علی واعظ معتقد است جنگ ایران و آمریکا به دلیل فقدان اعتماد متقابل، در وضعیت فرسایشی و بدون راهحل روشن ادامه خواهد یافت و دیپلماسی نیز همزمان با جنگ جریان خواهد داشت.
سایه تداوم تنشهای منطقهای، افزایش هزینههای دفاعی، اختلال در مسیرهای صادرات انرژی و فشارهای مالی، اجرای طرح بلندپروازانه «چشمانداز ۲۰۳۰» عربستان را با چالشهای تازهای مواجه کرده و ریاض را به بازنگری در سرعت و مقیاس پروژههای تحول اقتصادی ناچار کرده است.
تداوم جنگ ایران و آمریکا در حال از بین بردن سازوکارهایی است که تاکنون مانع از وقوع بحران جهانی انرژی شدهاند؛ از این رو، بازگشت به مسیر دیپلماسی و دستیابی به توافقی جامع برای توقف درگیریها و تضمین امنیت مسیرهای حیاتی انرژی ضروری است.
تلاش عمان برای حفظ کانال ارتباطی با ایران و دیگر بازیگران منطقه، این بازیگر را همزمان به شریک دیپلماتیک ضروری و نقطه اصطکاک بالقوه برای آمریکا در مدیریت بحرانهای خاورمیانه تبدیل کرده است.
تداوم محدودیت کشتیرانی در هرمز و تشدید اختلالات بابالمندب، تجارت کانتینری خلیج فارس را زمینگیر و با تحمیل مسیرهای جایگزین پرهزینه و طولانی، فشار بر زنجیره تأمین و قیمت کالاها را تشدید کرده است.
از سرگیری حملات حوثیها در دریای سرخ و بابالمندب میتواند با تشدید فشار بر صادرات نفت عربستان، موازنه جنگ فرسایشی ایران و آمریکا را به زیان واشنگتن تغییر داده و مسیر هرگونه توافق آتشبس را پیچیدهتر کند.
جنگ در خلیج فارس با جهش قیمت نفت، موج تازهای از سرمایهگذاری، اکتشاف و ادغام را در صنعت نفت رقم زده و احتمال بازگشت این بخش به دورهای تازه از رونق را افزایش داده است.
پیروزی حوثیها در یمن و تهدید مسیرهای انرژی نشان میدهد راهبرد فشار حداکثری ترامپ علیه ایران ممکن است نهتنها به نتیجه نرسد، بلکه هزینههای منطقهای و اقتصادی سنگینی برای آمریکا ایجاد کند.
همزمانی کنترل ایران بر تنگه هرمز و نفوذ حوثیها بر بابالمندب میتواند تهران و متحدانش را به اهرمهای تعیینکننده تجارت جهانی انرژی تبدیل کرده و فشار بر آمریکا و متحدانش را افزایش دهد.
تشدید تنش در تنگه هرمز موجب شد تا بهای نفت به 100 دلار برسد، اما واکنش آرام طلا نشان میدهد بازارها این بحران را بیشتر شوک انرژی میدانند تا تهدیدی برای اقتصاد جهانی.
آمریکا پس از ناکامی در مسیر فشار نظامی و مشوقهای دیپلماتیک، به اهرم اقتصادی علیه ایران روی آورده؛ اما پیچیدگی شبکههای تجاری تهران و نقش چین و تنگه هرمز، موفقیت این استراتژی را با تردید جدی مواجه کرده است.
چین ضمن مخالفت با فشار و تحریمهای جدید علیه ایران، از مسیر مذاکره و حفظ چارچوب عدم اشاعه حمایت کرده و همزمان میکوشد با همکاری روسیه مانع تشدید تنش و تصویب قطعنامههای ضدایرانی در شورای امنیت شود.
ناکامی آمریکا در جنگ با ایران و ماجرای تنگه هرمز، بیش از آن که نتیجه ضعف نیروی نظامی باشد ماحصل خطای راهبردی کاخ سفید و تعریف ماموریت های ناممکن برای ارتش است.
جنگ ترامپ علیه ایران آمریکا را در بنبستی راهبردی قرار داده و کمهزینهترین راه خروج، توافق موقت با تهران برای بازگشایی هرمز، کاهش تنش و بازگشت به دیپلماسی است، نه تشدید نظامی.
به ادعای فارینپالیسی با وجود بررسی گزینههای محدود زمینی، آمریکا به دلیل هزینههای سنگین نظامی، سیاسی و لجستیکی، از حمله گسترده زمینی به ایران پرهیز میکند و آن را خطر تبدیل شدن به یک «جنگ بیپایان» میداند.