوم،
۶ درصد آلومینیوم،
۵ درصد مس،
۵ درصد کبالت،
و ۵ درصد مولیبدن جهان است.
خیز قدرتها برای منابع حیاتی
این نشریه در ادامه آورد: قزاقستان قادر است ۲۱ مورد از ۳۴ ماده خامی را که اتحادیه اروپا در فهرست مواد حیاتی خود قرار داده، صادر کند. قرقیزستان سومین ذخایر بزرگ آنتیموان جهان را در اختیار دارد و ازبکستان دارای یازدهمین ذخایر بزرگ مس جهان است. تاشکند نیز توسعه تولید لیتیوم و مولیبدن را آغاز کرده است.
این مواد برای طیف گستردهای از فناوریهای انرژی پاک، از پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی گرفته تا سامانههای ذخیرهسازی باتری، و همچنین فناوریهای دیجیتال و دفاعی حیاتی هستند. به همین دلیل، انتظار میرود تقاضا برای این عناصر به شکل چشمگیری افزایش یابد. برای نمونه، کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (آنکتاد) اخیرا اعلام کرده که تقاضا برای لیتیوم و گرافیت تا سال ۲۰۴۰ به ترتیب ۳۵۳ درصد و ۱۳۱ درصد افزایش خواهد یافت.
پیش از توافق ماه فوریه، ترامپ در نوامبر گذشته رهبران پنج کشور قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان را در واشنگتن برای گفتوگو درباره همکاری در حوزه مواد معدنی حیاتی میزبانی کرده بود. آمریکا بعداً نشستی درباره مواد معدنی برگزار کرد که به امضای تفاهمنامههای اولیه درباره تامین مواد معدنی حیاتی با ۱۱ کشور، از جمله ازبکستان، منجر شد.
همزمان، اتحادیه اروپا نیز تلاشهای خود را برای تقویت روابط با منطقه افزایش داده است. در اواخر نوامبر گذشته، سومین مجمع اقتصادی اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی که در ازبکستان برگزار شد، به شش توافق بزرگ منجر شد. این توافقها شامل تامین مالی پروژههایی برای مدرنسازی دادههای زمینشناسی با هدف جذب سرمایهگذاران خصوصی، ایجاد زنجیرههای تامین شفاف برای مواد خام حیاتی، و همچنین توافقی ۳ میلیون یورویی میان اتحادیه اروپا و بانک اروپایی بازسازی و توسعه برای توسعه استخراج پایدار این مواد در سراسر آسیای مرکزی بود.
در ماه ژوئن، عربستان سعودی و قزاقستان نیز یک یادداشت تفاهم برای تقویت همکاری در بخش معدن، تبادل دانش در زمینه اکتشاف مواد معدنی و فناوریهای مرتبط، و تشویق سرمایهگذاریهای مشترک معدنی امضا کردند.از سوی دیگر، روسیه نسبت به تلاشهای آمریکا و اتحادیه اروپا برای دستیابی به عناصر نادر خاکی و مواد معدنی حیاتی آسیای مرکزی ابراز نگرانی کرده است؛ منطقهای که مسکو همچنان آن را حوزه نفوذ سنتی خود میداند، در حالی که چین نیز توجه بیشتری به آن نشان داده است.میخائیل گالوزین، معاون وزیر خارجه روسیه، در ماه مه گفت: «ما درباره شدت تلاشهای واشنگتن برای پیشبرد توافقها درباره مواد معدنی حیاتی و فلزات نادر خاکی نگران هستیم. این موضوع صرفاً رقابت اقتصادی نیست، بلکه تلاشی برای کنار زدن روسیه و ایجاد زیرساختهایی تحت کنترل غرب در نزدیکی مرزهای ماست».
فرصتسازی کشورهای آسیایی
افزایش توجه جهانی به منابع معدنی آسیای مرکزی، از سوی کشورهای منطقه عمدتا به عنوان فرصتی برای رشد اقتصادی و تنوعبخشی به اقتصادها دیده میشود. با این حال، بهرهبرداری از این منابع با چالشهای متعددی روبهرو است.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در گزارشی در ماه مارس اعلام کرد: «سرمایهگذاران بالقوه به دلیل نبود دادههای قابل اعتماد و بهروز درباره ذخایر منابع، که ناشی از کمبود اکتشافات زمینشناسی پس از استقلال و استفاده از نظامهای قدیمی گزارشدهی ذخایر است، با محدودیت مواجهاند. همچنین سلطه شرکتهای دولتی داخلی در این بخش و اختلافات گذشته با سرمایهگذاران خارجی، مانع جذب سرمایه شده است».
آروزان میرکانووا، تحلیلگر ارشد موسسه مشاورهای Outpost Eurasia، گفت مدرنسازی اکتشافات نخستین گام حیاتی است. او افزود: «کمک فنی خارجی برای استفاده از فناوریهای پیشرفته، مانند هوش مصنوعی در نقشهبرداری زمینشناسی و دیجیتالیسازی دادهها، به بهبود مدیریت منابع و افزایش ظرفیتهای داخلی کمک خواهد کرد».
او تاکید کرد سرمایهگذاریهای خارجی باید با «منافع توسعهای» همراه باشد؛ از جمله انتقال فناوری و ایجاد ظرفیتهای فرآوری داخلی.یکی از مسائل کلیدی برای کشورهای آسیای مرکزی این است که آیا تجارت مواد معدنی حیاتی میتواند موتور رشد اقتصادی باشد یا اینکه وابستگی این منطقه به کشورهای بزرگتر و ثروتمندتر جهان را تشدید خواهد کرد.
میرکانووا هشدار داد: «در اقتصادهای نوظهور، استخراج مواد معدنی حیاتی میتواند وابستگی به کالاهای خام را افزایش دهد، به تخریب محیط زیست منجر شود و نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی را تشدید کند. آسیای مرکزی اگر سرمایهگذاریها تنها بر استخراج منابع متمرکز بماند، با این خطرات روبهرو خواهد شد».
در حالی که کشورهای جهان تلاش میکنند سلطه جهانی چین در این بخش را کاهش دهند، این کشور همچنان از سطح بالایی از خودکفایی برخوردار است. با این حال، بر اساس گزارش اخیر موسسه پژوهشی لاهه، چین با چالشهای فزایندهای، بهویژه در حوزه عناصر نادر خاکی، مواجه است.
علاوه بر تلاش رقبای چین برای بازسازی زنجیرههای تامین مستقل از پکن، این کشور با کاهش ذخایر منابع و افزایش رقابت فناوری جهانی نیز روبهرو است. یکی از پاسخهای احتمالی چین به این چالشها، ایجاد شراکتهای راهبردی پایدار با مناطق نوظهوری مانند آسیای مرکزی است.
نویسندگان گزارش موسسه لاهه معتقدند همکاری چین میتواند بر حمایت از کشورهای منطقه برای ایجاد صنایع یکپارچه عمودی، از اکتشاف و استخراج گرفته تا جداسازی مواد و تولید پیشرفته، تمرکز کند؛ الگویی که نمونه آن در همکاری چین و قزاقستان در حوزه استخراج اورانیوم دیده شده است.
این رویکرد چین با رفتار بسیاری از شرکتهای غربی در حوزه منابع تفاوت دارد؛ شرکتهایی که اغلب بر ارزش کوتاهمدت سهامداران و کاهش ریسکهای نظارتی تمرکز میکنند. این گزارش میگوید: «توافقهای دوجانبه چین اغلب شامل انتقال فناوری، آموزش نیروی کار و سرمایهگذاری زیرساختی است و همکاری را به عنوان یک پروژه توسعهای تعریف میکند، نه صرفاً یک معامله استخراج منابع».
تلاش برای کاهش وابستگی به چین
در نشانهای دیگر از تلاش کشورهای غربی برای کاهش وابستگی به چین، دولت ترامپ در نشست گروه ۷ در فرانسه بار دیگر پیشنهاد ایجاد یک بلوک تجاری غربی برای مواد معدنی حیاتی را مطرح کرد؛ بلوکی که شامل کف قیمتی هماهنگشده برای این مواد باشد.
در حال حاضر، این مواد معدنی عمدتا خارج از بورس و با شفافیت محدود معامله میشوند و قیمتهای جهانی آنها تا حد زیادی تحت تاثیر چین قرار دارد؛ کشوری که به دلیل سلطه در تولید این مواد، قیمتهای بازار را تعیین میکند.
این پیشنهاد با احتیاط از سوی اتحادیه اروپا مواجه شد؛ مقامهای اروپایی درباره موضوعاتی مانند نحوه مدیریت این بلوک تجاری ابراز نگرانی کردند. شرکتهای معدنی نیز نسبت به تعیین قیمتهای دستوری محتاط بودند و بسیاری از شرکتها و انجمنهای صنعتی با آن مخالفت کردند.
در پایان نشست گروه ۷، کشورهای عضو توافق کردند همکاری برای کاهش وابستگی به چین در حوزه مواد معدنی حیاتی را افزایش دهند؛ از جمله ایجاد یک پلتفرم جدید برای اشتراکگذاری دادهها و تقویت ذخیرهسازی مشترک این مواد.
به این ترتیب، آسیای مرکزی احتمالا همچنان در مرکز رقابت جهانی برای دستیابی به این منابع باقی خواهد ماند؛ و توافقها و شراکتهای متعددی که در ماهها و سالهای اخیر با کشورهای این منطقه شکل گرفتهاند در آینده نیز ادامه خواهند یافت.