تشدید تنش در تنگه هرمز موجب شد تا بهای نفت به 100 دلار برسد، اما واکنش آرام طلا نشان میدهد بازارها این بحران را بیشتر شوک انرژی میدانند تا تهدیدی برای اقتصاد جهانی.
آمریکا پس از ناکامی در مسیر فشار نظامی و مشوقهای دیپلماتیک، به اهرم اقتصادی علیه ایران روی آورده؛ اما پیچیدگی شبکههای تجاری تهران و نقش چین و تنگه هرمز، موفقیت این استراتژی را با تردید جدی مواجه کرده است.
چین ضمن مخالفت با فشار و تحریمهای جدید علیه ایران، از مسیر مذاکره و حفظ چارچوب عدم اشاعه حمایت کرده و همزمان میکوشد با همکاری روسیه مانع تشدید تنش و تصویب قطعنامههای ضدایرانی در شورای امنیت شود.
ناکامی آمریکا در جنگ با ایران و ماجرای تنگه هرمز، بیش از آن که نتیجه ضعف نیروی نظامی باشد ماحصل خطای راهبردی کاخ سفید و تعریف ماموریت های ناممکن برای ارتش است.
جنگ ترامپ علیه ایران آمریکا را در بنبستی راهبردی قرار داده و کمهزینهترین راه خروج، توافق موقت با تهران برای بازگشایی هرمز، کاهش تنش و بازگشت به دیپلماسی است، نه تشدید نظامی.
به ادعای فارینپالیسی با وجود بررسی گزینههای محدود زمینی، آمریکا به دلیل هزینههای سنگین نظامی، سیاسی و لجستیکی، از حمله گسترده زمینی به ایران پرهیز میکند و آن را خطر تبدیل شدن به یک «جنگ بیپایان» میداند.
آتشبس هرمز نه بهدلیل اختلاف بر سر اصل توافق، بلکه بهدلیل ابهامهای حقوقی، برداشتهای متضاد و بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن به بحران تازهای کشیده شد.
تمرکز ناوگان آمریکا مقابل ایران، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، از محدودیتهای فزاینده نیروی دریایی این کشور، فرسودگی ناوگان و کاهش توان واشنگتن برای حفظ همزمان برتری دریایی در مقیاس جهانی حکایت دارد.