آمریکا پس از ناکامی در مسیر فشار نظامی و مشوقهای دیپلماتیک، به اهرم اقتصادی علیه ایران روی آورده؛ اما پیچیدگی شبکههای تجاری تهران و نقش چین و تنگه هرمز، موفقیت این استراتژی را با تردید جدی مواجه کرده است.
چین ضمن مخالفت با فشار و تحریمهای جدید علیه ایران، از مسیر مذاکره و حفظ چارچوب عدم اشاعه حمایت کرده و همزمان میکوشد با همکاری روسیه مانع تشدید تنش و تصویب قطعنامههای ضدایرانی در شورای امنیت شود.
ناکامی آمریکا در جنگ با ایران و ماجرای تنگه هرمز، بیش از آن که نتیجه ضعف نیروی نظامی باشد ماحصل خطای راهبردی کاخ سفید و تعریف ماموریت های ناممکن برای ارتش است.
جنگ ترامپ علیه ایران آمریکا را در بنبستی راهبردی قرار داده و کمهزینهترین راه خروج، توافق موقت با تهران برای بازگشایی هرمز، کاهش تنش و بازگشت به دیپلماسی است، نه تشدید نظامی.
به ادعای فارینپالیسی با وجود بررسی گزینههای محدود زمینی، آمریکا به دلیل هزینههای سنگین نظامی، سیاسی و لجستیکی، از حمله گسترده زمینی به ایران پرهیز میکند و آن را خطر تبدیل شدن به یک «جنگ بیپایان» میداند.
آتشبس هرمز نه بهدلیل اختلاف بر سر اصل توافق، بلکه بهدلیل ابهامهای حقوقی، برداشتهای متضاد و بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن به بحران تازهای کشیده شد.
تمرکز ناوگان آمریکا مقابل ایران، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، از محدودیتهای فزاینده نیروی دریایی این کشور، فرسودگی ناوگان و کاهش توان واشنگتن برای حفظ همزمان برتری دریایی در مقیاس جهانی حکایت دارد.