به گزارش تجارت نیوز، علاوه بر سالگرد حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در ایالات متحده، تیترهای صبح جمعه عمدتا تحت تاثیر پیروزی بزرگ حوثیها در برابر دولت یمن، تحت حمایت عربستان سعودی، قرار داشت. نیروهای حوثی طی تنها یک شب بخش بزرگی از مناطق ساحلی یمن در دریای سرخ را به تصرف خود درآوردند و کنترل این مناطق را تا نوک جنوبی شبهجزیره عربستان، در محل تنگه بابالمندب، گسترش دادند. آنها همچنین جزیره راهبردی پریم را در میانه این تنگه در اختیار گرفتند.
ریاض در شوک
نشنال اینترست با انتشار یادداشتی نوشت: فروپاشی نیروهای دولتی بهطرز شگفتآوری آسان بود و حوثیها توانستند حجم قابلتوجهی از تجهیزات تامینشده از سوی عربستان را به غنیمت بگیرند. این تحولات با شکست ارتش عراق در موصل در برابر داعش در سال ۲۰۱۴ و فروپاشی نیروهای بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ مقایسه شده است.
حملات موشکی حوثیها به خط لوله شرق-غرب عربستان نیز ظاهرا این شریان حیاتی انتقال نفت را که مسیر جایگزینی برای دور زدن تنگه هرمز محسوب میشود، دستکم در حال حاضر از کار انداخته است. بازارهای نفت همچنین در حال هضم گزارشی از نیویورکتایمز هستند که نشان میدهد صادرات نفت عربستان حتی پیش از توقف فعالیت خط لوله، در پی تهدید حوثیها علیه کشتیرانی سعودی در دریای سرخ، بهشدت کاهش یافته بود.
تداوم راهبرد فشار بر ایران
همزمان، والاستریت ژورنال روز ۱۱ سپتامبر گزارش داد که حلقه نزدیک مشاوران دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، احتمال تداوم جنگ کنونی تا پایان دوره ریاستجمهوری او در ژانویه ۲۰۲۹ را با او مطرح کردهاند. این نگرانی مطرح است که راهبرد فعلی آمریکا، یعنی ترکیب محاصره دریایی با فشار اقتصادی شدید، نتواند ایران را پیش از پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ به تسلیم وادار کند.
با وجود این چشمانداز تیره برای جنگ، مقامهای ارشد دولت ترامپ پیشنهادی برای بازگشت به میز مذاکره با موضعی تعدیلشده و متناسب با این واقعیت ارائه نکردهاند. به ادعای این نشریه ترامپ همچنان از واژه «تسلیم» برای توصیف نتیجهای که از فشار آمریکا بر ایران انتظار دارد استفاده میکند.
همزمان هیچ گزارشی از ماموریت مقامهای ارشد دولت برای طراحی یک راهبرد مذاکرهای عملیتر منتشر نشده و به نظر میرسد مشاوران ترامپ تصور میکنند وضعیت موجود، یعنی جنگی محدود همراه با فشار اقتصادی، میتواند هرقدر لازم باشد ادامه پیدا کند؛ حتی اگر ادامه آن به رئیسجمهور بعدی واگذار شود.
زنگ هشدار باید به صدا درآید
با این حال آنگونه که نشنال اینترست نوشته، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، ظاهرا دیدگاه متفاوتی دارد، اما به نظر میرسد به دلیل نداشتن اختیار تصمیمگیری، تمایلی به رویارویی با ترامپ بر سر این موضوع ندارد.
این وضعیت باید در سراسر واشنگتن زنگ خطر را به صدا درآورد. در حالی که بازار نفت پس از ماهها خوشبینی و بیخیالی تابستانی، در حال واکنش نشان دادن به تحولات اخیر است و قیمت نفت خام برنت بهشدت افزایش یافته، بسیاری از مردم همچنان به دلیل ناآشنایی با تحلیلهای کمی بازار نفت، احساس امنیت کاذبی دارند.
پس از فروکش کردن شوک اولیه جنگ، دیدگاه غالب بازار در اوایل تابستان این بود که بحران ایران در مسیر حلوفصل از طریق مذاکره قرار دارد و ذخایر راهبردی و ذخایر تجاری نفت برای جذب این شوک بیش از اندازه کافی هستند.
لرزش بیسابقه بازار انرژی
اما اکنون کاملا روشن است که بحران بهسرعت حل نخواهد شد و بیش از شش ماه کاهش عرضه، ذخایر راهبردی و تجاری را به میزان قابلتوجهی کاهش داده است. وضعیت ذخایر فرآوردههای نفتی حتی وخیمتر است؛ چراکه ظرفیت پالایش جهانی با دو ضربه مهم ژئوپلیتیکی مواجه شد: نخست، از دست رفتن ظرفیت پالایشی صادراتمحور در کشورهای حاشیه خلیج فارس که به دلیل اختلال در مسیرهای عادی حملونقل از بازارها جدا شده؛ دوم، از کار افتادن نزدیک به نیمی از ظرفیت پالایشی روسیه در پی حملات پهپادی اوکراین.
اکنون بازار با کمبود گازوئیل مواجه است و میانگین قیمت آن در ایالات متحده تا ۱۰ سپتامبر به ۶ دلار به ازای هر گالن رسیده است. قیمت بنزین برای مصرفکنندگان ملموستر است، اما اقتصاددانان میدانند که قیمت گازوئیل نقش مهمی در افزایش تورم دارد. همه این عوامل احتمال افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو در نشست هفته آینده سپتامبر را افزایش میدهد؛ آن هم در شرایطی که ترامپ بارها خواستار سیاست پولی انبساطی و نرخهای بهره پایینتر شده است.
بخش خصوصی در کما
مقامهای دولت آمریکا بارها بر فعالیت تانکرهایی تاکید کردهاند که با اسکورت ایالات متحده همچنان از «مسیر عمان» در تنگه هرمز عبور میکنند. با این حال، بیشتر فعالان بخش خصوصی نسبت به آماری که دولت منتشر میکند تردید دارند؛ زیرا تحلیلگران میتوانند با استفاده از تصاویر ماهوارهای، حتی در شرایطی که فرستندههای شناسایی کشتیها خاموش هستند، مسیر تانکرها را ردیابی کنند. علاوه بر این، این ترددها به دلیل نبود پوشش بیمهای با محدودیت مواجه است.
بخش عمده تانکرهایی که در حال حاضر نفت خام را از طریق تنگه هرمز به سمت دریای عمان منتقل میکنند، متعلق به شرکتهای ملی نفت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هستند و از این رو میتوانند چنین ریسکی را بپذیرند؛ اما تانکرهای متعلق به شرکتهای خصوصی حاضر به پذیرش این خطر نیستند. شاید پذیرش این واقعیت در داخل دولت آمریکا نوعی تابوشکنی باشد، اما بیشتر ناظران بخش خصوصی انتظار ندارند حجم نفت عبوری از تنگه هرمز در آینده نزدیک افزایش چشمگیری نسبت به سطح متوسط فعلی داشته باشد.
گشایش جبهه دوم
دستاوردهای حوثیها در یمن در روز گذشته، این وضعیت را وخیمتر کرده؛ زیرا هم حملونقل دریایی در دریای سرخ مختل خواهد شد و هم، دستکم در حال حاضر، خط لولهای را که نفت خام عربستان را به پایانههای صادراتی منتقل میکند، از کار افتاده است. این خط لوله تعمیر خواهد شد، اما بار دیگر نیز میتواند هدف حمله قرار گیرد.
ادامه وضعیت موجود در قبال ایران احتمالا قیمت نفت را افزایش خواهد داد تا زمانی که کاهش تقاضا به اندازهای برسد که بازار را متعادل کند؛ کاهشی که بیشتر اقتصاددانان انتظار دارند عمدتا ناشی از کند شدن فعالیت اقتصادی جهان باشد. خارج از محافل نفتی ممکن است این تصور وجود داشته باشد که خطر نفت ۱۵۰ دلاری دیگر از بین رفته، اما با توجه به شرایط جدید، چنین تصوری دیگر قابل اتکا نیست.
در نهایت، فارغ از وضعیت اقتصادی ناپایداری که حفظ شرایط موجود برای دو سال دیگر ایجاد خواهد کرد، ادامه این رویکرد آسیب بسیار بیشتری به جایگاه آمریکا در منطقه وارد خواهد کرد. به جز امارات متحده عربی که همچنان یک خط لوله جایگزین برای انتقال نفت در اختیار دارد، دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس بهشدت تحت فشار قرار گرفتهاند.
عراق بخشی از جریان صادرات خود را تغییر مسیر داده و دوباره برقرار کرده است، اما طی چند ماه آینده با وضعیت بودجهای غیرقابلتحملی مواجه خواهد شد. قطر از داراییهای قابلتوجهی برخوردار است، اما در حال حاضر درآمد بسیار اندکی از صادرات گاز طبیعی مایعشده یا نفت در اختیار دارد. مصر نیز همزمان از قیمت بالای نفت و کاهش شدید درآمدهای کانال سوئز آسیب میبیند؛ درآمدی که برای بودجه دولت این کشور حیاتی است.
اینها تنها چند نمونه از پیامدهای وضعیت موجود هستند. اگر ایالات متحده با هدف حفظ فشار بر ایران از طریق محاصره دریایی، نسبت به مشکلات متحدان و شرکای خود در منطقه بیتفاوت بماند، روابط واشنگتن با این کشورها بهشدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
دولت ترامپ اکنون به یک راهبرد جدید نیاز دارد؛ چراکه به نظر میرسد دریافته رویکرد فعلی در بازه زمانی قابلقبول نتیجه نخواهد داد و در عین حال، خسارتهای جانبی قابلتوجهی به ایالات متحده و شرکای آن وارد میکند. این وضعیت را نمیتوان صرفا به حال خود رها کرد تا بر اساس یک روند خودکار ادامه پیدا کند.
اما پرسش اینجاست: چه کسی در حلقه نزدیک رئیسجمهور حاضر است پیشقدم شود و این گفتوگوی دشوار را با دونالد ترامپ مطرح کند؟