نشست احتمالی سهجانبه ترامپ، شی جینپینگ و پوتین در شنژن میتواند به عرصه معامله بر سر اوکراین، تایوان، کنترل صادرات فناوری و مهار تنش با ایران تبدیل شود؛ معاملاتی که هزینههای سیاسی و راهبردی آن را متحدان غایب آمریکا خواهند پرداخت.
جنگ آمریکا علیه ایران نهتنها بازدارندگی واشنگتن در شرق آسیا را تقویت نکرده، بلکه با آشکار کردن محدودیتهای نظامی آمریکا و منحرف کردن منابع آن از اقیانوس آرام، میتواند اعتبار تعهدات امنیتی واشنگتن در قبال تایوان و متحدان آسیاییاش را تضعیف کند.
شکست احتمالی چین در جنگ تایوان لزوما به فروپاشی حزب کمونیست منجر نمیشود، زیرا عمق راهبردی قارهای، زیرساختهای زمینی و پیوندهای اقتصادی پکن در اوراسیا میتواند توان این کشور برای تحمل شکست نظامی را افزایش دهد.
طرح «جهنمنما» با تکیه بر انبوه پهپادهای ارزان و هوش مصنوعی، راهبرد آمریکا و تایوان برای افزایش هزینه هرگونه حمله چین و جلوگیری از پیروزی سریع پکن در تنگه تایوان است.
سیاست «ابهام راهبردی» آمریکا درباره تایوان در سایه رویکرد معاملهمحور ترامپ با چین در حال تضعیف است؛ تغییری که میتواند محاسبات پکن درباره هزینه اقدام علیه تایپه و توازن امنیتی شرق آسیا را دگرگون کند.
تایوان برای بازدارندگی چین در تنگه تایوان باید از اتکای پرهزینه به ناوهای بزرگ فاصله بگیرد و با ساخت ناوگان کوچک، پراکنده و چابک، توان حمله و بقا در برابر دشمن قدرتمندتر را افزایش دهد.
رزمایشهای نظامی چین در اطراف تایوان، با هدف نمایش قدرت و ایجاد بازدارندگی در برابر استقلالطلبی تایوان و مداخله خارجی، وارد مرحلهای بیسابقه از نظر مقیاس، آمادگی، و صراحت عمل شدهاند.
دیوید آلبرایت - کارشناس سلاحهای هستهای از نخستین کسانی بود که گزارشی در مورد برنامه هستهای تایوان منتشر کرد - نوشت که چانگ و جامعه اطلاعاتی آمریکا «جلوی کابوس رویارویی یک چین مسلح به سلاح هستهای با یک تایوان کوچکتر و مسلح به سلاح هستهای» را گرفتند.