به گزارش تجارت نیوز، تازهترین آمارها حاکی از کاهش چشمگیر و نگرانکننده ذخایر آبی کشور است. بر اساس دادههای شرکت مدیریت منابع آب ایران، میانگین درصد پرشدگی مخازن سدهای کشور تنها به حدود ۳۵ درصد رسیده است که این رقم نسبت به سال گذشته کاهشی ۱۹ درصدی را نشان میدهد. این وضعیت زنگ خطری جدی برای مدیریت تقاضا و تخصیص منابع آب در ماههای آتی است. گرچه مجموع بارشهای کشور از ابتدای سال آبی جاری یعنی مهرماه ۱۴۰۴ تا ۱۹ دیماه حدود ۸۲.۱ میلیمتر بوده است که به طور تقریبی با میانگین بلندمدت یعنی ۸۲.۴ میلیمتر برابری میکند، اما توزیع نامتوازن این بارشها، موردی است که منجر به وضعیت وخیم منابع آبی در برخی استانها شده است.
بیشترین افت بارشها در سطح استانی، با کاهش بیش از ۷۰ درصدی نسبت به بلندمدت، متوجه استان تهران است. شش استان شامل اردبیل، همدان، مرکزی، البرز، قزوین و تهران، خشکسالی شدید ناشی از کمبارشی را با افت ۵۳ تا ۷۳ درصدی تجربه میکنند، در حالی که در سایر استانهایی نظیر یزد، کردستان، گلستان، خوزستان و گیلان نیز کاهش بارش بین پنج درصد تا ۴۶ درصد گزارش شده است. این توزیع نامتوازن، فشار مضاعفی را بر زیرساختهای تامین آب در مناطق پرجمعیت مانند تهران وارد کرده است.
کمبود بارشها از تغییرات اقلیمی حکایت دارد و وضعیت وخیم منابع آب از مدیریت و حکمرانی نادرست آبی!
گرچه مساله پراکندگی بارشها موضوع مهمی است و نشان میدهد عمده استانهایی که با کمبود بارش مواجه هستند، وضعیت آبی وخیمتری دارند، اما باید این نکته را متذکر شد که مساله کمبود آب تنها به بارش مربوط نمیشود، بلکه بارش کم باران مساله حکمرانی نادرست منابع آبی را بار دیگر نمایان میکند.
کمبود بارش در این مناطق، به تنهایی عامل اصلی بحران نیست، بلکه ضعف در سیاستگذاریها و اجرای راهکارهای سازگار با اقلیم، نظیر مدیریت تقاضا و کاهش بارگذاری جمعیت در شهرهایی مانند تهران، جلوگیری از برداشتهای بیرویه و بهروزرسانی زیرساختهای تامین آب، سبب شده است که نوسانات طبیعی به سرعت به بحرانهای عمیق حکمرانی تبدیل شوند.
تمرکز صرف بر آمار کلی بارشها، مساله ضعف توسعهای ناشی از حکمرانی نادرست منابع آبی را کمرنگ جلوه میدهد. این در حالی است که پراکنده بودن بارشها و کاهش بارشها نشانهای از تغییرات اقلیمی است که بسیاری از کشورهای جهان به دلیل سیاستهای توسعهای که مطابق با محیط زیست نبودهاند، با آن مواجه هستند. اما این بدان معنا نیست که جهان برای تامین میزان آب موردنیاز هر کشور متوسل به بارشهاست، بلکه مساله ناتوانی یک کشور در تامین آب مورد نیاز شهروندان، صنایع و… به حکمرانی نادرست منابع آبی بازمیگردد. وقتی در کشوری مانند ایران که به طور تاریخی خشک و نیمهخشک دستهبندی شده، تلاش برای بارگذاری بیش از ظرفیت جمعیت در برخی استانها میشود و کشاورزی و صنایع آببر در استانهای کمآب در جریان هستند، طبیعی است که بعد از سالها فشار بر پیکرههای آبی، وضعیت منابع آبی کشور وخیم ارزیابی شود.
این مساله به برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، توسعه کشاورزی و صنعت آببر در استانهای خشک و نیمهخشک، بارگذاری بیش از حد ظرفیت در استانها و بسیاری دیگر از مواردی برمیگردد که به طور مستقیم متوجه نحوه مدیریت منابع آبی کشور است و به یک عامل بیرونی مانند افزایش یا کاهش بارشها مربوط نمیشود.
آنچه مسلم است، کاهش شدید بارشها در کشور و البته زنگ خطر وخیمتر شدن وضعیت منابع آبی است. در تهرانی که کمتر از 6 سال گذشته حتی در آبان ماه نیز برف میبارید، اکنون تنها بارشهایی اندک و محدود در دی ماه مشاهده میشود. وضعیتی که بیاهمیتی کشورها نسبت به منابع آبی و محیط زیست را فریاد میزند و مانند همیشه پیامدهای سیاستهای آنها بار دیگر به شهروندان و به خصوص آسیبپذیرترینها تحمیل میشود. ایران اکنون در وضعیتی قرار دارد که علاوه بر تاثیر پذیرفتن از روند جهانی تغییرات اقلیمی، درگیر یک خشکسالی است که به طور مستقیم توسط سیاستگذاران رخ داده است؛ یک خشکسالی بیپایان که چشماندازی برای بهبود آن در کوتاهمدت حتی با تغییر سیاستگذاریها وجود ندارد.
برای مطالعه بیشتر گزارش در تدوین الگوی توسعه و تبیین سیاستهای آبی برای تهران، شکست کامل رخ داده است را در تجارتنیوز بخوانید.