پنج طرز فکر اشتباهی که نمی‌گذارد پولدار شوید

پنج طرز فکر اشتباهی که نمی‌گذارد پولدار شوید

درست مانند فوتبال بازی‌کردن، پیانو‌زدن و یا فرانسوی صحبت‌کردن، راه و روش پولدار ‌شدن را هم می‌توان یاد گرفت. هر چند پول درآوردن معادل است با نوآوری، تلاش و هوش، اما با این همه، دست‌کم می‌توان گفت مواردی وجود دارند که اجتناب‌کردن از آن‌ها می‌تواند موانع پولدار‌شدن شما را از پیش پای‌تان بردارد.

در این مقاله، به پنج طرز فکر اشتباهی اشاره می‌کنم که می‌توانند پولدار ‌شدن شما، به ویژه از طریق راه‌اندازی کسب‌وکارها را به تاخیر بیندازند.

  1. باید تا جایی که می‌توانم پس‌انداز کنم

پس‌انداز کردن به طور کلی مقدمه سرمایه‌گذاری کردن است. با این همه، تکیه صرف بر اینکه باید پس‌انداز داشته باشید تا بتوانید سرمایه‌گذاری کنید، قطعا جلوی پولدار‌ شدن شما را خواهد گرفت.

به مفهومِ پس‌انداز فکر کنید: پس‌انداز کردن یعنی مصرف کمترِ امروز، به نیت مصرف بیشترِ فردا. این در مجموع بد نیست که همیشه یک حسابِ بانکی پر داشته باشید، اما اگر می‌خواهید از پس‌اندازتان برای راه‌اندازی کسب‌وکار استفاده کنید، احتمالا شکست می‌خورید.

این در حالی است که به غیر از پس‌انداز کردن، روش‌های دیگری هم برای تامین مالیِ کسب‌وکارها وجود دارد. مثلا می‌توانید وام بگیرید و یا سرمایه‌گذار پیدا کنید.

علاوه بر این، باید سعی کنید در مصرف برخی چیزها صرفه‌جویی نکنید و پس‌انداز کردن را کنار بگذارید! مثلا ثبت‌نام در دوره‌های آموزشی مختلف، سفرکردن و همین‌طور لذت‌های کوچک زندگی، همه و همه برای بهتر فکر کردن و پولدار شدن ضروری هستند.

پولدار شدن
پس‌انداز کردن الزاما استراتژی خوبی نیست.
  1. باید بیشتر کار کنم

بیشتر کار کردن شاید زمانی یک ارزش بود، اما حالا برنده کسی است که کمتر کار می‌کند و بیشتر پول در می آورد.

«نسیم نیکلاس طالب» (Nassim Nicholas Taleb) نویسنده آمریکاییِ لبنانی‌تبار که در ایران او را با کتاب مشهورش به نام «قوی سیاه» (The Black Swan) می‌شناسند، می‌گوید بهترین مشاغل در جهان، «مشاغل بالنده» (scalable job) هستند.

مقصود نسیم طالب از «مشاغل بالنده» هم مشاغلی است که میزان دریافتی شما از آن، وابسته به تعداد ساعات کاری شما نیست. مثلا، حتی اگر شما بهترین جراح مغز جهان هم باشید که روزی ۲۰ ساعت جراحی می‌کنید و به ازای هر ساعت جراحی هم ۱۰۰ میلیون تومان دریافت می‌کنید، حداکثر دریافتی شما روزی ۲ میلیارد تومان خواهد بود.

پولدار شدن
در کتاب «قوی سیاه» می‌خوانیم که چرا برخی از مشاغل، می‌توانند سریع‌تر ما را پولدار کنند.

اما اگر شما بیل گیتسی باشید که زمانی «مایکروسافت» را بنیان‌گذاری کرده‌اید، حالا می‌توانید به راحتی در خانه بنشینید، صبح تا شب کتاب بخوانید و البته در هر ثانیه حساب بانکی‌تان پر تر از قبل بشود. چنین شغلی یک شغل «بالنده» است و پولدار شدن شما را جلوتر می‌اندازد.

  1. باید مدرک دانشگاهی داشته باشم

برخی از پیشروترین شرکت‌های دنیا، دیگر استخدام نیروی انسانی مورد نیاز خود را بر اساس پیشینه تحصیلی انجام نمی‌دهند. این شرکت‌ها، حالا بیش از هر زمان دیگری بر تجربه کاری، استعداد و حتی جاه‌طلبی تمرکز می‌کنند.

این در حالی است که برخی از مشهورترین کارآفرینان دنیا هم فاقد مدارک دانشگاهی بوده‌اند. (مثلا استیو جابز)

پولدار شدن
برخی کارآفرینان مشهور، تحصیلات دانشگاهی نداشته‌اند.

در کنار این‌ها، این نکته را هم نباید فراموش کرد که مدارک دانشگاهی در واقع در زمره «مهارت‌های سخت» طبقه‌بندی می‌شوند و این در حالی است که فضای کسب‌وکار مدرن، به «مهارت‌های نَرم» (مثل فن مذاکره، توانایی کارِ گروهی و امثال این‌ها) تکیه دارد.

  1. باید صفر تا صد کار را خودم انجام دهم

افراد پولدار همیشه کسانی را در استخدام دارند که کارهای آن‌ها را انجام می‌دهند.

برخی از افراد فکر می‌کنند اگر همه کارهای مربوط به راه‌اندازی یک کسب‌وکار را خودشان انجام دهند، پول کمتری خرج خواهند کرد، درگیری کمتری با افراد خواهند داشت و در یک کلام، فردی کار کردن برای‌شان به‌صرفه خواهد بود.

باید این تصور را رها کنید که همه کارها را از صفر تا صد خودتان انجام دهید. افرادی که می‌خواهند پولدار شوند، (حتی اگر پول کافی در اختیار نداشته باشند) راحت‌تر سایرین را به استخدام خود در می‌آورند.

«برون‌سپاری» (Outsourcing) هم یکی از کارهایی است که پولدارها راحت‌تر از بقیه انجامش می‌دهند. شما ممکن است صاحب یک کسب‌وکار باشد اما اطلاعات‌تان از امور مالی زیاد نباشد. در این حالت، سپردن کار به یک متخصص امور مالی نه فقط بهره‌وری کاری شما را بالاتر می‌برد، که به خودیِ خود ثروت‌آفرین هم هست.

  1. نباید شریک داشته باشم

این هم یکی دیگر از تصورات و طرز فکرهای نادرستی است که می‌تواند جلوی پولدار شدن شما را بگیرد. یک شریک نامناسب می‌تواند واقعا فضای کسب‌وکار را برای شما زهرآلود کند، اما فقط کافی است یک لحظه به این فکر کنید که در نبود شراکت و همکاری، دنیا چه شکلی می‌شد.

امروز بسیاری از شرکت‌های بزرگ و حتی کشورها، صرفا بر مبنای شراکت با سایرین به پیش می‌روند. (حتی اگر شریک را به معنای کسی در نظر می‌گیرید که ممکن است سر شما کلاه بگذارد، به این جمله مشهور بین سیاستمداران دقت کنید: سیاست یعنی هنر کار کردن با دشمنان!)

این مطلب را به اشتراک بگذارید
نظرات